بازکشف، پروژه استیون گریر. یک عملیات تبلیغاتی
بازکشف: آناتومی یک تبلیغاتی
پرونده ایجاد شده در ۵ مارس ۲۰۰۳
آخرین بهروزرسانی در ۸ آوریل ۲۰۰۴
در سال ۲۰۰۱، من به منشور پرشور دکتر استیون گریر مراجعه کردم که نسخه فرانسوی آن را میتوانید در وبسایت زیر پیدا کنید:
http://disclosureproject.free.fr
و به طور خاص در فایل PDF زیر:
http://disclosure.free.fr/le_projet_revelation.pdf
این ترجمه توسط یک داوطلب فرانسوی انجام شده است.
۱۶ مارس ۲۰۰۴: تبلیغات همچنان ادامه دارد و توسط یک ناشر فرانسوی منتقل میشود:
استیون ام. گریر
جلد پشت کتاب:
برای اولین بار در ایالات متحده، بیش از شصت سرباز، کارمند دولتی، افسر اطلاعات و کارمند صنعت، آماده شدهاند تا در مورد عملیات بسیار محرمانه و حقیقت پشت بزرگترین برنامههای مخفی تاریخ ما شهادت دهند.
این شهادتهای انفجاری که از درون دولت آمریکا آمده، مدرکی قوی بر این است که اشیاء غیرهمگانی (UFO) واقعی هستند، برخی از آنها از منشأ فضایی هستند و در چارچوب برنامههای محرمانه، از فناوریهایی استفاده میشود که انرژی و روشهای پیشرانه جدیدی را به بشر ارائه میدهند و به معنای آغاز تمدنی جدید برای انسان خواهد بود — تمدنی بدون فقر یا آلودگی، تمدنی که قادر به سفر در میان ستارگان است.
اینجا فقط داستانهایی درباره UFOها، موجودات فضایی و عملیات مخفی نیست، بلکه این است که ۵۰ سال پیشرفت انسانی به تأخیر افتاده است و این برنامههای مخفی ممکن است راهحل واقعی برای بحران انرژی و محیط زیست که کره زمین را در حال حاضر دچار آن است، و همچنین فقر در جهان باشد.
یک کتاب مهم که پس از آن دیگر نمیتوان گفت ما تنها موجودات در جهان هستیم.
این کتاب نتیجه یک تحقیقی است که حدود ۱۰ سال طول کشیده و شامل موارد زیر است:
-
شهادت پیлотها، افسران هوایی و کنترلکنندگان هوایی که مسیر این فضاپیماها را با رادار ردیابی کردهاند، که سرعت آنها به هزاران کیلومتر در ساعت میرسید.
-
شهادت افرادی که در این عملیاتها نقش داشتهاند و با فضاپیماها، بدنها و تکهبردهای منشأ فضایی کار کردهاند — افرادی که همچنین میگویند فضاپیماهای فضایی واقعاً سرنگون شدهاند.
-
حقیقت درباره انرژیهای جدید و سیستمهای پیشرانه — فناوریهایی که اکنون آماده هستند و کار میکنند، اما در عملیات «مخفی» پنهان شدهاند — فناوریهایی که پس از افشای آنها میتوانند تمدنی جدید را بر روی زمین ایجاد کنند.
-
شهادتهایی از «فرماندهی هوایی استراتژیک» و افراد مسئول سلاحهای هستهای درباره نگرانی عمیق موجودات فضایی درباره این سلاحهای هستهای و اینکه ما سلاحها را در فضا قرار دادهایم.
-
شهادتهایی که برنامه مخفی پشت «جنگ ستارگان» (سیستم موشکهای استراتژیک دفاعی) را آشکار میکنند — برنامهای که در نهایت هدف آن این است که به مردم یک تهدید فضایی واقعی بدهد، در حالی که هیچ تهدیدی وجود ندارد، تا میلیاردها دلار صرف تولید سلاحهای فضایی شود و این هزینه به حساب مالیاتدهنده آمریکایی بیاید.
-
دهها سند رسمی فوق محرمانه که ثابت میکنند UFOها وجود دارند و دولتهای سراسر جهان از ۵۰ سال پیش به طور مداوم حقیقت را پنهان کردهاند.
همه این داستانها به طور نهایی به افشاگری از بزرگترین رازهای تاریخ ما میانجامند — داستانهایی درباره گذشته مخفی ما و امکان آیندهای جدید و شگفتانگیز. حالا به ما است که از این فناوریها بخواهیم که از زیر پوشش عملیات محرمانه خارج شوند و برای کاربردهای صلحآمیزی که تمام انسانیت میتواند از آن بهره ببرد، استفاده شوند. چرا که هیچ چیز دیگری در حال حاضر در خطر نیست، بلکه آینده زمین در خطر است...
و این فقط... جلد اول است! کتاب گریر و بازکشف را بخوانید تا بفهمید که چه جایی میروند.
اعلانیه که در "روزنامه اورفولوژی" منتشر شده است، در آدرس:
پس از قرار دادن این متن در وبسایتم، ناشر فوراً با من تماس گرفت و گفت: «چطور میتوانید درباره کتابی که حتی خوانده نشدهاید حکم بگویید؟» و به من یک نسخه فرستاد، که فوراً آن را مطالعه کردم. در طول این مکالمه متوجه شدم که این عملیات انتشار دو بخش دارد. کتابی که روی جلد آن نشان داده شده، فقط جلد اول است. جلد دوم باید شامل «بیانیههای دانشمندان» باشد.
من ناامیدم، چرا که این ناشر به نظر من فردی صادق به نظر میرسید. او با همسر گریر، الیزابت کرامر، تعامل داشته است. پس قراردادی با این افراد امضا کرده و حقوق نویسندگی به آنها خواهد داد. من به او پیشنهاد دادم که فایل جلد دوم را به من بدهد تا به سرعت یک نگاه کلی به آن داشته باشم، و به او تضمین کردم که هیچگونه سوءاستفاده شخصی نخواهم کرد و محتوای آن را افشای نخواهم کرد. با این حال، چیز جدیدی در این کتاب دوم وجود نخواهد داشت، همان مسیر کلی گریر را دنبال خواهد کرد. این فرد اخیراً یک بیانیه جدید به زبان انگلیسی منتشر کرده است که یک خواننده به من فرستاده است. هیچ حقیقت جدیدی وجود ندارد و خط مشی او تغییری نکرده است. بنابراین میتوانم بدون اینکه جلد دوم را بخوانم، قضاوت کنم، چرا که قبلاً محتوای آن را میدانم.
تمامی فعالیتهای گریر یک تبلیغاتی سازمانیافته در مقیاس جهانی است. من قاطع هستم و این موضوع را در ادامه توضیح خواهم داد. این ناشر فرانسوی فقیر متوجه نشده که در چه چیزی گرفتار شده است. به او گفتم:
«من فایل جلد دوم را بفرستید. سپس میتوانم نظراتم را درباره هر دو کتاب به صورت متنی برایتان ارسال کنم. شما میتوانید آنها را در جلد دوم قرار دهید. برای این کار هیچ حقی نمیخواهم. حتی میتوانید اسم و عنوان من را روی جلد بگذارید، اما فکر میکنم این فصل اضافی با عنوان «آناتومی یک تبلیغاتی» عنوان شود.»
ناشر ناراحت است. در واقع، افزود: «این به معنای انتشار این کتاب دوم با یک نظر منفی خواهد بود که همه چیزی که تا حالا خواندهاید، ارزشی ندارد و فقط باد است.» باید به یاد داشت که یک ناشر مسئولیتی نسبت به نویسندهای دارد که با او قرارداد امضا کرده است. اگر انتشارات «نوا تیر» نظرات بسیار منفی منتشر کنند، گریر میتواند علیه آنها به دادگاه رفته و بگوید که به فروشهایی که ممکن بود در فرانسه بدون این افزوده انجام شود، آسیب زده است. ناشر به من گفت: «چرا کتاب خودتان را پس از انتشار این کتابها منتشر نمیکنید؟»
نه، این نمیتواند منتظر بماند. ماشین گریر در حال کار است و باید به مردم به سرعت هشدار داده شود که با چه چیزی مواجه خواهند شد. جلد پشت کتاب این جلد اول را ببینید. اشاره به طوفانی از «شهادتهای انفجاری» شده است. ناشر به من گفت: «شهادتهای آخر را بخوانید، به ویژه شهادت دکتر بی.»
گریر او را معرفی میکند و میگوید: «فردی است که تقریباً تمام عمر خود را روی عملیات بسیار محرمانه کار کرده است.» اشاره شده است که او روی سیستمهای «ضد گرانش» کار کرده است.
این شهادت، کلاهبرداری و باد است. مانند بسیاری از شهادتهای موجود در کتاب، این شهادت ناشناس است. اما جملات پرقدرت زیادی وجود دارد. من یک نقل قول میکنم (صفحه ۳۳۸):
دکتر بی: میدانم که تعدادی از افرادی که با آنها کار میکردم، در طول برخی برنامهها به طور واقعی ناپدید شدهاند و دیگر هیچ خبری از آنها نشده است. آنها سادهلطفاً ناپدید شدهاند. مدارکی در طول تمام کار من وجود داشت. میدانید، افرادی که در طول یک پروژه ناپدید میشوند. اما [برای محافظت از خودم] از بحث درباره یک عملیات خاص خودداری میکنم، چرا که ممکن است به من چیزهای عجیب و غریبی برسد. بنابراین، تعداد زیادی از افراد ناپدید شدهاند، میدانید، کسانی که در سطوح بالای سلسله مراتب قرار داشتند.
این شخص در صفحه بعد افزود:
«در زمانی که در نیروی هوایی بودم، خیلی زیاد صحبت میکردم، چرا که برای من تنها راه باقی ماندن زنده بود و این کار جواب داد.»
و گریر افزود:
«SG: این همین کاری است که من نیز انجام دادم.»
کلاهبرداری. بودن در معرض رسانهها در ایالات متحده هرگز کسی را از قتل جلوگیری نکرده است. چند نمونه معروف بیان میکنم: مارتین لوثر کینگ و رئیس جمهور کنی دی. در آمریکا، حتی رئیس جمهور کشور قدرتمندترین جهان هم از گلولهها محافظت نمیشود. من متقاعد هستم، همانطور که در یک کتاب گفتم، آمریکا سلاحهای بسیار پیشرفته و پیشرفتهتر از دیگر جهانها توسعه داده است و فکر میکنم کسانی که به این موضوع صحبت کنند، طول عمر زیادی نخواهند داشت. برای زنده ماندن طولانی باید یا سکوت کرد، یا تبلیغاتی کرد. این کاری است که گریر انجام میدهد و همین کار را هم این «دکتر بی» انجام میدهد، که خود را به عنوان یک فرد فوقالعاده بازیابی شده در تحقیقات نظامی معرفی میکند. در یک لحظه میگوید:
(بازکشف، صفحه ۳۳۶):
«افراد شرکت «هگوز» پروژههای مهمی در زمینه ضد گرانش را داشتند. من عادت داشتم به آنها بروم، در مالیبو، جایی که یک گروه فکری مهم داشتند. من ایدههایم را به آنها میدادم، چرا که همه تجهیزات من را خریداری میکردند. اما مردم آمریکایی هرگز درباره این موضوع نخواهند شنید. دوستی دارم که در فضایی کار میکند. گاهی اوقات با هم ملاقات میکنیم. آنها و یک دوست من که یک دیسک را پرواز داده است. احتمالاً شما آن دیسک را دیدهاید، میدانید، که از منطقه ۵۱ آمده است. این دیسک فضایی دارای یک موتور کوچک پلوتونیومی بود که برق تولید میکرد، که سپس این صفحات ضد گرانش را فعال میکرد. ما همچنین سطح بعدی پیشرانه داریم، که به عنوان «میدانهای مجازی» شناخته میشود، که امواج هیدرودینامیکی هستند.»
من آخرین بخش مصاحبه او را نقل میکنم:
*دکتر بی: سالها پیش یک فرد به من کارت دولتی خود را نشان داد و چنین گفت: «میخواهیم یک کمک مالی کوچک ۵۰ هزار دلاری به شما بدهیم.» من گفتم: «جالب است. هرگز چیزی برای ناسا انجام ندادهام که بلندمدت باشد.» او گفت: «تنها چیزی که میخواهیم این است که یک ایده پیدا کنید که مقاومت هوا را روی هواپیماهای مسافربری کاهش دهد تا صرفهجویی در سوخت در موتور بهبود یابد.» من گفتم: «خوب، این کار را انجام خواهم داد.» این هم در کتاب من است (کدام کتاب؟ اگر این فرد کتاب نوشته باشد، چرا گریر اسم او را ذکر نمیکند؟). من عکسهایی از آن دارم. بنابراین به او یک طرح اولیه ساختم؟ یک ۷۳۷ گرفتم و گفتم: «موتور را به یک تولیدکننده جت شعله تبدیل کنیم، چرا که یک منبع بسیار بزرگ انرژی استاتیک است. میلیونها ارگ از این چیز هدر میرود. ما باید این را ثابت کنیم. ما باید یک بارش مثبت روی قسمت جلوی هواپیما، لبه حمله و بالها بگذاریم. ما بار منفی را روی سطوح جریان قرار خواهیم داد. ما این کار را برای دستهبندی جهتدهنده، دستهبندی عمق و قسمت جلوی بال انجام خواهیم داد. ما از میلر برای عایق استفاده خواهیم کرد. ما از صفحات پلاتین و رودیوم استفاده خواهیم کرد و یک بارش مثبت بزرگ قرار خواهیم داد. هرچه سریعتر باشد، انرژی بیشتری تخلیه میشود. این جت ذرات مثبت را به جلو پرتاب خواهد کرد و در نتیجه مقاومت هوا را تقریباً به صفر کاهش خواهد داد. این کار از حدود ۲۰۰، ۲۵۰ عقد (۳۷۰، ۴۶۰ کیلومتر بر ساعت، به ما میگوید ناشر) شروع خواهد شد، دقیقاً پس از اینکه هواپیما واقعاً بالا رفته باشد. وقتی ارتفاع بگیرد، این کار شگفتانگیز خواهد بود. به او چند نقشه فرستادم. و بعد از یک هفته، تماس گرفت و گفت: «آقای بی، همه این موارد فراتر از آنچه ما میخواستیم که شما انجام دهید.» من گفتم: «چرا نه؟ این کار خواهد کرد.» او گفت: «بله، این کار خواهد کرد، اما ما چیزی به این صورت فنی نمیخواهیم.» خب من متوجه شدم که این مکالمه واقعاً عجیب بود، باید شما کارت او را قبل از رفتن نشان دهم.»
بنابراین بعداً با دوستانم در «هواپیمایی هفتگی»، مارک ماککندلیش صحبت کردم و متوجه شدم که آنچه که تازه انجام داده بودم، طرح لبه حمله یک بمبافکن «B2» بود که یک هواپیمای فوقصوتی است. من فقط طرحی را به آنها داده بودم که قبلاً داشتند، و این موضوع باعث شد که خیلی عصبانی شوند، چرا که من یک مفهوم محرمانه را به آنها داده بودم که از کارگاههای ممنوعه «لوکهید» آمده بود. این از یک دوستی آمد که در آنجا کار میکرد و در نهایت ناپدید شد، در واقع. او شروع به صحبت زیادی کرده بود و ناپدید شده است. هیچ کس نمیداند کجا رفته است. آپارتمانش بسته شده بود. یک روزی از هیچ جایی ناپدید شده بود. بله، این یک تماس مهم بود. او به من درباره «آورورا» گفت.
هر کسی که حداقل دانش فیزیک داشته باشد، متوجه خواهد شد که این گفتارها که همینقدر ناشر را تحت تأثیر قرار دادهاند، بیمعنا و ناچیز هستند. برای غیردانشمندان، من آنها را توضیح میدهم.
«صفحه ضد گرانش»، «میدانهای مجازی»، «امواج هیدرودینامیکی»: کلماتی که معنایی ندارند، از داستانهای کارتون آمدهاند.
«موتور ۷۳۷ را به یک تولیدکننده جت شعله تبدیل کنیم، چرا که یک منبع بسیار بزرگ انرژی استاتیک است. میلیونها ارگ از این چیز هدر میرود. ما باید این را ثابت کنیم.» جملات بیمعنا. «موتور ۷۳۷ را به یک تولیدکننده جت شعله تبدیل کنیم» چه معنایی دارد؟ هیچ. «این را ثابت کنیم»: چطور؟ این گفتارهای یک باریکبازی است.
«این جت ذرات مثبت را به جلو پرتاب خواهد کرد و در نتیجه مقاومت هوا را تقریباً به صفر کاهش خواهد داد.» اما این بارهای مثبت از کجا میآیند؟ چرا این کار مقاومت هوا را تقریباً به صفر کاهش میدهد؟
اما سرمایهگذار این «دکتر بی» پاسخ نمیدهد. طبیعی است، این مخترع بزرگ چیزی را بازگردانده بود که «مخفی» (به انگلیسی classified به معنای «مخفی» است)، و خارج از کارگاههای ممنوعه لوکهید.
به سرعت یکی از خوانندگانم به من گفت که این «دکتر بی» را شناسایی کرده است، و در واقع «دکتر فرد بل». اطلاعات به نظر معتبر به نظر میرسد، چرا که بل در وبسایت ذکر شده به عنوان شرکتکننده فعال در پروژه بازکشف، که گریر آن را مدیریت میکند. با این حال، چرا میخواهد ناشناس بماند؟ برای جلوه دادن جدیتر؟ لینک وبسایت بل:
http://www.pyradyne.com/fred.htm
Pyradyne یک شرکت است که هدف آن افزایش سطح آگاهی انسانها است. مانند گریر، جنبه «فروش» همچنان در ذهن است. خوانندگانی که زبان انگلیسی را میفهمند به راحتی میتوانند ارزش علمی فردی مثل فرد بل را بفهمند. به صفحه زیر مراجعه کنید:
http://www.pyradyne.com/Merchant2/merchant.mvc?Screen=SFNT&Store_Code=P
اگر همه اینها را بررسی کنید، متوجه میشوید که Pyradyne انواع جذابی از چیزها ارائه میدهد، مثل گیرندههای هستهای که میتوانند پیری را متوقف کنند (۱۲۵ دلار با پوشش طلا)، کلاههای مخروطی برای محافظت از امواج منفی. کتاب بل «Ray of Truth, Cristals of Light» است (ترجمه: «پرتوهای حقیقت، شیشههای نور»). در بین فصلها: «چگونه DNA خود را بازتنظیم کنید تا پیری را متوقف کنید و مانند پلیادیان که ۱۵۰۰ سال زندگی میکنند، زندگی کنید». بل همچنین سمینارها ارائه میدهد و کنار یک زن خوشصورت به نمایش میگذارد. به طور خلاصه، یک رقیب برای رائِل (به نام کلود ووریلون، سابق کارمند یک مجله خودرو)، که کمی علم تفریحی خوانده است.
این یک نوع انتقال وجود دارد. بل یک فریبکار کامل و یک کاذب است. گریر نیز یکی دیگر است. کل پروژه بازکشف به این مجموعهای از موضوعات مرتبط با UFO، فروش، مدیتیشن، بازگشت به زندگیهای قبلی و غیره میپیوندد که در آمریکا بسیار فعال است. همانطور که در کتاب گریر فقط شهادتهایی مثل این کلوچه فرد بل وجود ندارد، که به دنبال مقالات علمی او به طور ناممکن خواهیم بود، میتوانیم حدس بزنیم که خدمات آمریکایی تصمیم گرفتهاند که باز کردن برخی درها برای گریر و همراهانش، راهی عالی برای ایجاد تخریب کامل در هر نگرش مکانیستی است. این مسئله ناگوار است که یک ناشر فرانسوی در این گره گرفتار شده باشد. احتمالاً او تنها نیست.
کل کتاب گریر همین طور است. من حدود سی سال به دنبال تأیید یک رویکرد علمی برای پدیده UFO بودهام، توجه مردم را به کاربردهای MHD که متخصص آن بودم، در پرواز فوقصوتی بدون موج شوک جلب کردهام. من ارائههای علمی در کنفرانسهای علمی داشتهام، یک دکتری را هدایت کردهام، تعدادی آزمایش پیشرفته انجام دادهام، و تعداد زیادی مقاله در مجلات علمی با سطح بالا منتشر کردهام. و حالا گریر، یک پزشک روستایی به نظر میرسد، در کتابهایش گفتارهای یک باریکبازی را ارائه میکند که یک ناشر فرانسوی را تحت تأثیر قرار داده است، که متاسفانه نمیتواند دانه خوب را از جوهر بیارزش جدا کند. همه این موارد مضر است.
ناشر اعتراض میکند:
«چطور میتوانید مطمئن باشید که همیشه درست هستید؟ فقط شما نظرات دارید! ضد گرانش، چرا نه؟ و این اثر بیفیلد-بران که گریر میگوید و انرژی خلاء.....»
گوش خود را باز کنید. همه اینها فریب است. اثر بیفیلد-بران یک تغییر در اثر نوکهاست که قرنها شناخته شده است. وقتی دانشآموز بودم، معلم فیزیک ما یک جسم به شکل علامت گامادا با انتهای تیز را گرفت. آن را روی یک محور که میتوانست بچرخد قرار داد. سپس همه چیز را تحت ولتاژ بالا قرار داد. میدان الکتریکی در نزدیکی نوکها تقویت میشود. به همین دلیل که برقگیرها تیز هستند. در نزدیکی نوکها این میدان قوی هوا را یونیزه میکند. در دریایی این پدیده به «آتشهای مقدس الما» معروف است. حالت گاز محلی تغییر میکند. شدت میدان الکتریکی باعث یونیزه شدن هوا میشود، بنابراین فشار محلی را تغییر میدهد. این پدیده را همچنین باد یونی مینامند که با ظهور نیروی کوچک هواپیمایی همراه است. علامت گامادا شروع به چرخش میکند.

در «اثر بیفیلد-بران» این یک تغییر است، اما ایده همان است. جلوی یک الکترود فلزی کاغذی به شکل پروفیل بال، یک سیم نازک فلزی قرار دارد. این سیم به ولتاژ بالا، مثبت، قرار داده میشود. میدان الکتریکی در نزدیکی این سیم تقویت میشود. این میدان به اندازه کافی قوی است تا هوا را یونیزه کند و ایونها را به الکترود دوم، پروفیل فلزی، جذب کند. دوباره به «باد یونی» میرسیم که توزیع فشار روی این پروفیل را تغییر میدهد و نیرویی ایجاد میکند. این نیرو کوچک است، اما البته اثر بسیار جذابی دارد. توجه داشته باشید که مدلهای کوچک هواپیماهای پیشرانه الکتریکی از قبل پرواز میکنند و حتی به خوبی، با چرخهای کوچک فوقسبک از نساجی کربن با بازده بالا. تمام درونها پیشرانه الکتریکی دارند. این انرژی توسط باتریهایی فراهم میشود که به اندازه کافی سبک شدهاند تا روی هواپیما نصب شوند (این یک بازتاب فناوری فضایی است). با این فناوری در دهههای گذشته، نسبت قدرت به وزن تمام سیستم الکتریکی به اندازه کافی خوب شده است تا پروازهایی به مدت چندین دقیقه را امکانپذیر کند. به پرونده من درباره درونها مراجعه کنید.
با ولتاژ بالا، با «لیفترها»، حتی با وجود جلوه «جادویی و شگفتانگیز» (عدم وجود قطعات متحرک)، این هیچ نتیجهای ندارد و کاملاً یک فریب است که بگوییم در این اثر، اثر ضد گرانش پنهان شده است. با این حال، جان-لوئی نودین با استفاده از یک دستگاه از این نوع، تغذیهشده با منبع ولتاژ بالا، موفق شد یک موش به نام اورویل را به بالا ببرد و آن را «اولین فضانورد الکترونی تاریخ» نامید. چون «لیفتر» نسبتاً ساده ساخته میشود، نودین در سراسر جهان پیروی کرد. اما جایی که چیزها بد میشوند، وقتی افرادی مثل سامس کتابهایی منتشر میکنند که این را به عنوان «پیشرانه آینده» معرفی میکنند. هوا و فضا حتی با این نوع دستگاه آیندهنگر روی جلد خود قرار داده است.
من چیزی به شما خواهم گفت. قبل از انتشار کتاب من، «UFOها و سلاحهای مخفی آمریکا»، در پایان سال ۲۰۰۲ به سامس پیشنهاد دادم تا بسیاری از اطلاعات را به او بدهم، و به او توضیح دادم که چرا لبه عقب B2 به شکل زیگزاگ است، که فقط هیدرودینامیک ساده است (ثبات در زاویههای بزرگ و نه معیار فریب). معلمان دانشکده هوافضا کاملاً با من موافق بودند، در ژوئن ۲۰۰۳، وقتی یک سخنرانی در آنجا ارائه کردم. به سامس پیشنهاد دادم تا تمام کلیدهای مشکلات MHD را که خودش در شماره دسامبر ۲۰۰۰ مجلهاش در مورد هواپیمای روسی آجکس مطرح کرده بود، به من بدهد. سامس تمام پیشنهادهای من را رد کرد. وقتی خوانندگان از سردبیر هوا و فضا پرسیدند چرا در مورد بازگشت MHD در فرانسه، نمیخواست به کارهای من اشاره کند، پاسخ او این بود:
«پتیت خیلی زیاد درباره UFOها علاقهمند شده بود...»
حالا متوجه شدید. هوا و فضا، در مورد این موضوع UFO، از سوی تبلیغاتی است و سامس، یک نویسنده کوچک و فروشنده کفش، مینویسد آنچه به او گفته شده است. «بله به لیفترها، به اثر چیزی، به ضد گرانش، ولی خیر به ایدههای جی.پی. پتیت که بسیار ناخوشایند هستند.»
همانطور که در این پرونده توضیح دادم، که از مارس ۲۰۰۳ شروع شده است، من به گریر به زبان انگلیسی عالی (که هزینه ترجمه را پرداخته بودم) اطلاعات مهمی درباره برنامههای محرمانه آمریکا ارائه کردم. به او پیشنهاد دادم که آنها را در وبسایتش قرار دهد و حتی در کاسهها و CDهایی که فروش میکند، شامل آنها شود. او از این پیشنهاد خودداری کرد.
اما حالا من این فرد را در ابتدای کتابش میبینم که به طور پرشور دفاع میکند. وقتی برای اولین بار محتوای منشور «بازکشف» (افشا) را در سال ۲۰۰۲ مطالعه کردم، باید بگویم که واقعاً به آن باور داشتم، چرا که این کلمات به اندازه کافی قوی به نظر میرسیدند. گریر چه میگفت، که در «افشا، جلد اول» تکرار میکند:
«از نیم قرن پیش یک گروه از افراد در آمریکا وجود دارد که تمام حقیقت درباره موضوع UFO را میدانند. آنها عملیات «بازسازی بازگشتی» (توسعه فناوریهای الهام گرفته از بررسی ویرانههای UFO یا رفتار این ماشینها) را آغاز کردهاند که ثمره داشته است، و این در مخفیت بسیار بود. به طور موازی، آنها عملیات قوی تبلیغاتی را مالیات کردهاند (...) برای تخریب پرونده UFO در تمام لایههای جامعه. آنها حتی بدون دانسته سیاستمداران فعالیت میکنند. آخرین «سخنرانی به ملت» اینشتن، که مردم آمریکا را از خطری هشدار داد که یک لابی نظامی-صنعتی به جهان وارد میکند، که بر اساس نظر او، از هرگونه کنترلی فراتر است. این کلمه را در طول مکالمه ابداع کرده است، توضیح میدهد گریر، شواهدی که آن را به دقت بررسی کرده است. گریر ادامه میدهد و تأکید میکند که افرادی برای حفظ این مخفیت کشته شدهاند. این گروه پنهان همچنین رازهایی دارد که به ماشینها را قادر میسازد تا انرژی به شکل کاملاً جدید، بدون آلودگی، تولید کنند، کشفی که میتواند روش زندگی ما را دگرگون کند.»
این ... گریهآور است.
(گریر، افشا، صفحه ۳۳):
«خود اینکه دولت رسمی و نگهبانان رسمی حقیقت رسانهها و علم به طور طولانی مدت به این شکل تقلب شده باشند، نشان دهنده پیچیدگی، عمق، گستردگی و جاودانگی یک برنامه مخفی بدون سابقه در تاریخ است.»
(گریر، افشا، صفحه ۳۴):
«و بدین ترتیب عملیات مخفی هزاره به وجود آمد.»
(گریر، افشا، صفحه ۳۶):
«این یک فرانکشتاین است که ساخته شده است، با این تفاوت که اکنون دارای خواست واقعی خودش است، از تخت عملیات خارج شده و، پس از شکستن زنجیرههایش، حالا در میان ما زندگی میکند.»
گریر میگوید که به بالاترین سطوح اطلاعات، نظامی و دولتی دست یافته است.
همچنان صفحه ۳۶:
«در عرض چند ماه پس از آن ملاقات در سال ۱۹۹۳، اعضای تیم ما و/یا من خودمان با کارمندان بسیار بالا در CIA، کنگره، دولت کلینتون، سازمان ملل، ستادها، نیروهای نظامی انگلستان و دیگر جاهایی ملاقات کردیم. ... مقامات نظامی، اطلاعات، سیاست و امنیت ملی به طور تقریباً یکسان موافقت کردند که زمان آشکارسازی حقیقت فرا رسیده است.»
این یک جشن است. این فرد، در ابتدا یک پزشک روستایی و پدر سه فرزند، به نظر میرسد که همه جا حضور دارد. افراد «بسیار بالا»، «بسیار مرتبط» به او چیزهای شگفتانگیزی را فاش کردهاند.
(گریر، افشا، صفحه ۴۲):
«ما از منابع مستقل و تأییدشده یاد گرفتیم که از آغاز دهه ۹۰، حداقل دو فضاپیمای فضایی به هدف قرار گرفته و با سیستمی از سلاحهای آزمایشی مبتنی بر فضا نابود شدهاند.»
(گریر، افشا، صفحه ۴۶):
«فضاپیماها ظاهر میشوند، که همراه با موجودات مرده (و یکی زنده) بازیابی میشوند.»
(گریر، افشا، صفحه ۴۷):
«از یک فیزیکدان مشارکت کننده در عملیات نظامی اطلاعاتی در مورد UFOها پرسیدم که چرا ما سعی میکنیم این فضاپیماها را با سلاحهای پیشرفته نصب شده در فضا نابود کنیم. به طور ناگهانی عصبانی شد و گفت: «چرخهای بیکفایت که این چیزها را پرتاب میکنند، خیلی بیاحترام و بدون هیچ کنترلی هستند و هر نقض فضای هوایی ما توسط یک UFO را به عنوان یک تهدید جدی میدانند و این باعث واکنش خشونتآمیز میشود. و اگر ما دقت نکنیم، در نهایت به یک جنگ بینسیارهای فرو میرویم.»
منبع؟ گریر این نوع ادعاها را بدون ذکر منابع خود تکرار میکند.
او به فشار برای حفظ مخفی بودن، تهدیدات نه تنها در مورد افراد، بلکه خانواده آنها اشاره میکند. متوجه میشویم که چرا چنین «افشاگریهایی» ناشر فرانسوی را به هم ریخته است.
در این همه چیز، بخشی از حقیقت وجود دارد. اما دقیقاً، اصل اساسی تبلیغاتی این است که حقایقی را به طور غیرقابل باور و با افراد غیرقابل اعتماد ارائه دهند. اگر ریچارد فاینمن چنین گفتارهایی میکرد، ما بیشتر تحت تأثیر قرار میگرفتیم. اما گریر به سرعت، چه همکار باشد و چه به طور هوشمندانه کنترل شده باشد (و این دو ممکن است همزمان باشد)، خودش عناصری را برای نقض اعتبار خود فراهم میکند. در سال ۲۰۰۳، در یک مصاحبه رادیویی، اعلام کرد که با یک مخترع ملاقات کرده است که قادر به استخراج انرژی از خلاء بوده است. گفت که این فرد علمی واقعی نبوده، بلکه «فردی با احساس خوبی درباره پدیدههای الکترومغناطیسی» بوده است. ادعا کرد که یک دستگاه به اندازه یک ماشین مراقبتی را در دست داشته و با «استخراج انرژی از خلاء محیطی» توانایی تولید انرژی الکتریکی کاملاً رایگان و بدون آلودگی را داشته است که میتواند یک خانه را تأمین کند. زمان لازم برای عرضه و فروش این اختراع شگفتانگیز را به ماهها محاسبه کرد. در طول این مکالمه همچنین اشاره کرد که به دلیل حفظ زندگی خود، تصمیم گرفته است که در یک رادیوی کشوری صحبت کند.
برای اجرای چنین برنامهای، او معتقد بود که این امر یک اضطرار مطلق است، و سندی به پنتاگون ارائه شده بود که نشان میداد اثر گلخانهای میتواند منجر به فاجعه آب و هوایی ناگهانی و فاجعهبار شود. گریر شرکت SEAS (سیستمهای دسترسی انرژی فضایی، شرکت) را تأسیس کرد. به طور خلاصه، یک شرکت که هدف آن ایجاد سیستمهایی برای استخراج منابع انرژی از فضا و خلاء است.
در یک مدرک جدیدتر (۲۶ مارس ۲۰۰۴) گریر عقبنشینی میکند. دیگر به این دستگاه معجزهآسا یا مخترع خودآموزش دیده نمیپردازد. او مینویسد: «در مرحلهای که ما هستیم، SEAS دانشمندانی را شناسایی کرده است که قادر به توسعه فناوریهایی هستند که میتوانند سوختهای فسیلی را کاملاً جایگزین کنند. ما برآورد میکنیم که نسخهای از این سیستمهای تولید انرژی در بازه ۱۲ تا ۳۶ ماه آینده آماده خواهد بود (آمریکاییها دوست دارند اعداد دقیق را ببینند، حتی اگر کاملاً دروغ باشند. گریر همیشه فواصلی در پیشبینیهای خود دارد. این به او اجازه میدهد که جلوهای جدیتر داشته باشد). اما برای اینکه این اتفاق بیفتد، نیاز به سرمایهگذاری میلیونها دلار در تحقیق و توسعه است. اما این تحقیقات توسط دولت و سازمانهای مالیاتی پوشش داده نمیشود. چرا؟ چرا؟
او از عموم مردم میخواهد که فوراً درخواست کنند که چنین تحقیقاتی آغاز شود. گریر احتمالاً شخصیتی دارای ویژگیهای فریبکاری است. این موضوع او را مهم میکند. اگر کارها ناموفق باشد، قطعاً «به دلیل لابی نظامی-صنعتی که همه اقدامات از این نوع را بیاثر میکند». همه چیز به آب خواهد رفت. اما هدف واقعی به دست خواهد آمد: این کنسرسیونیسم، این «افشاگریها» را با تصویر شخصیتهای غیرقابل اعتماد و نظریههای نامعتبر همراه کرده است.
همانطور که در بالا دیدیم، اثر بیفیلد-بران که به طور اشتباه به «اثرات ضد گرانش» مرتبط شده است، در واقع برای پنهان کردن فناوری واقعی کاربردی: MHD، استفاده شده است.
انرژی خلاء یک اختراع فیزیکدانان کوانتومی است. این مفهوم ظریف است، اما به پدیدهای قابل اندازهگیری کاملاً دقیق منجر میشود که به نام اثر کازیمیر شناخته میشود. ولفگان پائولی، یکی از پیشگامان مکانیک کوانتومی، شک داشت که آیا چنین اثری قابل مشاهده باشد. همه چیز از ایدهای شروع میشود که فیزیکدانان کوانتومی از خلاء دارند، جایی که فوتونهای مجازی به طور مداوم ظاهر و ناپدید میشوند. در فیزیک کوانتومی، هر سیستم با یک یا چند "حالت" مرتبط است. واقعیت محلی برابر با ترکیبی از تمام این "حالتهای ممکن" است. این حالتها با انرژیهای خاصی مرتبط هستند، که فیزیکدانان را به گفتن "خلاء پر از انرژی است" وادار میکند. برخی معتقدند که میتوان به این انرژی دسترسی داشت، برخی دیگر نه. فشار در ابتدا به عنوان نیرویی بر واحد سطح شناخته میشود، اما همچنین چگالی انرژی بر واحد حجم است. یک پاسکال برابر یک نیوتن بر متر مربع است، اما همچنین یک ژول بر متر مکعب است. در اثر کازیمیر فرض میشود که حضور دو صفحه بسیار نزدیک به هم در یک فضای خلاء باعث میشود که برخی از حالتهای ذرات مجازی بین آنها دیگر "مجاز" نباشند. بنابراین، به طور محلی، کمبودی در چگالی انرژی بر واحد حجم وجود دارد، یعنی تفاوت فشار، یعنی نیرویی. این نیرو، بسیار ضعیف اما قابل اندازهگیری، تمایل به نزدیک کردن دو صفحه به هم دارد.
اگر نیرو وجود داشته باشد، تمایل به این است که بگوییم میتوان از آن کار انجام داد (با اعمال این نیرو)، حتی اگر ضعیف باشد. مثلاً میتوانیم بگوییم: "یک سیستم مکانیکی را به یکی از این صفحات متصل کنیم و آن را حرکت دهیم، بنابراین میتوانیم کمی انرژی بازیابی کنیم". اما پس از این کار، برای شروع چرخه جدید باید صفحات را دوباره از هم جدا کنیم، یعنی همان مقدار انرژی را تأمین کنیم. میتوانیم یک تصویر ذهنی ارائه دهیم: یک خازن. فرض کنید دو صفحه باردار الکتریکی باشند، یکی مثبت و دیگری منفی. آنها به هم جذب میشوند. اگر آنها را به هم نزدیک کنیم، میتوانیم از این نیرو کار بگیریم و انرژی از این سیستم استخراج کنیم. اما برای ادامه دادن و شروع چرخه جدید، باید سیستم را دوباره به حالت اولیه بازگردانیم، یعنی دوباره صفحات باردار را از هم جدا کنیم. بنابراین باید انرژی برابر با آنچه سیستم به ما داده است، به آن بازگردانیم. بنابراین، انرژی مربوط به اثر کازیمیر به طور مستقیم قابل بازیابی نیست. برخی فیزیکدانان خواب دارند که بتوانند مستقیماً از "انرژی خلاء" استفاده کنند. اما این به معنای تغییر حالت آن است، که "حالت صفر" است (به همین دلیل کلمه "نقطه صفر" همیشه در دهان این افراد میآید). منتقدان میگویند که نمیتوان به راحتی تصور کرد که چگونه بتوان خلاء را "بeyond نقطه صفر" برده. حامیان این رویکرد در مقابل معتقدند که این انرژی قابل دسترسی است، اما هیچ راهی برای دستیابی به آن پیشنهاد نکردهاند.
در فیزیک کوانتومی، اینطور نیست که چیزی مدل توضیحدهنده ارائه دهد، به معنای آن است که مستقیماً قابل استفاده باشد. در فیزیک عموماً، وقتی انرژی از یک سیستم استخراج میشود، به این دلیل است که از این واقعیت استفاده میکنیم که سیستم میتواند از حالت A به حالت B برسد و این دو حالت نشاندهنده انرژیهای مختلفی هستند. مثلاً اگر هیدروژن و اکسیژن را در نسبتهای استوکیومتریک بگیریم و آن را با سیستم جدیدی که از مولکولهای آب H2O تشکیل شده است مقایسه کنیم، میتوانیم تصور کنیم که بین این دو حالت تفاوتی در زمینه انرژی وجود دارد، به طوری که این تفاوت در طول فرآیندی به نام سوختن هیدروژن در اکسیژن منجر به تولید انرژی میشود.
اما برای خلاء اینطور نیست. فرض کنید سطح زمین را بگیرید و حتی برای خوبی، فرض کنید این زمین ... صاف باشد. "چیزها" این سطح زمین را پر میکنند. میتوانیم آنها را حذف کنیم (خلاء بسازیم)، تا زمانی که خود سطح زمین، فرض شده صاف مثل دست، ظاهر شود. به نظر نظری میرسد که میتوانیم انرژی بینهایت تولید کنیم با حفر یک گودال در زمین، هرچقدر که بخواهیم عمق داشته باشد. کافی است یک باره را به این گودال بپردازیم، به وسیلهای که به یک طناب متصل شده و به یک قرقره وصل است، که خودش به یک دینامو متصل است. در مقیاس کوچکتر میتوانیم تصور کنیم که حضور دو دیوار موازی در فاصله d، سطح کره زمین را باعث برش میشود و این دیوارها تمایل به نزدیک شدن به هم دارند. این نوع تصویری از اثر کازیمیر است. حضور این صفحه-دیوار باعث تغییر محلی در خلاء میشود، که همراه با ظهور یک میدان نیروی سبک است. اما اگر بخواهیم این نیرو دوباره ظاهر شود، باید سیستم را به حالت اولیه برگردانیم، یعنی انرژی به صفحه-دیوارها بدهیم تا دوباره از هم جدا شوند.
این پدیده واقعی است. به ما نشان میدهد که خلاء به شکلی که ما آن را درک میکنیم، تنها چیزی شبیه به این زمین صاف است، سطحی که میتوانیم تصور کنیم که حفرههایی برای تولید انرژی وجود دارد. اما سیستم در حالی که خودش را میکشد: چگونه این حفرهها را بسازیم؟ فیزیکدانی که روی استخراج انرژی خلاء رویا دارد، مثل آدمی است که تازه مفهوم انرژی پتانسیل mgz (m جرم، g شتاب گرانش و z ارتفاع) را کشف کرده است. پس از استخراج انرژی از "چیزهایی" که روی سطح کره زمین وجود دارند (مثل انرژی ذخیره شده در یک مخزن آب که میتواند یک توربین را به کار بگذارد)، فکر میکند: "من روی یک ذخیره واقعی انرژی زندگی میکنم، که ... زیر پای من است". این انرژی پتانسیل mgz با zهای منفی است، وقتی در نظر بگیریم که ما در سطح صفر زمین قرار داریم.
اما این هنوز تنها یک دیدگاه مفهومی است. این افراد هیچ اندک ایدهای برای خروج از این "الدورو" کوانتومی-انرژی ندارند.
برای اطلاعات بیشتر درباره خلاء کوانتومی:
http://www.spectro.jussieu.fr/Vacuum/Casimir/Cargese.pdf
یک نمونه از این مقاله، صفحه 3:
| "باید تأکید کرد که چون خلاء کوانتومی حالتی است که انرژی در آن حداقل است، نمیتوان از این انرژی برای ساخت ماشینی مداوم استفاده کرد که قوانین ترمودینامیک را نقض کند." |
|---|
با توجه به نظرات خوانندگان، یکی از فکرکاران برجسته گریر، استیون کاپلان است:
http://www.spiritofmaat.com/archive/feb2/kaplan.htm
ورود به این مجموعه جدیدی از "اینترنت"، شما یک دیگر از کلاهبرداران مشابه بل را خواهید یافت، همراه با اشاره به "مقالات علمی متعدد منتشر شده در مجله 'روح ماعت' (یک خدای مصری)". در اینجا به طور عرضی به مزایای این ماشینها میپردازیم که، با تحقق "نرخ نقطه صفر" ("مسابقه به سمت نقطه صفر")، "معجزهای در خلاء" انجام میدهند. این سیستمها (من ترجمه میکنم):
- این سیستمها بینهایت، غیرقابل فرسودگی، بدون آلودگی، اکولوژیک، هیچ ضایعات سمی تولید نمیکنند.
- این سیستمها پایانی هستند که امکان نصب منابع انرژی در محل را فراهم میکنند. میتوانیم نسخههای مختلفی از این سیستمها برای هر کاربردی بسازیم. هزینه آنها تنها هزینه تولید است، که نسبتاً کم است (...). این سیستمها ساده به کار میروند، به صورت مداوم کار میکنند (...) و نیاز به نگهداری چندانی دارند، یا حتی هیچ. (...) میتوان آنها را برای تقطیر آب دریا برای کشاورزی و سایر کاربردها استفاده کرد. میتوان آنها را به عنوان سیستمهای گرمایشی، خنککننده یا تهویه هوا ارزان قیمت استفاده کرد. علاوه بر این، میتوان آنها را در تمام انواع حمل و نقل به کار برد.
"بازدید هدایت شده" ادامه مییابد. سپس به تام بیارد، فردی که نمیتوان گذشت، میرسیم. وبسایت او:
در اینجا پیچیدگی بیشتر میشود. ما از حوزه مجلاتی مثل "روح ماعت" خارج شده و به مقالاتی از Physical Review میرسیم. در اینجا ناشر با تعجب علیه تام بیارد فریاد میزند: "هر چند که، تام بیارد! ... "
در آنجا تصویر یک دستگاه را میبینید، ژنراتور الکترومغناطیسی بیحرکت، به عبارت دیگر:

ژنراتور الکترومغناطیسی بدون قطعات متحرک
۵ مه ۲۰۰۴: نتیجه تحقیق انجام شده توسط یک فیزیکدان همکار در مورد "کارهای" بیارد. نظر ایوانز (یک فیزیکدان نظری واقعی که بیارد به طور مکرر به او استناد میکند) درباره او: یک داستانسرای و فریبکار.
مهندس از سوپلک چشمان خود را باز میکند. تمام دیناموها، مگنتوها و سایر سیستمها پایان یافتهاند. شما هیچ چیز نفهمیدهاید. میدان الکتریکی E و میدان مغناطیسی B تنها دو "بیان" یک موجودیت واحد هستند، میدان الکترومغناطیسی. در واقع فیزیکدانان میدانند که اینها تنها شش مؤلفه تانسور ماکسول هستند. بیارد نتیجه میگیرد که باید بتوان B را به E تبدیل کرد. تخم مرغ کولومب. سپس توسعههای نظری که یک گربه هم نمیتواند بچههایش را پیدا کند.
این یک مسئله بنیادی ایجاد میکند: علم چیست؟ ما با دو مشکل مواجه میشویم تا به آن پاسخ دهیم:
-
چیزی که یک دانشمند نتوانسته در یک "مجله علمی" منتشر کند، لزوماً احمق نیست. مثالها فراوان هستند.
-
چیزی که در یک "مجله علمی" منتشر شده است، لزوماً درست نیست. مثالها نیز فراوان هستند.
پس چه چیزی قوی است؟
تنها معیار اصلی آزمایش و مشاهده است. امروزه بخشهای گستردهای از فعالیت دانشمندان از این دو حوزه، یعنی آزمایش و مشاهده، جدا شدهاند. مثالی که بیشترین توصیف را دارد، نظریه ابررشته است، نظریه نهایی، قرنها در آینده، که البته "در حال ساخت" است. هیچ نظریهای به طور پیشفرض خوب یا بد نیست. نظریههای بیارد ادعا میکنند که منجر به آزمایش میشوند (متأسفانه نتوانستم تصویر دستگاه شگفتانگیز او را ثبت کنم. &&& اگر خواننده این کار را انجام دهد، لطفاً آن را به من بفرستید).
تولید انرژی از اثر کازیمیر یا پرواز با اثر نوکها دو رویای مشابه هستند. در این دوره، بهتر است زمان و پول را صرف کارهای دیگر کنیم: سرمایهگذاری مالیاتی بر توسعه انرژی بادی، خورشیدی، جزر و مد، ژئوترمال، یا حتی فقط مرتبط با تفاوت زیاد دما در آب در دریاها یا دریاچهها.
من یک پارانتز کوتاه اضافه میکنم، چون موضوع "انرژیهای ملایم" را دوباره خواهم بررسی کرد، که جذابتر از این فانتزیهای انرژی خلاء است (اما برای لابیهای صنعتی و نفتی ناخوشایندتر است). توربینهای بادی فعلی سه پروانه دارای سه عیب هستند:
- آلودگی صوتی، صدای بلند
- اندازه - زیبایی
ما هنوز شروع به تصور توربینهای بادی کارنی شده چندلایه، شبیه به "کمپرسورهایی که به صورت معکوس کار میکنند"، نکردهایم. اینها را میتوانیم روی سطح کره زمین پراکنده کنیم، در شهرها، در ساختمانها، با گذاشتن شبکه در ورودی. ساختمانها به عنوان "ترابهای باد" طراحی میشوند، جایی که انرژی را در گلوگاهها هدایت میکنند (تصور کنید قدرت چقدر در جنوب، در حین باد میسترال!). همین امر برای هر نوع تغییر طبیعی در زمین وجود دارد. اما قبلاً لابیهای گرانقیمت توربینهای سه پروانه وجود دارد!
یکی از سادهترین راهها برای تولید برق الکتریکی، طراحی نیروگاههای الکتریکی غوطهور است. در عمق ۲۰ متری طوفانها دیگر احساس نمیشوند. در مناطق ساحلی گرمسیری، تفاوت دما بین سطح و پایین به دهها درجه میرسد. بنابراین منبع گرم و منبع سرد وجود دارد. بقیه کار فقط مهندسی ساده است. و اصلاً دیده نمیشود. در دریاچهها، جایی که جریان مایع وجود ندارد، تفاوت بیشتر است و به راحتی ۳۰ درجه به دست میآید، حتی در مناطق ما (در تابستان، در یک دریاچه غوطهور شوید، با بطریها، دمای ۳۰ متری عمق را ببینید!). کافی است انرژی الکتریکی را با یک کابل استخراج کنید. بدون نیروی انسانی. یک سالو برای بازدید از ایستگاه به صورت دورهای. در مورد خورشید، توضیح میدهم که چگونه میتوان میلههای فرسنل "استوانهای" را به قیمت پایین توسعه داد. در پشت ماشینها یا نزدیک صندوقهای سوپرمارکت، میتوانید با استفاده از فیلمهای شفاف پلاستیکی حاوی خطوط لنز فرسنل، که برای راهروی عقب بدون برخورد به جاده مناسب هستند، ببینید. یک آینه فرسنل استوانهای میتواند انرژی خورشیدی را روی یک نوار، یک لوله سیاه جذب کننده، در نقطه کانونی (متحرک، قابل جابجایی مکانیکی، برای دنبال کردن خورشید در حرکت) فوکوس کند. اگر سطح سقفها را با چنین آینهای پوشانیم، انرژی وات به میزان زیادی بازیابی خواهد شد، جهت: گرمایش خانگی، یا تولید برق از طریق توربین گازی. نکته: خورشید بیش از یک کیلووات انرژی به ازای هر متر مربع فرستاده است. مجموعههای بزرگ، مجموعههای صنعتی میتوانند با این سیستمهای "صاف" تجهیز شوند.
ذخیرهسازی این انرژیهای نامنظم (مثل انرژی بادی). پاسخ: در شبکه EDF، با مترهای الکتریکی که میتوانند معکوس شوند. هر وقت که EDF به شما برق میفروشد، همین مقدار، و هر وقت که خودش برق را از شما میخرد، همین مقدار. وقتی باد میسترال در دره رون در میآید، اگر دهها هزار نفر برق زائد تولید کنند (که به سادگی همسایههایی که تجهیزات ندارند، تأمین میشود)، EDF میتواند یک نیروگاه بنزینی را خاموش کند. یک فرد که در آخر هفته به ویلا خود میآید، میتواند در این زمان برق رایگان داشته باشد، در حالی که در هفتهها به همسایههایش برق تأمین میکند. میتوانیم انرژی را به صورت گرمایی زیر زمین ذخیره کنیم، در نوعی استخرهای زیرزمینی عایق. کسی که "آب گرم بیش از حد" دارد، میتواند به همسایهها برق بدهد. هرچه تانک بزرگتر باشد، سود بیشتر است.
ایدههای هوشمندانه و قابل اجرا مانند اینها، چندان کم نیستند. اما شما گریر را نخواهید شنید که آنها را ترویج کند. در غیر این صورت خیلی افراد را مزاحم میکند و او را سکوت خواهند کرد (سعی کنید در فرانسه به مونوپول EDF بزنید!).
اگر چیزی باشد که آمریکاییها باید داشته باشند، اینها سوپراکتیویتهایی هستند که در دمای بالا، حتی دمای عادی کار میکنند. بنابراین هزینه حمل و نقل برق به فاصلههای دور صفر است. اما گریر این موضوع را به طور مطلق از سخنان خود دور میکند. این اطلاعات دفاعی در بالاترین سطح است. جنگ ستارهها، سلاحهای مایکروویو، کمپرسورهای پلاسما، تفنگهای پلاسموئید اولین مشتریان این دستگاه هستند که میتواند واقعاً روش زندگی ما را تغییر دهد. در اینجا باید تلاشها را متمرکز کرد (اما شکست، یا پیشرفت، احتمالاً دههها پیش در سمت دیگر اقیانوس انجام شده است). آیا گریر در این مورد صحبت میکند؟ خیر. او به کلاهبردارانی میدهد که توجه عموم را به "انرژی خلاء" جلب کنند. و ناشر بیخبر ما آن را تکرار میکند.
فکر میکنم پرونده بعدی من درباره این "انرژیهای ملایم" خواهد بود. خواهد بود پر از جزئیات.
در مقایسه با این احماقهای پرواز با اثر بیفیلد-براون یا "صفحات ضد گرانش"، پرواز فوق صوتی با ورودی هوا کنترل شده توسط MHD چیزی واقعی است، که در واقع اثر هال را نیز شامل میشود. در این زمینه یک داستان به ذهنم میآید. در سال ۷۵ یک گزارش در مجله "حسابهای گزارش" آکادمی علوم (با کمک لیکنروویچ) درباره MHD هواپیماها ("تبدیلکنندههای MHD نوع جدید") منتشر کرده بودم. در سال ۷۶ ایدههای من باعث ایجاد نشانههای رسانهای شدند. موریس آروونی، که در آن زمان نویسنده علمی در "موند" بود، یک مقاله نوشت که به طرز مسخره از نظریههای من سخن گفت و گفت: "با استفاده از اثر هال نمیتوانیم نیروهایی ایجاد کنیم که حتی یک برگ سیگار را بلند کنند". اما او اثر در گازها و اثر در نیمههای هادی را اشتباه گرفته بود. به "موند" یک پاسخ مودبانه، اما استدلالی فرستادم که هرگز منتشر نشد.
MHD نیروهای قابل توجهی را در بر دارد. هیچ ربطی به "اثر بیفیلد-براون" ندارد. تصور کنید جریان تنها یک آمپر بر سانتیمتر مربع. این ۱۰,۰۰۰ آمپر بر متر مربع است. با یک میدان که تنها یک تسلا دستیابی میکند. شما نیروی واحد حجم JB را به ۱۰,۰۰۰ نیوتن بر متر مکعب میرسانید. یک تن بر متر مکعب. اگر این هوا باشد، تصور کنید چقدر "پراکنده" است.
تذکر: اگرچه تصمیم گرفتم آموزش MHD را به دلیل کاربردهای نظامی ارائه ندهم، اما همچنان تذکر میدهم که دو نوع MHD وجود دارد که تقریباً کاملاً متفاوت هستند. آنها با مقدار عدد رینولدز مغناطیسی متمایز میشوند، که به طور عملی با مقدار هدایت الکتریکی همراه است. در مقادیر بالای این عدد، میدان مغناطیسی و "پلاسما" به شدت به هم متصل هستند، مثل موها و شامپو که آنها را تمیز میکند. این دنیای فیزیک ستارهای است. قوسهای فورانهای خورشیدی نمونههایی از ظهور پلاسما در شرایط عدد رینولدز مغناطیسی بالا هستند. اگر با یک موتور جستجو MHD را جستجو کنید، به این نوع MHD خواهید رسید. این همچنین نوع Tokamak و پلاسمای همجوشی است. MHD Aurora نوعی MHD با عدد رینولدز مغناطیسی پایین است، جایی که پلاسما میتواند روی خطوط میدان مغناطیسی لغزش کند. یونیزاسیون متوسط است (مثلاً یک هزارم اتم یا مولکول). به طور همراه، دمای گاز "وزندار" و گاز الکترونها میتوانند متفاوت باشند. میتوانیم پلاسما دو دمایی داشته باشیم، که به آن پلاسما سرد هم میگویند. لوله نئون یک پلاسما دو دمایی است. نئون در دمای عادی است، الکترونها در ۱۰,۰۰۰ درجه، با تحریک اتمها اشعه فرابنفش تولید میکنند که به نوبه خود مواد فلورسنت لوله را تحریک میکند و نور "تقریباً سفید" تولید میکند.
یک نظر آخر درباره گریر و "رفتار شجاع" او.
تا چه حد میتوانیم بیش از حد برویم؟
سوال خوبی است. فراتر از آن: آیا موضوع OVNI یک موضوع "حساس" است یا یک ماجرا کوچک؟ کسانی که اطلاعات نادرست را منتشر میکنند، همه چیز را برای ادامه دادن به بیاعتباری این موضوع انجام دادهاند و همچنان اقدام میکنند. دیدم که جان-جان ویلاسکو، "مدیر" (و تنها عضو) SEPRA در آوریل ۲۰۰۴ کتابی منتشر میکند که به نظر میرسد این بار تأکید میکند که "OVNIها وجود دارند!". یادم میآید که در یک برنامه تلویزیونی، ویلاسکو با دوستانم، برادران بوگدانوف کار کرده بود. سینه (Cnes) نوشته بوده است. این اتفاق حدود پانزده یا بیست سال پیش رخ داده است. پیام بود: "تنها یک درصد از مشاهدات هنوز به تحلیل میپردازند، اما یک روز همه اینها روشن خواهد شد."
به ایگور و گریچکا گفتم: "اما چرا این گزارش را ساختید". پاسخ: "در تلویزیون مشکل داریم. به ما این کار را پیشنهاد دادند، با شرط اینکه ما در جهت مورد نظر حرکت کنیم. ویلاسکو دیالوگها را نوشت."
این زمانی بود که خفه کردن موضوع OVNI معمول بود و یک جنگ سحر و جادو علیه کسانی که میخواستند "چت را از جعبه بیرون بیاورند" برگزار میشد. بونیاس (که در سال ۲۰۰۳ به دلیل سرطان درگذشت) و من به Cnes و مشورت علمی آن پیشنهادهای عملی ارائه کردیم. پیش از این، ترانس-آن-پروونس وجود داشت. ما پیشنهاد کردیم که فرآیند را با استفاده از موجهای مایکروویو پالسی که در طبیعت وجود ندارند، با استفاده از گیاهان شاهد لوزن بازسازی کنیم. این پروژه بسیار ارزان بود. فقط به یک منبع مایکروویو جدولی نیاز داشت، به صورت قرض. بونیاس تحلیلهای زیستی را انجام خواهد داد. هزینه ۲۰,۰۰۰ فرانک. ما رد شدیم. دلیل ادعای شده: "شما از Cnes نیستید". میتوانست هر چیز دیگری باشد: "شما یهودی، سیاهپوست، همجنسگرا..."
اما ETCA (مرکز فنی مرکزی تجهیزات نظامی) این ایده را گرفت و در آزمایشگاههای خود اجرا کرد. شما شگفتزده خواهید شد که چه کسی این اطلاعات را به من داد!
علاوه بر اینکه حساب پسانداز مسکن فرد علاقهمند به OVNI، آلساندري را توقیف کرد، ویلاسکو در یک عملیات اطلاعاتی بسیار شگفتانگیز دخالت داشت: ماجرای کاورژ سنت نیکولاس، جایی که سرویسهای اطلاعات فرانسه به طور فعال دخالت کردند و در مقابل آن، کاملاً فراموش شده است. میپرسم که آیا پرونده هنوز در آرشیو SEPRA وجود دارد (چه خبرنگاری جسارت دارد که این سوال را بپرسد؟). اما آرشیوهای تلویزیونی آن زمان در FR3 وجود دارد. من چیزی نمیبینم. ویلاسکو واقعاً در میان این ردیف ۱۸ متری و ۱٫۵ متری عمق، در یک مزرعه ذرت، و در حال جمعآوری نمونه برای تحلیل بود. این نوع ماجرا نمیتواند به این سادگی فراموش شود. من یک پرونده در وبسایتم قرار دادم و به او نامهای باز فرستادم که هرگز پاسخ نداد و پنجصد نفر ناامید نیروی برق امضا کردند (نه کافی برای تشکیل "حرکت رأی عمومی"). باید این ماجرا را دوباره روی خط بگذارم. اما خستهکننده است که همیشه و بدون توجه، به طور مداوم شکایت کنیم. اما "زمانها تغییر میکنند و ما با آنها تغییر میکنیم"، گفت کامِلئون جورج پومیدو. بنابراین، شروع به گفتن "OVNIها جدی هستند، حتی احتمالاً فرازمینی (گزارش کومتا)" محبوب شده است.
به طور منطقی باید یک برنامه تلویزیونی باشد که ایدهها، پیشنهادات، پروژهها را ارائه دهد. آیا فکر میکنید که جان-پیر پیت را دعوت خواهند کرد؟ چه اتفاقی میافتد اگر به صورت عمومی، سوالی از مدیر SEPRA درباره این ماجرای کاورژ سنت نیکولاس بپرسم!؟ او را دعوت خواهند کرد، من نه. نتیجه رسمی (مثل گزارش بازرسی لوانت و نتیجه گزارش کومتا) "تقویت SEPRA" خواهد بود. این یک رویای بد است. چه کاری میتواند فیزیکدان ویلاسکو (همانطور که خودش در یک برنامه بیش از ده سال پیش اعلام کرده بود) انجام دهد، یک فنیک در اپتیک، که به مهندس خانه تبدیل شده است!
به مدیر اولیه GEPAN، کلود پوهر، فرد دیگری "از جمله"، دیگر "مهندس خانه"، کاملاً بیکار در فیزیک پیشرفته، نویسنده کتاب دیوانهوار "Universons، انرژی آینده"، احمقترین بیمعنایی علمی منتشر شده در ده سال گذشته، نتیجه بیست سال فکر منفرد (کلمهای قویتر به ذهنم میآید. اما نمیخواهم بیاحترامی کنم).

شما شوکه خواهید شد وقتی ببینید چه سوءاستفادهای از طرف جانشین او، آلن استرل، در MHD صورت گرفته است، تا زمانی که Cnes، نگران شروع یک فساد، به سرعت Gepan را در یک گودال مخفی کرده و مدیر آن را در یک کمد قرار داد.
و حالا این استیون گریر که شروع به کار کرده، توسط یک ناشر که با شاهد خارقالعاده "دکتر ب"، یک سادهترین ستون رستوران، جذب شده است. خستهکننده...
دو انتخاب: یا پرونده OVNI جدی است، یا کاملاً فریب. همینطور برای این برنامههای سیاه آمریکایی.
گریر درباره "روشی که خود را محافظت میکند" صحبت میکند. اما هزار راه وجود دارد تا کسی را سکوت کنند. اول یک دعوی آسیب رسانی موفق. آلساندري به آن دست یافته است. خواهید دید که او تنها نیست. میتوانید فضای اطراف یک فرد را خالی کنید، او را در ساحل بگذارید. جاکس پراد چهار سال از کار بدون دلیل داشت، پس از دو فیلمش درباره "اوتاپسی"، که همه آن را مسخره کردند. پنج سال طول کشید تا تمام درها برای این مرد "دارای تماشای بالا" بسته شد. مناسب برای جلوگیری از اینکه همکارانش به عنوان سربازهای کوچک بازی کنند. متوجه شدم که اگر میتوانم صحبت کنم، به دلیل این بود که من ... کارمند دولتی بودم، که غیرقابل تحریم بود. بودجه من طی بیست سال حذف شد، مسیر شغلی من متوقف شد. به من جنگهای بیپایانی دادند که با استعداد پژوهشی خودم از آن بیرون آمدم. اما این چیزی بود و، چه چیزی که میتوانم درباره آن بگویم، علامتهای آن را دارم.
روزی اگوست میسون به من گفت: "اما شما باید کسی را کشته باشید تا به این سطح از حملات برخورد کنید! من این مشکلات را ندارم."
البته، شما در متنهای این دانشمند آرامشبخش، که تنها خلاقیت او این بود که یک روز گفت: "من به OVNIها علاقه دارم"، چیزی جدی نخواهید یافت. من در زمینه علم بسیار پیشتر رفتهام. من در این بازی علمی یک نوع آشوب ایجاد کردهام. او نه، که هیچ متنی درباره OVNIها منتشر نکرده است مگر در مجله SOBEPS (جمعیت بلژیکی برای مطالعه پدیدههای فضایی)، INFORESPACE. او همچنان در وبسایتش ادامه میدهد.
در فرانسه چگونه کسی را خنثی کنیم؟ ساده است: کافی است فضای پیش روی او خالی شود. آخرین حضور من در تلویزیون: در روکیه، تاپی (جایی که به طور محتاطانه بخشهایی که به طور قاطع به دو سرگرمی Cnrs پاسخ میدادم، قطع شدند).
آه، یک داستان کوچک. رنه پلاه، که در آن زمان معاون بالایی انرژی اتمی بود (و سابق ... هزاران چیز)، موافقت کرد که بیاید. تاپی خیلی شاد بود. به او محل VIP در استودیوها اختصاص داده شده بود. ناگهان تاپی با موبایلش آمده، بیست دقیقه قبل از برنامه.
- پسرک، حق داشتی. پلاه به من گفت که یک جلسه مهم دارد. اما لطفاً به دو همکار دیگر (از جمله کوتوریه، فیزیکدان ستارهشناس، که به مدیریت چیزی نامشخص رسیده است) نگویید. آنها فقط به این دلیل به اینجا آمدند که گفته شد پلاه میآید. اگر به آنها بگویید که او انصراف داده، خواهند رفت و من در استودیو فقط با شما، لوانت و بوردا سر و کار دارم.
برخی افراد این برنامهها را تماشا میکنند و میگویند:
- پس چه کاری باید بکنیم؟ - هیچ کاری نکنید، بگذارید صحبت کند. در این صفحهها، اعتبارش را از دست میدهد. مردم او را بهترین حالت، یک فرد عجیب، یک شخص خیالپرداز، بدترین حالت، یک بیحال، یک فرد که میخواهد با کل زمین روبهرو شود. اما دانشمندان؟ هیچ مشکلی نیست: آنها به طور کامل به موضوع حساس هستند و احتمالاً از این سو حرکت نخواهند کرد. - و گزارشهای او درباره آزمایشهای هستهای زیرزمینی در فرانسه؟ - در تاپی و روکیه، بخشهای مربوطه قطع شدند. این دیگر یک پخش دیگر است (الان فقط پخش دیگر وجود دارد). بگذارید صحبت کند. هیچ کس به او باور ندارد. مردم میتوانند هر چیزی را بخورند. و همه اصلاً اهمیت نمیدهند. اگر در وبسایتش اشتباه کند، به او دعوی آسیب رسانی جدیدی بدهید، این او را مشغول خواهد کرد.
گریر هیچ کس را مزاحم نمیکند. چه با ساختارهایی که در آمریکا این عملیات تبلیغاتی را کنترل میکنند، و چه تحت فرمان دیگران، نتیجه یکسان است. این پزشک روستایی که به عنوان "صداهای بزرگ" عمل میکند، توجه را جلب میکند. او کتابی منتشر میکند که به زبانهای متعدد ترجمه خواهد شد. پول به دست میآورد و صادقانه گفته میشود، در آنچه میگوید، هیچ چیز ملموس وجود ندارد. شاید همینطور یک داستانسرای باشد. اما به هر حال یک سخنران بسیار ماهر است. من به دلیل ارائه عناصر فنی دقیق، مانند در مورد Aurora، مزاحم میشوم. همانطور که در کتابم گفتم، در یک صفحه تلویزیونی، هر مخالفی که به زمینه فنی-علمی بپردازد، را نابود خواهم کرد. در یک صفحه یا جلسه که افراد متخصص حضور دارند. در Supaéro، ژوئیه ۲۰۰۳، جایی که معلمان مکانیک سیالات حضور داشتند، هیچ انتقادی درباره نظریههایی که دفاع میکردم، وجود نداشت.
آه، داستان دیگر: سه ساعت سخنرانی در Supaéro با یک دوربین دیجیتال توسط دانشجویان فیلمبرداری شد. لطفاً از مدرسه بخواهید که این نوار را پخش کند. من هیچ نمونهای از آن نداشتم. دانشجویان به من اعتراف کردند که دستور داده شده است که آن را پخش نکنند. با این حال، سخنرانی کاملاً فنی است. باید این "نمایش" را دوباره برای وبسایت واتلِت انجام داد، پس از آنکه او "وبسایتش UFOCOM را از دست داد".
اگر گریر مزاحم میشد، خدای من، این سه روز نخواهد بود. او به طور هوشمندانه تهدید خواهد شد، بدون اینکه هیچ ردی از آن باقی بماند. و حتی نمیتواند به این تهدید اشاره کند.
به شما یک داستان میگویم. یک دوست من پزشک سرطان بود. یک روز از او خواسته شد که یک مدرک کاذب امضا کند تا یک مجرم وحشتناک از زندان بیرون بیاید، "به دلیل مشکلات سلامتی".
*- و بعد؟ آیا پذیرفتی؟ - بله. اما شما نمیدانید که چگونه این کارها انجام میشود. یک روز در خیابان، یک مرد مسن به نظر دوستداشتنی، یک ناشناس، به شما نزدیک میشود. میگوید: "دوستان من و من بسیار دوست داریم که آقای .... از سالهای پیری خود لذت ببرد. حضور او در زندان به شدت بر او تأثیر میگذارد، میدانید و این موضوعات جدی بر وضعیت عاطفی اعضای خانواده، فرزندانش تأثیر میگذارد. ما از شما میخواهیم که در این زمینه به ما کمک کنید، به صورت... انسانی، همدل. آه... دختر کوچک شما هشت ساله است و بسیار جذاب، دیدم. چه فرزند زیبایی. چه خطری که امروزه برخی رانندگان ناهمآگاه به این کودکان جوان میتوانند وارد کنند، وقتی که در خیابان عبور میکنند. اخیراً یک حادثه را در روزنامه دیدم. چه وحشت! خوب، شما هم از بعدازظهر خوبی داشته باشید". و سپس، چه کاری میکنید وقتی این گفتار را میشنوید؟ *
بازگشت به گریر. فرض کنید او نقش کاساندرا را کمی جدی بیش از حد بگیرد. باید این تبلیغات کمی مزاحم را متوقف کرد. گریر را چند ساعت برداشت. با یک اسپری بیهوایی بیهوش کنید. او به جایی ناشناخته وارد میشود، بیدار میشود و در مقابل افراد ناشناسی قرار دارد که به او این گفتار را میدهند.
- گریر، دوستم، تاکنون شما بسیار خوب عمل کرده اید. اما با انتشار اطلاعاتی خاص، شما از زمین بازی خارج شدید. ما به شما هشدار می دهیم. من می دانم که شما نمی توانید پاسخ دهید: شما یک دندان گشایی در دهانتان دارید. ما به شما یک تزریق می دهیم، در زبان. این هیچ نشانی باقی نمی گذارد. چندین قارچ در پیش روی شما وجود دارد. ما یکی را به تصادف انتخاب می کنیم. برخی از آنها ویروس ایدز را حمل می کنند و یک تزریق چنین چیزی شما را مثبت کننده خون می کند. این یک سوال تصادفی است. امیدوارم که شما شانس داشته باشید یا من دستم خوش باشد. بعد، شما یک تست HIV خواهید گرفت و در انتظار نتیجه می ترسید. اگر شما شانس داشته باشید، این بار از این گذشته خواهید بود. اما بدانید که اگر کمی از مسیر افسانه ای خارج شوید، و متخصصانی به شما توضیح خواهند داد که چه چیزی باید بگویید و چه چیزی نباید بگویید، چگونه باید چیزها را بگویید و چگونه باید از برخی موضوعات دوری کنید، ما این جلسه کوچک را دوباره تکرار خواهیم کرد، با قارچ هایی که پر از محتویات هستند. ممکن است این بار همسرتان یا دختر بزرگترتان را بگیریم. او قبلاً رابطه جنسی داشته است، فکر می کنم؟ بد است که در 17 سالگی مثبت کننده خون باشید، نه؟ اگر در مورد همه چیز صحبت کنید، مردم شما را مجنون می دانند. و اگر روزی بخواهید در روزنامه های "coast to coast" اعلام کنید که فرزندتان گرفته شده، به دهانتان تزریقی انجام شده و او مثبت کننده خون شده است، مردم می گویند "فرزندش این را از یک مهمانی گرفته و گریر سعی می کند آن را برای اهداف خود به کار بگیرد"، و هیچ کس به شما باور نمی کند. علاوه بر این، ما یک ناشر عالی را در کشور حمایت کرده ایم، بسیار درک کننده و همکار. اگر این روند ادامه یابد، شما پول خواهید کسب کرد.
این می تواند این سناریو باشد یا چندین سناریو دیگر. در ایالات متحده، کشور جی. آر. ایوینگ، چیزی جدی نیست. در فرانسه فقط از دعاوی افترا استفاده می شود یا ساده اینکه چیزی نمی گویند چون معمولاً کافی است.
وقتی من یک نامه باز به چیراک، رئیس فرانسویان، فرستادم، یک پاسخ گرفتم. این واقعاً تنها پاسخ بود. سعی کنید، شما خواهید دید که همیشه پاسخ می دهد. یک خدمات مهم در ایلیسه وجود دارد که دارای چندین نفر ارتباطی است که مسئول کارهای روزانه هستند و هزاران نامه را در روز مدیریت می کنند. مشکل انتخاباتی. این به بیدوچونها می آید که بتوانند یک نامه ای که "ریاست جمهوری" را دارد را نشان دهند و فریاد بزنند "آنجاست، "او" به من پاسخ داد!"
یک نفر بسیار دوست داشتنی با من تماس گرفت، که در این خدمات، نامه های کمی "مختلف" را مدیریت می کند، موضوع شامل اورانی، عوامل غیبی، خانه های مسکونی مسحور شده، و که آنها را به همکاران مختلف "متخصص" می فرستد، که سپس پاسخ ها را با استفاده از "زبان چوب" می نویسند. او به من گفت:
- من تمام کتاب های شما را خوانده ام. در کتاب "تحقیق در مورد اورانی" سال 1987، شما کلمه "کوزموترول" را معرفی کردید تا واکنش ترس افراد را وقتی با پدیده اورانی یا حتی فقط با پرونده آن مواجه می شوند، نشان دهید. شما باید یک "کوزمو بیاهمیتی" دیگر اضافه کنید. می دانید چند نامه در سال به رئیس جمهور در مورد موضوع اورانی ارسال می شود؟ چون او روزانه بیش از 1000 نامه دریافت می کند؟ - نه، بگویید. - یک تا دو نامه در سال.
والاسکو کتابش را منتشر خواهد کرد. اما بخوابید آرام: تلویزیون هایتان را ببینید: چیزی مهم در مورد اورانی تا سال 2020، یا 2050، یا 2885، بستگی به منابع دارد...
در ادامه، اقدامات من در قبال گروه افشا، پس از ارسال فایل قبل از کریسمس 2002 --- **
19 مارس 2003. من این پیام را به دبی فوچ، نگهبان سایت افشا، فرستادم، پس از چندین پیام که بدون پاسخ ماندند. **
دوست عزیز دبی،
در فرانسه، ما بسیار شگفت زده هستیم به دلیل سکوت طولانی شما. من یک فایل مهمی را به افشا فرستادم قبل از کریسمس. هیچ پاسخی نگرفتم.
اکنون دقیقاً چه چیزی است افشا؟
اگر کشف شگفت انگیزی که توسط دکتر گریر گفته شده، فقط یک جادویی باشد، تمام پروژه فرو خواهد ریخت. اما آیا این طراحی نبود؟
یک فرضیه:
1 - گریر ادعای خود را در سایتش مطرح می کند. او ادعا می کند که قصد دارد با شجاعت با مقامات مبارزه کند تا حقیقت را فاش کند. 2 - تلاش هایش به یک عملیات بازاریابی تبدیل می شود. 3 - سپس گریر به دنبال "انرژی های جدید" می رود. 4 - او به سرعت یک کشف شگفت انگیز پیدا می کند که انرژی خلاء را به برق تبدیل می کند. مخترع آن یک فیزیکدان نیست بلکه "یک مردی که حس خوبی در مورد الکترومغناطیس دارد". 5 - این کشف به یک جادویی تبدیل می شود. 6 - گریر دست کشیده می شود. 7 - سپس، وقتی یک تلاش دیگری برای مبارزه با سیاست پوشاندن انجام می شود، مردم می گویند "همان چیز. چیزها مثل داستان گریر پیش می رود".
به طور خلاصه: آیا افشا یک عملیات اطلاعاتی نادرست است؟
با احترام، دکتر جان پیر پیت
ترجمه:
19 مارس 2003.
دوست عزیز دبی،
در فرانسه، ما بسیار شگفت زده هستیم به دلیل سکوت طولانی شما. من یک فایل مهمی را به افشا فرستادم قبل از کریسمس. هیچ پاسخی نگرفتم.
اکنون دقیقاً چه چیزی است افشا؟
اگر کشف شگفت انگیزی که توسط دکتر گریر گفته شده، فقط یک جادویی باشد، تمام پروژه فرو خواهد ریخت. اما آیا این طراحی نبود؟
یک فرضیه:
1 - گریر ادعای خود را در سایتش مطرح می کند. او ادعا می کند که قصد دارد با شجاعت با مقامات مبارزه کند تا حقیقت را فاش کند. 2 - تلاش هایش به یک عملیات بازاریابی تبدیل می شود. 3 - سپس گریر به دنبال "انرژی های جدید" می رود. 4 - او به سرعت یک کشف شگفت انگیز پیدا می کند که انرژی خلاء را به برق تبدیل می کند. مخترع آن یک فیزیکدان نیست بلکه "یک مردی که حس خوبی در مورد الکترومغناطیس دارد". 5 - این کشف به یک جادویی تبدیل می شود. 6 - گریر دست کشیده می شود. 7 - سپس، وقتی یک تلاش دیگری برای مبارزه با سیاست پوشاندن انجام می شود، مردم می گویند "همان چیز. چیزها مثل داستان گریر پیش می رود".
به طور خلاصه: آیا افشا یک عملیات اطلاعاتی نادرست است؟
با احترام، دکتر جان پیر پیت
19 مارس، پاسخ دبی فوچ:
دوست عزیز جان پیر،
البته افشا یک عملیات اطلاعاتی نادرست نیست. ما فقط یک گروه کوچک از افراد داریم که به طور اصلی د bénévoles هستند و بسیار مشغول به کار هستند. در این لحظه، دکتر گریر روی پروژه انرژی متمرکز است، با بقیه تیم SEAS علمی. هیچ چیزی برای اطلاع رسانی عمومی وجود ندارد. وقتی چیزی وجود داشته باشد، همه را مطلع خواهیم کرد. لطفاً فرضیه شکست یا جادویی را نگیرید. این هدف یا نیت ما نیست. اگر می خواهید مطالبی از تحقیقات خودتان را مستقیماً به دکتر گریر ارسال کنید، می توانید آنها را به او ارسال کنید:
دکتر استیو گریر صندوق پستی 265 کروزت، VA 22932 ایالات متحده
پاسخ من:
دوست عزیز دبی
اگر افشا یک عملیات اطلاعاتی نادرست نیست، پس فقط آن را ثابت کنید. گریر باید یک ایمیل شخصی داشته باشد. آن را به من بدهید. شما کار دارید. آن را چاپ کنید و به او بفرستید. > ما فقط یک گروه کوچک از افراد داریم که به طور اصلی د bénévoles هستند و بسیار مشغول به کار هستند. در این لحظه، دکتر گریر روی پروژه انرژی متمرکز است، با بقیه تیم SEAS علمی.
چه تیمی است که در آن هیچ فیزیکدانی نمی تواند کاری جامد و ساخته شده را بررسی کند. شما چه کسی هستید؟ جادوگران؟ > > هیچ چیزی برای اطلاع رسانی عمومی وجود ندارد.
چرا در مورد کار من گزارش نمی دهید؟ این واقعیت است، ساخته شده است. به موضوعات بسیار مهم اشاره می کند: برنامه های سیاه امریکا. ما فکر می کردیم که گریر به چنین چیزهایی دنبال می کند. به طور صادقانه، چه بازی ای انجام می دهید؟ من می خواهم پاسخی بگیرم. یک پاسخ سریع.
پس چندین احتمال وجود دارد. یا افشا یک عملیات اطلاعاتی نادرست است، یا اینکه توسط افراد ناکارآمد و ناکارآمد اداره می شود. ما می خواهیم بدانیم که کدام یک از این احتمالات بدتر است.
دکتر جان پیر پیت
سایت سازمان افشا به زبان انگلیسی: http://www.disclosureproject.com
برای ارتباط با سازمان افشا: Disclosure2001@cs.com
برای ارتباط با دبی فوچ، نگهبان سایت افشا: webmaster@disclosureproject.org
برای ارتباط با د secretaire گریر، امیلی کرامر: ekramer@cs.com
گریر نظریه خود را توسعه می دهد. آمریکایی ها ممکن است دانش زیادی در مورد اورانی داشته باشند و این اطلاعات را نگه دارند، بنابراین جهان را از یک عصر واقعی دور می کنند، به ویژه منابع انرژی بی پایان و غیر ملوث که می تواند به انسان ها کمک کند تا از محدودیت های مربوط به سوخت های فسیلی یا هسته ای فراغت یابند. افشا به معنای "باز کردن" است. این یک دعوای شدید است. بنابراین متن اولیه به نظر می رسد که افرادی که در این برنامه های سیاه فعالیت می کنند را ترغیب می کند تا صحبت کنند. سپس چندین گزارش از افسران بازنشسته می آید، که متأسفانه کمی خالی هستند.
در سال 2001 گریر جای خود را تغییر داد و یک شرکت ایجاد کرد:
Space Energy Access Systems www.SEASpower.com PO Box 265 Crozet, VA 22932 تلفن: 540-456-8302 فاکس: 540-456-8303
و به دنبال کشف قرن، منبع انرژی جدیدی که می تواند تمام مشکلات دنیا را حل کند، پرداخت.
در ژانویه 2003 او یک مصاحبه شکننده در یک رادیو که در سراسر ایالات متحده گرفته شد. اینجا ترجمه بخش های مهم این مصاحبه است:
در سال 2002 او یک عملیات شگفت انگیز از فروش کتاب، ویدئو، DVD را راه اندازی کرد.
برخی از بخش های ترانسکریپت مصاحبه ای که دکتر استیو گریر در رادیو AM (coast to coast) و با روزنامه نگار جورج نوری در 30 ژانویه 2003 انجام داد. این متن، در نسخه انگلیسی، به رنگ آبی، در حجم کوچک، از سایت زیر گرفته شده است:
http://www.disclosureproject.org/excerpts-transcriptcoasttocoastJan312003.htm
(من آن را به طور کلی ترجمه کردم. اگر کسی دارای ترجمه بهتری است، خوش آمدید)
جورج نوری (GN): امروز شب، در طول یک ساعت، ما در مورد انرژی نقطه صفر صحبت خواهیم کرد. دکتر گریر، آیا یک سازمان در حال کار بر روی این انرژی نقطه صفر است یا اینکه این اقدامات فردی است؟
SG: من مطمئن نیستم که این انرژی نقطه صفر باشد. برخی می گویند که این جریان انرژی از انرژی کوانتومی خلاء است. چندین نظریه در این زمینه وجود دارد. ما یک گروهی به نام دسترسی به سیستم های انرژی فضایی ایجاد کرده ایم که یک شرکت است که هدف آن شناسایی و آزمایش ماشین ها، فناوری ها، سیستم هایی است که به طور ساده، در خروجی بیشتر انرژی از آنچه که در ورودی وارد می شود، تولید می کنند، که باید به نظر ناممکن باشد اما در واقع کار می کند. دلیلی که امروز شب در این مورد صحبت می کنم این است که ما به نظر می رسد، و من این نکته را در اینجا توضیح می دهم، یک چنین سیستمی را گرفته ایم.
SG: بنابراین این سیستم یک نوع "قدیس مقدس" است. مشاور علمی من و دفتر مدیران گروه ما... اخیراً یک بازدید از این سیستم در سایت خود انجام داده اند و می توانم به شما بگویم که این چیزی است که تاکنون در زندگی من دیده ام. این واقعاً چیزی است
{امنیت}
SG: دلیلی که در مورد این موضوع صحبت می کنم در حالی که این کشف هنوز در ابتدای راه است این است که میلیون ها نفری که امروز شب گوش می دهند، حمایت ما هستند. ... ما قصد داریم این سیستم را حفظ کنیم، آن را آزمایش کنیم، آن را کامل کنیم، آن را به جامعه ارائه دهیم و با این نیازهای بنزین و نفت، کربن، و اجازه دهیم که یک جامعه جدیدی که می تواند باقی بماند، بر روی زمین ایجاد شود. این ممکن بود 50 سال پیش اتفاق بیفتد. اما اکنون زمان آن است. ....
{توصیف دستگاه}
SG: به من اجازه دهید به شما بگویم که چه چیزی دیدم، اگر شما یک لحظه دارید. این چیز کوچک نیست. می توانید آن را در یک دست نگه دارید. .... من مجاز نیستم به شما اصل کارکرد آن را توضیح دهم..... وقتی دستگاه کار می کند، صدها وات در یک شکل قابل استفاده تولید می کند. ما آن را با چشم خود دیده ایم، بنابراین هیچ شکی نیست. .... این سیستم یک لامپ 300 واتی، یکی 100 وات، یک سیستم صوتی، یک فن، یک موتور الکتریکی، همه را به طور همزمان بدون هیچ ورودی خارجی انرژی کار می کند. بنابراین این یک پیشرفت علمی مهم است. مخترع احتمالاً جایزه نوبل را پس از اثبات این چیز برای جامعه علمی دریافت خواهد کرد.
... هیچ منبع انرژی پنهانی وجود نداشت (...) ... هر چند که این فقط کارهای اولیه است. ... مخترع باید در ماه های آینده یک سیستم قوی تر ایجاد کند... نمونه های مختلف در خدمات مختلف و دانشگاه ها آزمایش خواهند شد....
GN: اما این مخترع کیست، استیو. اگر می توانید به من بگویید، آیا ممکن است که این یک فیزیکدان باشد؟
SG: همچین - نه (...) . خوب، فکر می کنم هر کسی که با این نوع انرژی کار می کند، به یک دلیل یا دیگری یک فیزیکدان باشد. اما او به طور رسمی مطالعات فیزیک انجام نداده است (...) . یک فردی است که می توانید آن را به عنوان یک گنی در این زمینه در نظر بگیرید و از کودکی، دانشی انتزاعی و عمیق در مورد پدیده های الکترومغناطیسی (...) و مدارهای الکتریکی و همه چیزهایی که در این زمینه هستند، کسب کرده است.
GN: یک نوع فرزند معنوی البرت اینشتین، که چند سال پیش، جان ویلر گفته بود که مقدار انرژی در یک فنجان قهوه کافی است تا تمام آب اقیانوس های دنیا را بخار کند. ....
SG: من می خواستم این اطلاعات را سریع تر انتقال دهم، چون شما همچنان می دانید که افرادی که این اطلاعات را انتشار داده اند، قتل شده اند. افرادی به زندان فرستاده شده اند....
... این یک نظریه توطئه نیست. ما می توانیم در یک دادگاه اثبات کنیم که این چیز چندین بار اتفاق افتاده است..... در حال حاضر، هزاران میلیارد دلار انرژی در کاربردهای خانگی و حمل و نقل با سوخت های فسیلی استفاده می شود. زمان آن رسیده است که این دوره را تمام کنیم و به یک دوره جدید برویم. حتی رئیس جمهور در سخنرانی خود به ایالات متحده پس از 11 سپتامبر گفته است که این یک نگرانی امنیت ملی است که به منابع انرژی بستگی داشته باشد. ....
... من چیزی به شما می گویم، چیز دیگر مهم - و هر کسی که با فناوری باز شده است، می داند که منظورم چیست - ما در سال های اخیر چندین سیستم دیده ایم که به نظر می رسید جذاب هستند اما انرژی قابل استفاده تولید نمی کردند. این بار، اگر می توانید تصور کنید که چگونه کار می کند، شما یک خروجی 60 هرتز، 110 ولت، جریان مناسب دارید که هر چیزی را که به آن متصل می کنید، به طور مداوم کار می کند. من هرگز چیزی شبیه به این را ندیده ام. .....
{پیامدها}
SG: فرض کنید که شما قادر به انجام این کار باشید، این ... بله بله بله..... 99.999 درصد انسانیت به آن فواید می برد. زمین بزرگترین فواید را خواهد داشت. فرزندان ما... و غیره....
{پیامدهای برای ماشین های هیدروژنی}
جورج نوری: ... آیا می تواند این انرژی نقطه صفر به طور مستقیم بر روی ماشین ها کار کند یا شما می خواهید مثلاً هیدروژن را برای استفاده به عنوان سوخت ماشین ها ایجاد کنید؟
SG: خوب... بله بله بله.....
{توضیحات در مورد انرژی کوانتومی}
GN: انرژی نقطه صفر در اصل از دیدگاه هایی از مکانیک کوانتومی نشأت می گیرد و چیزی با سطح پدیده های زیر اتمی دارد. می توانید به ما چند کلمه در مورد آن بگویید؟
SG: خوب، اگر می توانم آن را درک کنم، اگر به فضایی که اطراف شما است نگاه کنید، نه فضای خالی، بلکه فضایی که در آن هستید، این فضا و سطح پایه ای که ماده و انرژی در آن نوسان می کند، تحت یک میدان پتانسیل قوی است. این یک نوع هموزیست است. و این فناوری ها این فرآیند هموزیست را به اندازه کافی مختل می کنند تا این انرژی پایه ای به وجود بیاید و این انرژی کوانتومی خلاء است که در اطراف ما است. ... این مانند گرفتن انرژی از یک مخزن است، انرژی که به طور مداوم وجود دارد اما در یک شکلی است که اکنون قابل استفاده نیست. ... بسیاری اطلاعات در این مورد وجود دارد. یک کتاب جدید از دکتر توم بیاردن وجود دارد که تقریباً یک انتشارنامه است.
{دیدگاه های آینده}
GN: بیایید واقعی باشیم، استیو. اگر هیچ مانعی وجود ندارد، چه زمانی فکر می کنید این دستگاه ها را در بازار قرار دهید، یا حداقل در یک فاز ارزیابی قرار دهید؟
SG: ما قصد داریم در دو تا سه ماه آینده این کار را انجام دهیم (...). ... ما امیدواریم که در یک سال آینده به فاز تولید برسیم (...). این سیستم ها در فصل اول سال 2004 در دسترس خواهند بود. البته ما نمی دانیم چه چیزی را خواهیم دید و وقتی شما در این گونه توسعه فناوری وارد می شوید، شما ریسکی را می گذرانید که چندین ناامیدی را ممکن است داشته باشد (...). من فقط فرض می کنم، اما این اهداف ما هستند. .....
*و دوباره این چیزهای شگفت انگیزی که انتظار داشت را توضیح می دهد. *
.. ما می توانیم ژنراتورهایی داشته باشیم که می توانید مستقیماً در خانه ها نصب کنید به طوری که هیچ دستگاهی برای انتقال جریان نیاز نباشد. این دستگاه ها می توانند منبع انرژی خود را داشته باشند، مستقل باشند. .. هدف ما این است که این گونه دستگاه ها را در یک سال، یک سال و نیم ایجاد کنیم (...). من می خواهم سریع تر بگویم، اما با توجه به اینکه چه چیزی در جهان اکنون اتفاق می افتد، ممکن است این کار در این زمان یا بیشتر انجام شود.... ما می خواهیم این کار را به گونه ای انجام دهیم که طولانی نباشد. در واقع، توم بیاردن و من در حال گفت و گو بودیم فقط قبل از اینکه با اعضای کمیسیون محیط زیست سنا ملاقات کنیم. او گفت که اگر این فناوری های جدید در ابتدای فصل اول سال 2004 به طور سری تولید نشوند - با توجه به اینکه بیوسفر تحت فشارهای ژئوپلیتیکی قرار دارد - ممکن است ما به این قطار دست نیابیم. ...
.. فقط می توانم بگویم که آزمایش هایی که من به عنوان گواه دیده ام، بسیار موفق بودند و امیدوارم که این چیز به مطالعات قابل تکرار و تحلیل علمی که تیم ما از آن انتظار دارد، منجر شود تا در چند ماه آینده انجام شود (...).
**در انتهای فایل، بازنشر (کامل) مصاحبه گریر در رادیو (سند A). ** ---
**قبل از اینکه گریر این اعلان های شکننده ای داشته باشد، من سعی کردم با او تماس بگیرم.
محتوای یک ایمیلی که من به او در 2 دسامبر 2002 فرستادم (متن به زبان انگلیسی در انتهای فایل، سند B): **
**از جان پیر پیت (فرانسه) به استیو گریر، 2 دسامبر 2002. **
سلام آقای گریر،
من به سازمان ملی تحقیقات علمی فرانسه (CNRS) تعلق دارم. من 65 ساله هستم و "مدیر تحقیقات" هستم. من تحصیلاتم را از سال 1958 تا 1961 در مدرسه ملی بالای هوافضا پاریس گذراندم. سپس به عنوان مهندس آزمایش در زمینه موتورهای موشک های زیر دریایی (MSBS) کار کردم. در سال 1965 به تحقیقات فرانسوی پیوستم و در آن زمان تبدیل کننده های MHD را ساختم (سال ها قبل از اینکه بفهمند که اینها می توانند منابع انرژی برای ایستگاه های فضایی نظامی باشند). در سال 1972 من به حوزه های فیزیک فضایی، کیهان شناسی نظری و هندسه تغییر کردم. من 32 کتاب نوشته ام. این است کارنامه من. در سال 1975 من به موتورهای MHD علاقه مند شدم و چندین مقاله در مورد آنها منتشر کردم. من یک دکترای فیزیک را راه اندازی کردم در مورد حذف موج های شوک با اثر نیروهای لورنتس، که به وضوح بسیار مرتبط با فناوری اورانی بود. مقالاتی در کنفرانس های بین المللی MHD در مسکو در سال 1983، در تسوکوبا، ژاپن، در سال 1987 و در پکن در سال 1990 منتشر شد.
من قصد دارم یک کتاب در ابتدای سال 2003 (تاریخ انتشار در ژانویه پیش بینی شده است) منتشر کنم. عنوان آن "اورانی و سلاح های سری فرانسه" خواهد بود. فکر می کنم این کتاب عناصری را ارائه می دهد که با راه حلی که شما در پروژه افشا (افشا) دنبال کرده اید، مرتبط است. من توضیح می دهم. در سال 2001 من به یک نشست مربوط به "پیشرانی پیشرفته" شرکت کردم. در آنجا من با دانشمندان آمریکایی فعال در برنامه های سیاه، مانند برنامه اورورا، آشنا شدم. در پایان این کنفرانس اطلاعاتی که من جمع آوری کردم، با آنچه که من خودم در مورد این موضوع یاد گرفته بودم کامل شد. من سعی می کنم آن را به طور خلاصه توضیح دهم.
- من در آن جا یاد گرفتم که آمریکایی ها یک وسیله "غیر متعارف" را در روزل در سال 1947 گرفته اند. این دستگاه برای سفرهای بین ستاره ای طراحی نشده بود. فقط یک کشتی فضایی فراتر از صوت بود. به دلایل نامشخص، دستگاه سقوط کرده و سپس توسط نیروهای نظامی آمریکایی بازیابی شد. این به طور مستقیم به افسران آمریکایی اطمینان می دهد که اورانی ها از منشأ فضایی هستند. آنها سپس (بازسازی) تصمیم گرفتند این "منبع فناوری" را استفاده کنند در حالی که سایر کشورها را اشتباه می دانند. بنابراین بسیاری از تلاش ها برای تخریب موضوع اورانی انجام شد. این سیاست هنوز در اروپا فعال است. هدف این بود که از این داده ها برای طراحی سلاح های جدید و فقط این چیز باشد (...).
در اوایل دهه 1970، نیروهای نظامی آمریکایی متوجه شدند که MHD (مغناطیس هیدرو دینامیک) با پیشرانی اورانی مرتبط است (در برخی از تغییرات داخلی). با این فناوری نمی توانستیم سفرهای بین ستاره ای انجام دهیم، اما مثلاً می توانستیم یک کشتی فضایی را با سرعت فراتر از صوت پرواز کنیم. آمریکایی ها سپس تصمیم گرفتند MHD را در مخفییت کامل توسعه دهند، در حالی که به طور فعال و قابل مشاهده مسیر محدودیت را برای مهندسی MHD مدنی گذاشتند. در همان زمان آنها یک مینو MHD را توسعه دادند. من در سال 1984 به ایالات متحده رفتم که در یک کنفرانس بین المللی، غیر نظامی، مربوط به MHD شرکت کردم. مردم در آن جا با افسوس در مورد بی توجهی دولت به این حوزه شکایت کردند. من به طور خاص به یک دانشمند به نام سولبز (از تانجر)، که با آمریکایی کرربرک کار می کرد و به من با یک نگاه تمسخرآمیز گفت:
- آقایان، من یک نفر را معرفی می کنم که هنوز به پروژه های MHD ایمان دارد.....
و او شروع به خنده کرد. این در زمانی بود که پروژه های نظامی MHD آمریکایی ها قبلاً عملی بودند. بنابراین، در سال 2001 در این نشست بریتون، من یاد گرفتم که مینو MHD آمریکایی در سال 1980 به 2000 کیلومتر در ساعت رسیده است. اکنون این سرعت به سه هزار کیلومتر در ساعت نزدیک شده است. تعداد کمی از افراد می دانند که این دستگاه واقعاً وجود دارد. من به طور شخصی می دانم چگونه طراحی و کار می کند. اگر این در چارچوب پروژه افشا باشد، من آماده ام تمام جزئیات فنی را در این مورد ارائه دهم.
در ابتدای سال 1990 آزمایش های هواپیمای جاسوسی "اورورا" در ایالات متحده شروع شد. این یک دستگاه شگفت انگیز است و اگر شما جایی برای این چیز دارید (آیا افشا یک سایت دارد؟) من می توانم تمام جزئیات در مورد نحوه کار این دستگاه را ارسال کنم. این یک هواپیمای فراتر از صوت است که می تواند به طور خودکار با موتورهای توربوفنیک به پرواز بیفتد. سپس بالا می رود و سرعت خود را تا مک 3 افزایش می دهد. در یک ارتفاع خاص، ورودی های هوا معمولی موتورها بسته می شود. جریان هوا فراتر از صوتی که به موتورها می رسد، اکنون از یک ورودی هوا متفاوت، که در بالای کل دستگاه صاف است، به موتورها هدایت می شود. در بالای این ورودی هوا: یک ژنراتور MHD "دیواره ای". این امکان را فراهم می کند که هوا را بدون گرم کردن کاهش دهد. این فرآیند بدون ایجاد یک موج شوک انجام می شود، به طوری که این گاز، بازسازی شده، می تواند به ورودی هوا یک موتور توربوفنیک معمولی هدایت شود، با ترکیبی از کروزن، و غیره. انرژی الکتریکی تولید شده سپس به یک ژنراتور MHD "دیواره ای" در پشت لوله هدایت می شود، که باعث افزایش سرعت می شود. این سیستم را "MHD-bypass" یا "پل MHD" می نامند.
اصل "هال" سپس ولتاژهای بسیار بالایی ایجاد می کند. آنها برای ایجاد یک جرقه الکتریکی در اطراف لبه های تهاجمی استفاده می شوند که منجر به حفاظت این لبه ها می شود و یک کیسه پلاسمایی ایجاد می کند. با استفاده از این، اورورا می تواند با سرعت 10000 کیلومتر در ساعت و در ارتفاع 60 کیلومتر پرواز کند. این به طوری کار می کند که یک "wave rider" (یک دستگاه که با استفاده از فشار ایجاد شده توسط موج شوک پایین آن "سوار می شود") است. یک قدرت اضافی توسط موتورهای معمولی ایجاد می شود که می تواند دستگاه را به مدار ببرد. فرآیند ورود به جو به کمک مبدل های MHD دیواره ای انجام می شود که این انرژی جنبشی را به انرژی الکتریکی تبدیل می کند، که خود به انرژی یونیزه و ایجاد یک تابش انجام می دهد. اورورا می تواند به طور خودکار پرواز کند و نشست کند و مستقیماً از تحلیل دستگاهی که در روزل گرفته شد، نتیجه می گیرد. روس ها یک پروژه مشابه به نام "آجکس" داشتند اما نتوانستند آن را به پایان برسانند به دلیل کمبود بودجه.
از سوی دیگر، ب2 هایی که نشان داده می شوند، واقعیت نیستند. دستگاه هایی که در کنفرانس ها یا در عکس ها به نمایش گذاشته می شوند، فقط گول می زنند. دستگاه های واقعی ب2 فقط در شب پرواز می کنند و فناوری آنها به طور قابل توجهی متفاوت است. آنها نیز با سرعت 10000 کیلومتر در ساعت و در ارتفاع 60 کیلومتر پرواز می کنند، بدون ایجاد موج های شوک. آنها می توانند از ایالات متحده پرواز کنند، به قطب جنوب بروند، بار خود را رها کنند و در یک شب بدون نیاز به تامین سوخت به پایگاه خود بازگردند. به دلیل اینکه اورورا کاملاً در پلاسمای اطراف خود قرار دارد، دستگاه های کاملاً پنهان هستند. من می توانم، اگر شما می خواهید، تمام جزئیات این دستگاه ها را به شما بفرستم که من در کتابم توضیح می دهم. اگر کسی در گروه شما فرانسه را بخواند، من می توانم کتاب را پس از انتشار در ژانویه 2003 ارسال کنم.
در میانه دهه 1960، آمریکایی ها منابع جدیدی از انرژی کشف کردند. این کشف به طور تصادفی انجام شد، در طول آزمایش های هسته ای زیر زمینی در نوادا. هدف این اقدام این بود که یک ماده را با "فشار مغناطیسی" (یک سیستمی که توسط ساندر ساکهاروف در سال 1952 اختراع شد) فشرده کنند. در سال های 1960، ساکهاروف و تیم او با استفاده از یک بمب شیمیایی ساده، فشارهایی بالغ بر 25 میلیون اتمسفر به دست آوردند. آمریکایی ها تصمیم گرفتند از یک "بمب کوچک انشعابی" (یک کیلوتن) استفاده کنند، اما نتیجه ای که به دست آوردند بسیار متفاوت بود. فشار به چنین میزانی رسید که اینترمتری را تولید کردند. سپس آنها یاد گرفتند که این اینترمتری را بازیابی کنند و آن را در بطری های مغناطیسی ذخیره کنند. این اینترمتری ذخیره شده در بطری های مغناطیسی اکنون منبع انرژی پرواز یک دستگاه دیسکی است که از MHD استفاده می کند، که می تواند با سرعت مک 10 در ارتفاع پایین پرواز کند و این دستگاه را نیز دارند. این دستگاه سپس یک موشک مسافری کامل است که هیچ یک از موشک های معمولی نمی تواند آن را بکشد.
آنها همچنین می توانند اینترمتری را در کریستال ها ذخیره کنند، با ایجاد یک محدودیت الکترواستاتیک، و صدها میلیون "بکی بال" (در فرانسه، ترجمه "کوچک" است، یعنی توپی که در بازی مهم است). این اشیاء، با اندازه یک توپ گلف، در یک پوشش گرمایی احاطه شده اند. قدرت آنها فقط 40 تن TNT است که به این معنی است که می توانند روی یک هدف بدون ایجاد گرد و غبار در جو بالا، بدون ایجاد یک جنگ هسته ای، پخش شوند. آمریکایی ها قبلاً به اندازه کافی بمب برای تبدیل کشوری به اندازه چین به خاک گذاشته اند. آنها بمب های بسیار قوی تری را روی سیارات دیگر نیز نگه داشته اند. در چنین دستگاه هایی، اینترمتری از زمین گرفته نشده بود، بلکه در لحظه ای که دستگاه به هدف خود می رسید، تولید شده بود.
آنها همچنین موتورهای MHD با افت فشار بالا را توسعه داده اند و از آنها برای پیشرانی فضایی استفاده کرده اند. بنابراین، سیستم خورشیدی می تواند به طور مخفی مورد بررسی قرار گیرد.
این تمام یک گستره از سلاح ها است اما همچنین یک منبع شگفت انگیز از انرژی است که می تواند "باغچه ها را به گل برساند"، در حالی که تمام این فناوری به منظور هدف های نظامی محدود شده است.
در گذر، اگر شما به اندازه کافی اینترمتری داشته باشید، می توانید از این انرژی برای ایجاد تبدیل ها استفاده کنید و اتم های جدیدی را از مثلاً گرد و غبار جاده یا از نیتروژن هوا ایجاد کنید. ابرانداران دارای "تولیدات صنعتی" نیستند. هر چیزی می تواند به تعداد نامحدودی کپی شود، با استفاده از این فناوری. این به این معنی است که مسافران ما به طور قطع به منابع طبیعی و "tresors" ما علاقه ندارند.
این به انتقال گرانش منفی منجر می شود. ما می دانیم که چگونه کار می کند اما احتمالاً خیلی متفاوت از آنچه که می توانید تصور کنید است. اکنون آمریکایی ها به دنبال طراحی وسایل نقلیه بین ستاره ای هستند و این دلیل حضور آنها در این کنفرانس بریتون بود.
من فکر می کنم که شما درست هستید. آنها احتمالاً اورانی ها را با سیستم های انرژی هدایت شده از بین می برند. موقعیت به نظر نامحدود است و ما ممکن است با یک "فولامور فضایی" مواجه شویم.
من آماده ام که در مورد همه چیز با شما صحبت کنم. شما فقط باید بگویید کی و کجا. امیدوارم که دانشمندان دیگری همچون من این راه را دنبال کنند. این وظیفه آنهاست که این کار را انجام دهند.
ما در طی دو دهه گذشته برخی از تماسهایی با موجودات فضایی داشتهایم، به صورت نامنظم. به طور کلی آنها نامههای ساده ارسال کردهاند. گاهی اوقات تماس فیزیکی وجود داشته است، اما این موضوع مهم نیست. در نامهای که در سال ۱۹۹۲ دریافت کردم، آنها تأیید کردند که نسبت به رفتار من، که مبنی بر افشای آنچه میدانستم، هستند. این نامه یک دعوت به جامعه علمی بود. من شخصاً تصمیم گرفتم که با وجود هرگونه خطری، این انتخاب را انجام دهم. در حال حاضر سعی میکنیم گروهی را در فرانسه ("عملیات دون کیشوت") تشکیل دهیم. به طور کلی مردم بسیار بیاعمال میمانند. ما متوجه شدیم که اهداف مقامات فرانسوی درباره علاقهشان به پرونده افاوایای تنها به کاربرد تحقیقات آن در زمینه سلاحها بوده است. برای متقاعد شدن از این موضوع، کافی است گزارش COMETA را بخوانید که همچنین به زبان انگلیسی نیز موجود است.
من آدرس وبسایت خود را به شما میدهم: http://www.jp-petit.com
و پاسخ شما را منتظرم، جان-پیر پتیت
در پاسخ، یک پیام از مدیر وبسایت او، دبی فوچ، دریافت کردم. به او پیشنهاد دادم تا یک پرونده جامعتر ارائه دهم و او با شور و هیجان پذیرفت. بنابراین در زیر نسخه فرانسوی آنچه در سال ۲۰۰۲ قبل از کریسمس برایش فرستادم آمده است:
نامه باز گروهی از دانشمندان فرانسوی به مقامات انگلیسی گروه "افشا" (نسخه فرانسوی)
مقدمه
ما گروهی از دانشمندان فرانسوی هستیم. ما متنی را که دکتر گریر در وبسایت "افشا" قرار داده بود، مطالعه کردیم و از نظرات او تحت تأثیر قرار گرفتیم. در واقع، همانند او، متقاعدیم که برخی از کشورهای جهان، به ویژه ایالات متحده، از مطالعه پرونده افاوایای، بازیابی سایتهای فضایی و احتمالاً تماس با موجودات فضایی، اطلاعاتی به دست آوردهاند که منجر به دانش علمی کاملاً جدید شده است. در ادامه به ارزیابی کارهایی که ممکن است از این اطلاعات استخراج شده باشد، خواهیم پرداخت. سوال این است که "آنها چقدر پیش رفتهاند؟" ما اطلاعات دقیقی درباره برنامههای مخفی آمریکا مربوط به هواپیماهای فوق صوتی داریم، چه برای هواپیمای جاسوسی ماهوارهای اورورا و چه برای یک بمبافکن فوق صوتی با دامنه بلند که B2 تنها پوشش آن است. در این موارد خاص، دادههای فنی که ما داریم، به ما اجازه میدهد تا قطعیت خود را بیان کنیم.
این فناوریها مستقیماً از تحلیل سایت بازیابی شده در روزوِل نشأت گرفتهاند، که متعلق به یک فضاپیمای فوق صوتی بود و نه یک وسیله فضایی بینستارهای. اگر کاربردهای اعمال شده صرفاً نظامی باشند، که ما آن را ناامیدکننده میدانیم، به وضوح این فناوریها کاربردهای بهتری در زمینه حمل و نقل فوق صوتی مدنی و همچنین به عنوان یک پرتابکننده فضایی کاملاً قابل استفاده مجدد، که بسیار کارآمدتر و بسیار ارزانتر از موشکهای سنتی است، خواهند داشت.
ترکیب احتمالی ماده ضد
فراتر از این، شواهد قوی وجود دارد که آمریکاییها تکنولوژی تولید جمعی ماده ضد را کنترل میکنند، که این ماده، و نه "انرژی خلاء"، منبع انرژی آینده، گونهای ماژیک به نظر میرسد که از هیچ جا نمیآید و بیپایان است. مگر اینکه این روش تبدیل ماده به ماده ضد با فشار ترمونوکلئاری، را بتوان به عنوان "استخراج انرژی از خلاء" در نظر گرفت. به طور کلی باید توضیح دهم که پس از تولید ماده ضد به این شکل، میتوان آن را برای تولید ماده ضد دیگر استفاده کرد. نیازی به انجام انفجار هستهای در هر بار نیست. اما این تکنولوژی به انسان بمبهایی بسیار ویرانگرتر از قویترین بمبهای ترمونوکلئاری موجود در حال حاضر میدهد. همچنین خطر جنگ بالقوه را به دلیل ذخیرهسازی مقادیر بسیار کمی از ماده ضد در کریستالها، که در آنها به صورت الکترواستاتیک بسیار پایدار قفل شدهاند، ایجاد میکند و امکان طراحی بمبهای کوچک یا "کرویهای بکی"، به اندازه یک تخم مرغ، با قدرت ۴۰ تن TNT (شامل پوشش حرارتی)، فراهم میکند. ضعف قدرت این بمبها و عدم تولید زباله آنها باعث میشود که قابل استفاده شوند. به جای رها کردن بمبهای بسیار قوی در یک نقطه، که منجر به حمل بزرگی از ذرات پودری به جو بالا و ایجاد اثر زمستان هستهای میشود، میتوانیم تعداد زیادی از این بمبهای کوچک ضد ماده را پخش کنیم و تخریبهای مشابه را ایجاد کنیم، بدون اینکه این ذرات پودری که به ارتفاع بالا میروند، باعث ایجاد اثر زمستان هستهای شوند.
ما فکر میکنیم که ایالات متحده اکنون تعداد زیادی از چنین وسایلی دارند که قادر به سوزاندن کشورهای کامل هستند و این وسایل، به صورت مخفیتر، به زودی استفاده خواهند شد. این همه ما را از کاربردهای مثبتی که انسان میتواند از چنین فناوریای ببرد، کاملاً دور میکند، و این چیزی است که دکتر گریر به درستی نوشت: "باغبانی بیابانها".
مشکل مواد اولیه و زباله
ما فکر میکنیم که وسایل فضایی که ما را بازدید میکنند، به عنوان منبع اصلی انرژی ماده ضد استفاده میکنند، چه ذخیره شده در داخل وسیله و چه تولید شده. این انرژی پایه میتواند برای اهداف بسیار متنوعی استفاده شود. یکی از جذابترین اینها، کنترل تبدیل مواد و امکان ساخت دلخواه هر نوع اتم است. این، با فناوری نانوی بسیار پیشرفته، امکان ساخت سیستمهای پیچیدهتر بدون نیاز به مداخله انسانی، یعنی همان چیزی که ما "کار" مینامیم، را فراهم میکند. برعکس، هر سیستمی که از اتمها تشکیل شده باشد، میتواند به یک زباله خنثی مانند هلیوم تبدیل شود، که بهترین نوع زباله است. این موضوع، اگر ما در قرن آینده بمانیم، در فناوری آینده ما جای خواهد گرفت. با تکمیل این مجموعه از تکنولوژیها با دانش بیولوژیکی هوشمندتر از آنچه که اکنون روی زمین به کار میبریم، انسان پس از همه، کلید عصر طلایی را در دست خود دارد.
وضعیت فعلی فناوری روی زمین
ما نمیدانیم تا چه حد این فناوریها روی زمین پیش رفتهاند. در حال حاضر تنها شواهد قوی وجود دارد که تولید ماده ضد با فشار ترمونوکلئاری در آمریکا در اواخر دهه ۱۹۶۰ به دست آمده است و به طور مفصل در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت. مشکل دیگری که دکتر گریر مطرح کرده است، مربوط به کاهش وزن ماشینها، یا حتی حذف یا معکوس آن (جاذبه معکوس) است. ما فکر میکنیم که این امر امکانپذیر است. وقتی افاوایایها نزدیک زمین حرکت میکنند و هیچ جابجایی هوا ایجاد نمیکنند، از این تکنولوژی استفاده میکنند. ما فکر میکنیم که درک این تکنولوژی نیازمند تغییر چشمانداز مهم و تغییر عمیق در نحوه تصور ما از فضا و ماده است. این هنوز برای ما تقریباً تخمینی است و قصد داریم به این موضوع در ادامه پرداخته شود. واضح است که کنترل جاذبه معکوس کاربردهای مهمی در حمل و نقل مدنی خواهد داشت، اما ما فکر میکنیم که بسیار فراتر از آن، این تکنولوژی مستقیماً به سفرهای ستاره به ستاره مرتبط خواهد بود. این موضوع نیز در پایان گزارش مطرح میشود.
نظرات ما درباره پروژه سیستم دسترسی به انرژی فضایی
این پروژه از حس خوبی شروع شده، اما به نظر ما قابل انجام نیست. در واقع ما فکر میکنیم که اهداف دنبال شده (تولید بینهایت انرژی، جاذبه معکوس)، اگر از نظر فیزیکی قابل تصور باشند، نیازمند فناوریهای بسیار پیشرفته و بسیار گران است. در مقایسه، همه چیز به گونهای است که انگار بنیادی به افرادی که در باستان زندگی میکردند، کیف پر از طلا به آن کسی داد که بتواند یک هواپیما را برای مسافت ده کیلومتر و با سه مسافر به پرواز درآورد. ما شک داریم که چنین فناوریهایی با فناوری "نرم"، قابل دسترسی برای علاقهمندان یا آزمایشگاههای نسبتاً محدود باشد. به نظر ما این نوع تحقیقات تنها در مقیاس آزمایشگاههایی که منابع قابل توجهی دارند، قابل اجرا خواهد بود و هزینه یک میلیون دلار برای آنها تنها ناچیز است. پیامد این موضوع این است که چنین آزمایشگاههایی تنها میتوانند از فعالیتهای نظامی-صنعتی بوجود آمده باشند. در بهترین حالت، حامیان این پروژه فقط ایدههای نظری جالب خواهند دید، اما نخواهند توانست به اجرای عملیاتی دست یابند. البته، با بیان این نظر ما ممکن است اشتباه کنیم.
پاسخ ما به منشور "افشا"
اگرچه ما قادر به ارائه دستگاهی به دکتر گریر نیستیم که انرژی بینهایت تولید کند یا قدرت جاذبه را حذف کند، اما میتوانیم استدلالهای مستندی ارائه دهیم که به نظریه او درباره سوءاستفاده فناوریها توسط یک پیچیده نظامی-صنعتی، که ممکن است از قدرت سیاسی آمریکا فراتر رفته باشد، و تنها به منظور اینکه این افراد بتوانند جهان را با نیرو تحت کنترل خود قرار دهند، حمایت میکنند. عناصری که ما قادر به ارائه آنها هستیم، شامل پیشرانه زیردریایی با سرعت بالا و استفاده از هواپیماهای فوق صوتی با دامنه بسیار طولانی است، که هر دو این تکنولوژیها بر پایه مغناطیس-هیدرودینامیک یا MHD استوارند.
مقدمهای کلی درباره MHD
MHD در دهه ۱۹۶۰ به طور گسترده مورد تحقیق قرار گرفت، با حضور بخشی مدنی که تنها بخشی بود که برای عموم قابل مشاهده بود. هدف آن زمان تولید برق از طریق تبدیل مستقیم (تبدیل MHD) با استفاده از سوختهای فسیلی به عنوان انرژی اولیه در چرخههای "باز" یا در سیستمهای "بسته" که انرژی از رآکتورهای HTR (رآکتورهای دمای بالا) تولید میشد، بود. در هر دو مورد، تیمها با این واقعیت مواجه شدند که گازها در دمای "فناوری"، حتی با افزودن مواد با پتانسیل یونیزاسیون پایین مانند سزیم، بسیار کمتر هدایتکننده برق هستند. هدایت الکتریکی آنها در زیر ۳۰۰۰ کلوین بسیار پایین میماند. روسیها این تکنولوژی تولید برق MHD را به حداکثر رسیده با گenerator U-25 خود، که با سوخت گازی هیدروکربن و اکسیژن خالص کار میکرد، پیش بردند. اما این تحقیقات مدنی در نهایت رها شدند. یک آزمایش دیگر نیز انجام شد که سعی بر این بود که با گازهایی که دو دمای مختلف داشتند (یعنی دمای "گاز الکترونها" بالاتر از دمای سایر اجزا، اتمها یا یونها) کار کرد. این کار در محیطهای مولکولی حاوی کربن دیاکسید زیاد (بنابراین ناشی از سوختن) امکانپذیر نبود. در واقع، این مولکول به راحتی توسط برخورد با الکترونها تحریک میشد. در نتیجه، از طریق تشعشع (غیرفعال شدن تابشی) انرژی بسیار زیادی از دست میرفت. بنابراین این نوع عملکرد با دو دما تنها برای چرخههای بسته مناسب بود، که در آن "مایع تبدیل" گاز نادر بود: هلیوم، که با سزیم پر شده و برای خنک کردن هسته یک رآکتور دمای بالا (۱۵۰۰ کلوین) استفاده میشد. توضیح داده میشود که این رآکتورها هرگز ساخته و آزمایش نشدهاند. فیزیکدانان فقط فکر میکردند که امکان ساخت آنها وجود دارد، و به خداوند شکر که این کار هرگز انجام نشد.
این تحقیقات با یک ناپایداری کشف شده در سال ۱۹۶۴ توسط روسی ولیخوف مواجه شدند که عملکرد ژنراتورها را کاملاً از بین میبرد و پلاسما را بسیار ناهمگن میکرد. این مقدمه ممکن است عجیب به نظر برسد، اما به درک ما از دلیل ترک کردن تحقیقات MHD مدنی در بسیاری از کشورها، به جز آمریکا و اتحاد شوروی که در همین زمان و به صورت مخفی یک MHD نظامی توسعه دادند، کمک میکند. پدر این MHD نظامی در روسیه، آندری ساخاروف بود. دانشجوی او همین ولیخوف بود که مبناگذار جنگ ستارهای شکل شوروی بود و مشاور اصلی پوتین در زمینه سلاحهای پیشرفته.
توصیف تورپیلهای MHD با سرعت بالا که آمریکا و روسیه دارند
آمریکا و اتحاد شوروی از زمانهای دور به طور قطعی اثبات کرده بودند که افاوایایها از منشأ فضایی هستند. آمریکا حداقل یک سایت هواپیمای فوق صوتی را در روزوِل بازیابی کرده بود و میتوان گفت که روسیه نیز از منبع مشابهی بهره برده بود. تنها در اوایل دهه ۱۹۷۰ آمریکا فهمید که MHD یکی از کلیدهای عملکرد فضاپیمای روزوِل است. با اینکه متوجه شد این MHD نظامی اهمیت استراتژیک بسیار زیادی دارد، یک سیاست گسترده تبلیغاتی در داخل کشور و در سایر کشورها را آغاز کرد تا محققان را متقاعد کند که این راهها بیفایده هستند. من این اطلاعات را دارم، چون خودم از سال ۱۹۶۵ در پروژههای MHD مدنی فرانسه بسیار مشارکت داشتم. من یک ژنراتور خطی فرایدای، مبتنی بر "لوله شوک"، ساختم که به مدت ۲۰۰ میکروثانیه توان چند مگاواتی تولید کرد. میدان مغناطیسی ۲ تسلا بود. ما اولین عملکرد دو دما را با پایداری نسبت به ناپایداری ولیخوف به دست آوردیم و این موضوع در کنفرانس بینالمللی وارسو در سال ۱۹۶۷ ارائه شد. اما در کشورمان و همچنین در سایر جاها، این تحقیقات در اوایل دهه ۱۹۷۰ متوقف شدند، علیرغم موفقیتهای به دست آمده. به عنوان مثال، تیم ما توانست با کنترل جریان آرگون در دمای ۱۰٫۰۰۰ کلوین، وارد یک شتابدهنده فرایدای با سرعت ۲۷۵۰ متر بر ثانیه و تحت فشار یک اتمسفر شود و به این جریان گازی در فاصله کمتر از ده سانتیمتر، سرعت ۵٫۵۰۰ متر بر ثانیه بدهد. اما در آن زمان هیچ کس در فرانسه اهمیت نظامی آنچه که در جای دیگر به یک پیشرانه MHD با سرعت بالا تبدیل خواهد شد، را متوجه نشد.
من در سال ۱۹۸۴ (اگر یادم درست است) به کنفرانس بینالمللی MHD در بoston رفتم. روسیان ژنراتور پاولوفسکی را ارائه دادند، یکی از نسخههای مختلف ژنراتور فشار جریان که از دهه ۱۹۵۰ توسط تیم ساخاروف آزمایش شده بود و در آینده به عنوان منبع تغذیه استاندارد سلاحهای انرژی هدفمند (پرتو الکترون، لیزر) شناخته شد. علاوه بر این نوآوری، نمایندگان کشورهای مختلف، از جمله محققان آمریکایی (کنفرانس توسط J.F.Louis از AVCO برگزار شده بود)، این توجه ناپذیری دولتها را به دلیل خوشحالی بیان کردند. اما، و این چیزی بود که ما نمیدانستیم، آمریکاییها سه سال پیش از آن، اولین تورپیل MHD خود را با سرعت دو هزار کیلومتر در ساعت به کار گرفته بودند، که ما تنها بعد از چندین سال این را فهمیدیم.
امروزه تورپیلهای پیچشی از سی و سال پیش در کشورهای پیشرو فناوری رها شدهاند. پیشرانه موشکی سریعتر بود و منجر به ایجاد وسایلی مانند Supercav آمریکایی یا Sqwal روسی شد.

Sqwal روسی، با پیشرانه موشکی. میلههای برجسته مربوط به سیستم هدایت هستند. این میلهها پس از ترک لوله شلیک، گسترش مییابند و به تورپیل اجازه میدهند "هدف" را ببیند، خارج از حباب بخار که در آن حرکت میکند.
تورپیل روسی Sqwal، با پیشرانه موشکی.
در رویداد فرانسوی "Euronaval" که سعی داریم دستگاههای نظامی خود را به هر کسی که بتواند آنها را بخرد، از هر جایی، عرضه کنیم، ادمیرالهای بیهوش، با مواجه شدن با این موضوع "تورپیلهای فوق سریع" (همه چیز نسبی است)، فریاد زدند: "در مورد تورپیلها، سرعت همه چیز نیست". یک کلمه درباره این تورپیلهای "سوپرکاویتاسیون"، مانند این تورپیل روسی. در جلو یک تولیدکننده گاز، گازهای داغ سوخت را به آب دریا میافزاید که باعث تبدیل آب به بخار میشود. سپس تورپیل در محیطی از بخار آب حرکت میکند که باعث ایجاد مقاومت کمتری نسبت به محیط مایع میشود. البته، این تورپیلها هدایت میشوند، در غیر این صورت هیچ جایگاهی نخواهند داشت و سیستم هدایت آنها در این تصویر قابل مشاهده است. این میلههای نازک که پس از ترک لوله شلیک گسترش مییابند، هستند. کنترل توسط این دایرهای از لولهها که "شانه" پیشرانه اصلی را احاطه میکند، انجام میشود. فرانسویها هنوز در حال استفاده از تورپیلهای پیچشی هستند. آنها دو نوع دارند. نوع اول (طول ۷ متر، ۴۰۰ آمپر) با باتری کار میکند که فقط چند لحظه قبل از شلیک فعال میشود، با افزودن الکترولیت. سرعت آن به صد کیلومتر در ساعت میرسد. نوع دوم از مخلوط مایع سوخت و اکسیدکننده است که به یک توربین گازی هدایت میشود. بنابراین میتواند به ۱۲۰ کیلومتر در ساعت برسد. اما این وسایل دارای رفتار پیچیدهای هستند. انفجار یک تورپیل از این نوع، در حدود سی سال پیش، منجر به از دست دادن یک زیردریایی انگلیسی شد (جزئیات از جانب آقای H. Allorant, allrant@defint.net: زیردریایی انگلیسی HMS Sidon بود که در جریان جنگ ساخته شده بود و در ۱۶ ژوئن ۱۹۵۵ در خلیج پورتلند به دلیل انفجار یک تورپیل نوع "Fancy" از بین رفت). فرانسویها بنابراین ترجیح میدهند این نوع وسایل را از هواپیماهای هواپیمایی شلیک کنند.
برخی افراد ممکن است به خود بگویند: "اما چطور به چنین اطلاعاتی دسترسی دارد؟" در این صورت پاسخ ساده است. در تابستان سال ۲۰۰۰، یک مسافرت قایقداری روی نیل انجام دادم. وقتی از همسایهام پرسیدم، به من گفت که مهندس آزمایش تورپیل است و در یک شرکت فرانسوی کار میکند. او من را به عنوان یک نماینده تجاری در تعطیلات گرفته بود و در عرض یک ساعت همه چیز درباره کارش به من گفت.
انگلیسیها امروزه یک وسیله معادل دارند، Spearfish (اسپادون). اما این وسایل امروزه کاملاً قدیمی شدهاند، هرچند کشورهایی مانند فرانسه هنوز از آنها استفاده نکردهاند. تورپیلهای MHD که آمریکا و روسیه دارند، همچنین یک پیشرانه موشکی دارند که با سوخت جامد (مونرگول) کار میکند. در این حالت، مخرج به عنوان یک مبدل MHD عمل میکند و انرژی الکتریکی تولید میکند. این انرژی سپس یک شتابدهنده دیواری را تغذیه میکند، که اصل آن در پیوست آورده شده است تا این متن طولانی نشود. یک چنین سیستمی به طور بسیار کارآمد آب دریا را جذب میکند. مفهوم مقاومت اصطکاکی در اینجا از بین میرود، زیرا این مقاومت حذف و معکوس میشود. به همین دلیل سرعت بسیار بالایی که این وسایل دارند، ممکن است باشد. این سرعتها به آنها اجازه میدهد تا در زمان بسیار کوتاهی، در حد چند ثانیه، به هدف خود برسند. امروزه تخمین زده میشود که سرعت آنها میتواند به ۳۰۰۰ یا ۳۵۰۰ کیلومتر در ساعت برسد. به راحتی میتوان تصور کرد که این تورپیلها برای هر کشوری که سطح فناوری بالایی داشته باشد، یک مزیت استراتژیک بزرگ هستند، زیرا به آنها اجازه میدهند تا پلتفرمهای شلیک زیردریایی هستهای خود را که آخرین ظرفیت پاسخگویی هستند و در فاصله کوتاهی از هدف قرار دارند، نابود کنند. در واقع، نابودی این زیردریاییهای شلیک موشک (MSBS) به معنای اولین عمل جنگ برای هر کشوری با سطح فناوری بالا خواهد بود. چینیها هنوز از چنین وسایلی برخوردار نیستند.
با این حال، تورپیل MHD و پیشرانه دیواری آن به عنوان یکی از اولین کاربردهای این MHD نظامی که مبتنی بر تحلیل دقیق سایت روزوِل است، شناخته میشود.
وسایل فوق صوتی آمریکایی. Aurora و بمبافکن فوق صوتی ضد قطبی
نیاز به طراحی وسایلی که بتوانند در هوا حرکت کنند، باقی ماند. میدانیم که از ماچ ۳ به بعد، دوباره فشرده شدن هوا پس از موج شوک باعث گرمای زیادی میشود. با عبور از حالت استاتیک، میتوان به عدد ماچ بالا رسید. در حدود ماچ ۶، عملکرد "اسکرام جت" قابل تصور است، که در آن سوخت و اکسیدکننده (هیدروژن و اکسیژن مایع) در حالت فوق صوتی سوزانده میشوند و در لبه جلویی جریان مییابند تا خنک شوند. اما تحلیل وسیله یافت شده در روزوِل، راه حل بهتری فراهم کرد که منجر به ایجاد وسیله Aurora شد که اولین پرواز خود را در سال ۱۹۹۰ در Groom Lake انجام داد. این یک دستگاه بسیار هوشمند است که میتواند به صورت مستقل بالا بزند، سرعت خود را افزایش دهد، سرعت ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر در ساعت را در ارتفاع ۶۰ کیلومتری به دست آورد و سپس با استفاده از موشکهای معمولی ماهواره شود. بنابراین دو حالت عملکرد متفاوت وجود دارد. در ابتدا، Aurora که نسخه روسی آن، Ajax، توسط Fraistadt طراحی شده بود، به دلیل کمبود بودجه هرگز به وجود نیامد، شبیه یک هواپیمای موتور جت معمولی است. چهار موتور جت بدون پسسوخت در زیر بال با شیب بسیار زیاد قرار داده شدهاند که سطح بال بالا کاملاً صاف و پشت آن بسیار بالا است (به شکل "پشت گوسفند").

نقاشی Aurora در حالت زیر صوتی و ماچ متوسط
Aurora سرعت ماچ ۳ را به دست میآورد. تغذیه هوا به موتورها تغییر میکند. ورودیهای پایین بسته میشوند. وسیله در هوا با فشار کمتری پرواز میکند که به راحتی یونیزه میشود. یک ورودی هوا در بالا باز میشود. جلوی آن یک مجموعه الکترودهای موازی، تشکیلدهنده یک شتابدهنده MHD دیواری. از آنجایی که این بخش به عنوان ژنراتور کار میکند، هوا با نیروهای لاپلاس کاهش سرعت و دوباره فشرده میشود. بنابراین کاهش سرعت پیوسته بدون ایجاد موج شوک و گرمای بسیار ملایم اتفاق میافتد، به طوری که این گاز میتواند به ورودی هوا موتور جت معمولی فرستاده شود، در حالی که دستگاه با سرعتی به حدود ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر در ساعت و در ارتفاع حدود ۶۰ کیلومتر پرواز میکند. اثر هال بسیار ولتاژهای بالا ایجاد میکند. آمریکاییها در این مبدلهای دیواری از سیستمهای فوقهادی با ۱۲ تسلا استفاده میکنند. ناپایداری ولیخوف با محدود کردن مغناطیسی کنترل شده است. ولتاژ بسیار بالای تولید شده توسط اثر هال برای ایجاد یک کوسه پلاسما در نزدیک لبه جلویی استفاده میشود که سپس آن را در برابر جریان شدید گرما که ناشی از وجود "موج شوک متصل" خواهد بود، محافظت میکند. گرادیان دمایی بسیار کاهش مییابد. سپس انرژی الکتریکی برای افزایش سرعت کلی با استفاده از یک شتابدهنده دیواری در پشت خروجی لولهها (سیستم MHD by-pass یا "پل MHD") استفاده میشود. در فرانسه، چند نفر بیهوش در انجمنهای گفتوگوی اوویای و با پوشاندن خود با نام مستعارهای احتیاطی، استدلال کردهاند که "سیستم پل MHD از زمانهای دور شناخته شده بود". اما هیچ یک از آنها، اگر در مقابل یک کاغذ و قلم قرار میگرفتند، نتوانسته بودند توضیح دهند چه چیزی را که من در کتابم "اوویایها و سلاحهای مخفی آمریکا" در ابتدای ژانویه ارائه خواهم داد، توصیف کنند، که هیچکدام از آنها در هیچ وبسایت یا سند در حال گردش امروز توضیح داده نشده است. یک بیهوش دیگر که شروع به عصبانیت من کرده، در همه جا درباره من نظریه "جنون فناوری" را گسترش داده است. همیشه عجیب به نظر میرسد که افرادی که دانش لازم را ندارند، به این شکل بیاحتیاط در خصوصیات یا حتی در رسانهها، به طور خوشبختی از حضور من دور هستند، و سوالاتی درباره "متخصصان برنامههای مخفی آمریکا" مطرح کنند.
این لوله Aurora نوع "نیمه هدایتی" است

Aurora در حالت پرواز فوق صوتی
این طراحی شده است تا با نسبت گسترش ثابت، در ارتفاع مشخصی کار کند، که فقط به هندسه آن بستگی دارد و در حین پرواز قابل تنظیم نیست. در ارتفاع پایینتر، گسترش گاز بیش از حد (نسبت به فشار محیط) میشود و جت سپس دنبالهای از گرهها و کوچکترین بخشها را نشان میدهد، که ویژگی جتهای "بیش از حد گسترش یافته" است.

جت بیش از حد گسترش یافته (شبیهسازی کامپیوتری)
این پدیده از پایان جنگ جهانی دوم به بعد خوب شناخته شده است، هر زمان که وسایل با پیشرانه توربین یا موشک به کار گرفته شدند. تا زمانی که مخرجهای متغیر هندسه، تشکیل شده از "برگهای" کنترل شده با سیستم پیستونها بهینه نشدند، تمام جتهای هواپیماهایی که روی "تارمک" حرکت میکردند، این ظاهر مشخص "نقطهای" با دنبالهای واضح از مناطق درخشان و مناطق تیره داشتند. این توضیح تصویر مرموزی است که در سال ۱۹۹۰ نزدیک Groom Lake گرفته شده بود، جایی که هواپیما به صورت غیرعادی روزانه پرواز میکرد و هنوز به ارتفاع تنظیم خود نرسیده بود. چیز جالب این است که آمریکاییها، با هدف تأخیر در شناخت سطح فناوری بالای خود توسط کشورهای دیگر، از طریق وبسایتهای بینالمللی اطلاعات نادرستی را منتشر میکنند. اگر به وبسایتهایی که به وسیله Aurora اشاره میکنند، مراجعه کنید، تصاویر کاملاً فانتزی و همراه با "سوخت پالسی" خواهید یافت.

عکس دودکش Aurora (Groom Lake, ۱۹۹۰)
به عنوان مثال، این یکی از آن "تصاویر هنری" است که کاملاً ساختگی است:
حتی یک غیرمتخصص نیز متوجه میشود که نقاش این وسیله دو توربین عمودی به آن داده، که در کل با اصول فرود بیپایان مغناطیسی در تضاد است.
بالاگیری "وسیله واقعی Aurora" توسط موج شوکی است که تشکیل میشود و روی آن وسیله سوار میشود. بنابراین یک "wave rider" است. اما Aurora طوری طراحی نشده است که به این شکل طولانی مدت کار کند، زیرا ایجاد این موج شوک همراه با مقاومت موج است و بنابراین انرژی مصرف میکند. موشکها به وسیله اجازه میدهند تا یا در ارتفاع ۸۰ کیلومتر، یعنی در مرز جو، ماهواره شود، یا با پرشهای بالستیک به شکل سنگی که روی آب رقص میکند، عمل کند. در این حالت، این وسیله نوعی نیمه ماهواره کنترلشده است، به شکل "سرخود سفید" که شخصیت معروفی برای علاقهمندان به داستانهای کارتون است. وسیله، کاملاً احاطه شده توسط پلاسما، قطعاً بینور است. وقتی در سرعت ۲۸٫۰۰۰ کیلومتر در ساعت ماهواره شود، میتواند با زاویه بسیار کوچک و بدون نیاز به پوشش حرارتی از نوع جذب، ورود به جو را انجام دهد. سطح کلی آن در این مرحله به عنوان ژنراتور MHD دیواری عمل میکند. ولتاژ بالای تولید شده در جلو، یک کوسه پلاسما محافظ را ایجاد میکند. انرژی عمدتاً به صورت تابشی تلف میشود. در مرحله ورود میتوان آن را با یک هواپیمای فوق صوتی MHD مقایسه کرد که دارای فرودگیرهای هوایی به شکل خاصی است که بر سطح کلی قرار دارد. وقتی دستگاه به پایگاه باز میگردد، تمام عملیات به صورت معکوس انجام میشود. در مرحله نزدیک شدن، به صورت یک دستگاه معمولی پرواز میکند و روی پرواز معمولی فرود میآید.
همه این موارد مخفی است. آمریکاییها سعی میکنند با اقدامات ناپایداری از شناخت دیگر کشورها تأخیر بدهند، و به این ترتیب به اروپاییان گمان دهند که در آستانه ورود به ماجراجویی فوق صوتی هستند، در حالی که از دوازده سال پیش این فناوریها را کنترل میکنند. در حالی که گزارشنویسان هوایی فرانسوی به دلیل ناتوانی کامل در زمینه MHD، از تصور واضحی درباره این موضوع برخوردار نیستند.

مدل مینیاتوری Aurora به نام X-43A که زیر بال B-52 و در ابتدا یک بوستر قوی پودری قرار دارد

در پرواز
مدل یک "Aurora" مجازی
در نقاشی بالا، برخی از چیزها به "Aurora واقعی" مربوط میشوند. سطح صاف بال، موقعیت چهار موتور، که در زیر بدنه دستگاه قرار دارند، و به ویژه بخش جلوی تراشیده شده. همچنین توجه داشته باشید که پشت بال به شکل "پشت گوسفند" با نسبت گسترش بسیار بالا است. در مقابل، توربینهای عمودی از فانتزی کامل محسوب میشوند. در این مرحله، چرا به جای آن، یک هواپیمای پروانه را اضافه نکنیم؟
این استراتژی آمریکایی، یک پنهانکاری از پیشرفت فناوری است. نسخه مدنی Aurora نه یک هواپیمای جاسوسی ماهوارهای بلکه یک پرتابکننده کاملاً قابل استفاده مجدد است که ارزانتر از موشکهای سنتی است، که باید به طور کامل بر روی پیشرانه خود و مقابله با مقاومت موج ناشی از ایجاد موج شوک متکی باشند.
آنچه غربیها نمیدانند و من قصد دارم در یک کتاب به آنها فاش کنم، این است که آمریکاییها همچنین یک بمبافکن فوق صوتی با دامنه بلند دارند که در ارتفاع و سرعت مشابه پرواز میکند. این بمبافکنها از پایین به نظر میرسند شبیه B2. شکل دندانهای لبه عقب آنها برای ثبات در مرحله فرود استفاده میشود. گردابهایی که در این مرحله ایجاد میشوند، مانع از جدایی جریان در انتهای بال و بازگشت به جلوی دستگاه میشوند (این پدیده به طور مستقیم پس از جنگ باعث نابودی بال هوایی که توسط جک نورترپ اختراع شده بود، شد). B2های مبتنی بر ویتمان، که گفته شده ۲ میلیارد دلار هر دستگاه بودهاند، تنها یک جلبک هستند. دستگاه واقعی زیر صوتی نیست. همچنین کابین یا پوشش بالایی برای چهار موتور ندارد. این موتورها کاملاً در بال ضخیم قرار دارند، به طوری که تیغههای توربین نمیتوانند بازتاب راداری ایجاد کنند.

بمبافکن فوق صوتی با دامنه بلند (توجه: از فوریه ۲۰۰۳ و پس از بررسی فیلم منتشر شده توسط نورترپ گرمنان، مشخص شد که تخلیه گاز از لولهها به صورت نشان داده شده نیست، بلکه از طریق یک شیار که تقریباً در تمام طول لبه عقب دستگاه قرار دارد، انجام میشود، که باعث حداکثر تخلیه و حداقل سیگنال مادون قرمز میشود).
در قسمت جلوی بالها، مبدلهای MHD جانبی نصب شدهاند. در پیش از موتورها، این سیستمها با اعمال فشار بر هوا ورودی بدون ایجاد موج شوک، هوا را به دهانههای توربوفن منتقل میکنند. این دستگاه ترکیب ظریفی از مناطق است که در آنها مبدلهای MHD جانبی به عنوان کاهشدهنده سرعت گاز (به عنوان تولیدکننده برق) عمل میکنند و مناطق دیگری که در آنها گاز به طور معکوس شتاب میگیرد. این سیستم به کنترل کامل جریان گاز اجازه میدهد و حذف همه موجهای شوک، بنابراین کاهش کامل مقاومت موجی را ممکن میسازد. اگر چنین موجهای شوکی باقی بماند، این دستگاهها نمیتوانستند به طور طولانی پرواز کنند، به دلیل انرژی زیادی که برای ایجاد آنها صرف میشود. حذف کامل موجهای شوک در سال ۱۹۹۷ به دست آمد و اولین پروازهای بینالاقطاری را ممکن ساخت. در واقع، این بمبافکن از نظر بسیاری از جنبهها پیچیدهتر از آورورا است. به عنوان مثال، تخلیه الکتریکی که در لبه حمله انجام میشود، هندسه بهتری دارد که به ایجاد یک «لبه حمله مجازی» واقعی کمک میکند و ضخامت نسبی پروفیل را کاهش میدهد. بنابراین، دستگاه پشت B2 قادر است از ایالات متحده بلند شود، هر نقطه جهان را بمبافکنی کند و در عرض یک شب، در چهار ساعت پرواز، حتی اگر هدف در مقابل زمین باشد و ۲۰٬۰۰۰ کیلومتر فاصله داشته باشد، به آمریکا برگردد. مأموریتهای بمبافکنی در اروپا و افغانستان (کابل) انجام شده است، که این مأموریتها به عنوان پروازهای ۴۰ ساعته، زیرصوتی، با شش تغذیه هوایی ارائه شدهاند، بیشتر آنها در بالای روسیه انجام شدهاند که دستگاهها باید عبور کنند. با توجه به اینکه چقدر یک دستگاه در حین تغذیه هوایی آسیبپذیر است، چه کسی میتواند این نسخه را جدی بگیرد؟ توجه داشته باشید که B2هایی که نشان داده میشوند، هیچ کابینی برای استراحت ندارند. چه پیلوتی میتواند با نشستن روی صندلی الکتریکی، یک پرواز ۴۰ ساعته را تحمل کند؟ برای مشاهده فایل مربوط به B2 در وبسایتم http://www.jp-petit.com/nouv_f/B2/B2_0.htm مراجعه کنید.
در بسیاری از زمینهها، ایالات متحده تلاش میکنند پیشرفت فناوری نظامی خود را پنهان کنند. آنها درونپیماهای فوق صوتی دارند که دهانه ورود هوا آنها با سیستم مشابه کنترل میشود. در عکسهایی که منتشر میکنند:

X-47A
این دهانههای پنهان نمیتوانند در صورتی که دستگاه با سرعت فوق صوت حرکت کند، به هیچ وجه عمل کنند، چیزی که هر مکانیک سیالات یا دانشجوی ساده SUPAERO میتواند تأیید کند. مدارک آمریکایی معمولاً درباره سرعت دستگاهها سکوت میکنند، اما حتی اگر پنهان باشند، به نظر میرسد آمریکاییها به راحتی دستگاههای جنگی زیرصوت تولید نمیکنند! با این حال، بیاختیاری و کوری (یا صرفاً ناتوانی) روزنامهنگاران هوایی فرانسوی یا روزنامهنگاران علمی باعث شده است که هیچکدام از آنها تاکنون سوالی درباره این موضوع مطرح نکرده باشند.
این چندین عنصر (که بسیاری دیگر وجود دارند، به ویژه در مورد سلاحهای مایکروویو، سیستمهای کنترل جمعیت و غیره) احتمالاً به خواننده کمک میکند تا فکر کند که آمریکا در واقع پیشرفت قابل توجهی در زمینه سلاحها داشته است و از اطلاعات استخراج شده از مشاهدات اجسام غیرهوازی و تحلیل بقایای فرود آمده استفاده کرده است.
من با گریر موافقم. فکر میکنم از زمانی که آمریکا به سیستمهای سلاحهای انرژی هدفمند دست یافت، اجسام غیرهوازی را سقوط دادند تا بتوانند آنها را تحلیل کنند.
فرضیات درباره اینکه آمریکا ممکن است دارای بمبهای ضد ماده باشد.
عموم مردم اکنون با ژنراتورهای «فشار جریان فشرده» آشنا شدهاند، مانند آنچه در اوایل دهه ۱۹۵۰ توسط ساخاروف آزمایش شد. این ژنراتورها همانگونه که در E-bombs و موشکهای کروزی استفاده شدهاند، در جنگ خلیج فراهم شدهاند. متخصصان میدانند که این ژنراتورها (به مطالعه پیوست ۳ مراجعه کنید) قادر به فشردهسازی اشیاء با فشار بسیار بالا (۲۵ مگابار در سال ۱۹۵۲) و شتاب دادن آنها به سرعت بسیار زیاد (۵۰ کیلومتر بر ثانیه در سال ۱۹۵۲) هستند. بنابراین، از پایان دهه ۱۹۶۰، آمریکاییها به فکر استفاده از این سیستمها با استفاده از بمبهای اتمی کوچک (۱ کیلوتن TNT) به عنوان منفجره بودند. فشار حاصل به حدی بود که این سیستمها شرایط واقعی بزرگترین انفجار (بیگ بنگ) را در این نوع «آزمایشگاه» بازسازی کردند، به طوری که ماده به ضد ماده تبدیل شد. آزاد شدن انرژی در آن زمان صدها برابر بیشتر از آنچه پیشبینی شده بود، بود. این موضوع مخفی نگه داشته شد. روسیه و چین سپس تلاش کردند تا چنین آزمایشهایی را انجام دهند، اما به دلیل عدم داشتن سوپرکاندارهای با کیفیت کافی نتوانستند موفق شوند.
آمریکاییها یاد گرفتند که ضد ماده تولید شده را از ماده جدا کنند و در بطریهای مغناطیسی ذخیره کنند. از آن زمان به بعد، این ضد ماده برای پرواز درونپیماهای دیسکی که میتواند با سرعت مک ۱۰ در هواهای غلیظ عمل کند (از سال ۲۰۰۰ به بعد فعال است) و آمریکاییها تلاش میکنند این موضوع را مخفی نگه دارند، استفاده میشود. این دستگاه بر اساس اصول توصیف شده توسط نویسنده از سال ۱۹۷۶ (آیرودینامیک MHD القایی، یادداشت به مجله رسمی آکادمی علوم پاریس) عمل میکند. در این مرحله توجه داشته باشید که آمریکاییها با استفاده از MHD، عملکرد اجسام غیرهوازی را در حالت پرواز داخل جو به طور تقریبی بازسازی کردهاند، به استثنای پرواز ثابت بدون جریان هوا که مربوط به «مکانیک ضد گرانش» است و چرخشهای شدید. آنها اکنون به دنبال پیشرفت فراتر از این فناوری هستند، که آنها را قادر میسازد تا سفرهای ستاره به ستاره را انجام دهند. ما نمیدانیم که آیا پیشرفت قابل توجهی در این جهت انجام شده است یا خیر. برخی فکر میکنند که بله. اگر اینطور باشد، آینده انسانی خود را در خطر قرار میدهد، زیرا موجودات فضایی نمیتوانند تحمل کنند که یک جامعه خشونتبار مانند ما به سراغ تمدنهای مجاور بروند و آنها را مختل کنند.
در حال حاضر، آمریکاییها از مقدار کمی ضد ماده برای شتاب دادن بخار سیلیسیوم به سرعت ۵۰۰ کیلومتر بر ثانیه در شتابدهندههای MHD که برای پیشرانش فضایی استفاده میشوند، استفاده میکنند. با این نوع پیشرانها، آنها توانستهاند نمونهبردارها را به سرعتی برسانند که به ۱۰۰ کیلومتر بر ثانیه میرسد و در نتیجه، کل سیستم شمسی را به طور تقریبی کامل بررسی کنند که از پنج سال پیش تکمیل شده است. آنها بمبهای ضد ماده را آزمایش کردهاند که در آنها بارهای بسیار قوی در لحظه برخورد به صورت محلی ساخته میشوند. اولین آزمایشها از این بمبها، کاملاً بزرگتر از حد لازم برای آزمایش زمینی، با فرستادن آنها به خورشید انجام شد. برای این منظور، نمونهبردارها با استفاده از این سیستمهای پیشرانش MHD با ضربه بسیار بالا میتوانستند در مسیری بسیار دور از صفحه اقلیمی قرار گیرند و به همین دلیل با یک خانواده شناخته شده از دنبالهدارها اشتباه گرفته شوند. آزمایشها با برخورد به مشتری ادامه یافت. در اینجا نیز ماژولهای بمب به گونهای قرار داده شدند که با بقایای دنبالهدارها اشتباه گرفته شوند. این ماژولها، ابتدا در فضاپیمای نظامی آتلانتیس بارگیری شده و با استفاده از یک کشتی پیشران MHD به محل حمله رسانده شدند و سپس خود را نابود کردند. ماژولها یک مغناسفر ایجاد کردند تا گاز دنبالهدار را شبیهسازی کنند. با استفاده از سیستم محافظ MHD، ماژولها به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ثانیه وارد جو بالای مشتری شدند. تولید ضد ماده با فشردهسازی هستهای، دنبال شده با انفجار فوری، این برخوردها را کاملاً شبیه به برخورد بقایای یک دنبالهدار تقلید کرد.
در مرحله بعد، آزمایشها روی ماههای مشتری مانند ایو و اوروپا انجام شد. در هر بار، ماهگیر گالیلئو که به طور خاص برای پیگیری تمام این آزمایشها مداری شده بود، تصاویر را به زمین منتقل نکرد، حداقل به صورت رسمی. او چندین بار دچار خرابی شد که باعث شد مردم زمین تصاویر نزدیک از ماههای مشتری را از دست بدهند.
یک سؤال باز.
معنای این آزمایشها هنوز مبهم است. آیا اینها سلاحهای ضد دنبالهدار هستند؟ برخی از ستارهشناسان فکر میکنند که در زمان تشکیل سیستم شمسی، یک سیاره زمینی به دلیل اثر جزر و مد از مدار خود خارج شده و به یک مدار بسیار بیضوی، دوره بلند و بسیار مایل به صفحه اقلیمی (۲۰۰۰ تا ۳۰۰ سال) رفته است. علاوه بر این، این سیاره به دلیل عبور از محدوده روچ در سیارهای که آن را خارج کرده بود، به صورت گسسته به بسیاری از تکهها تقسیم شده است. بازگشت دورهای این ابر دانههایی که اندازه آنها شبیه به دنبالهدارها یا سیارات کوچک است، و به دلیل فاصله بیش از جوپیتر، غیرقابل تشخیص است، ممکن است مشکلاتی ایجاد کند. آیا موجودات فضایی به آمریکاییها اطلاعاتی دادهاند که بتوانند تحول فناورانه و علمی خود را تسریع کنند تا بتوانند از نابودی چنین اشیاءایی در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ جلوگیری کنند؟ آیا این تسریع ممکن است با رها کردن یک بقایای جعلی در روسلو اتفاق افتاده باشد؟ تمام فرضیات قابل بررسی هستند. باید به خودمان یادآوری کنیم که اگر چنین خطری وجود داشته باشد، باید به سمت شیءی که با سرعت ۴۰ کیلومتر بر ثانیه میآید، حرکت کرد، که نمیتوان با پیشرانش معمولی انجام شود، زیرا باید سپس دوباره برگردد تا با آن همراستا شود. در این صورت، باید یک کانال را با استفاده از جت ضد ماده به طول چند کیلومتر حفر کرد تا بتوان یک بارگاه با قدرت چند ده هزار مگاتن در مرکز آن را منفجر کرد و آن را به تکههایی کوچکتر از یک متر تبدیل کرد تا بتوان آنها را با جو متوقف کرد. آیا آزمایشهای روی مشتری و آزمایشهای روی ایو و اوروپا مربوط به چنین برنامهای بودند؟
در واقع، ما همچنان هیچ اطلاعاتی درباره سیستم شمسی خود و آینده زمین نداریم. در فرانسه، گروه ما به طور مکرر تلفنی از نزدیک شدن دنبالهدارها مطلع شدهایم، پیامها دقیقاً تاریخ حضور خورشیدی را مشخص میکردند و این اتفاق قبل از آنکه این جسم توسط تلسکوپهای زمینی شناسایی شود، رخ داد.
اخیراً دکتر گریر متنی را روی وبسایتش قرار داد که در آن به امکانات کنترل در مقیاس سیارهای اشاره میکند. ما نمیتوانیم این نظریه را از ابتدا رد کنیم. در هر صورت، لابی نظامی-صنعتی (که امروزه عمدتاً آمریکایی شده است) به سود خود سیاسی و مالی تکیه میکند. در دهه ۱۹۷۰، مجله Aviation Week and Space Technology هرگز از توصیف تهدید فانتزی جنگ ستارهای به سبک شوروی خسته نمیشد. در این شرایط، تأمین مالی گسترده برای نسخه آمریکایی آن، یعنی IDS، ضروری و فوری بود. در سالهای بعد، پس از بیداری ناگهانی، جنرال گالوئیس، سخنگوی نظامیان فرانسوی، کتابی با عنوان «جنگ صد ثانیه» را در انتشارات فیارد منتشر کرد که در آن نظریههای مشابهی را مطرح کرد. البته روسیه هرگز در زمینه فناوری و علمی دست کم نبود، خیلی دور از این بود. اما در زمانی که گالوئیس کتاب خود را نوشت، به طور کامل نمیتوانست تصور کند که چگونه امپراتوری روسیه به صورت ناگهانی فروپاشی خواهد کرد، که امروزه به طور کامل قادر به تهدید هیچکس نیست، مگر از طریق پاسخهای ویرانگر زیردریاییهای عظیم تیفون یا انتقالات فناوری غیرقابل کنترل (فروش بمبهای کوچک A به گروههای تروریستی یا فناوریهای پیشرفته به جنگجویان بالقوه مانند چین).
بسیار دشوار است که حقیقت را بفهمیم. به عنوان مثال، میتوان گفت که سند «SL9» که در اینترنت منتشر شده، فقط یک تقلب دیگر است که به منظور تقویت احتمال تهدید دنبالهدارها برای توجیه سرمایهگذاریهای جدید در فناوری نظامی طراحی شده است. شاید. اما چرا تعداد «کروزهای زمینی» که به زمین نزدیکتر میشوند، هر سال بیشتر به نظر میرسد؟
در مورد ضد گرانش.
کارهای ما در زمینه کیهانشناسی نظری که تحت تأثیر اطلاعاتی از موجودات فضایی بود، ما را به ساخت یک مدل کیهانشناختی شامل دو جهان رساند که ایدههای ارائه شده در سال ۱۹۷۶ توسط آندروی ساخاروف (مقاله «کیهانشناسی جهان دوقلو» منتشر شده در سال ۱۹۹۵ در Astrophysics and Space Science) را ادامه میدهد. ما فکر میکنیم که او نیز با موجودات فضایی تماس داشته است. به محتوای عجیب پایان سخنرانی او دریافت جایزه نوبل، که توسط همسرش هلنا بونایر در سوئد خوانده شد، توجه کنید. در این مدل دو صفحه فضازمان و دو جهان دوقلو وجود دارد. امروز دو استرالیایی، فوت و ولکاس، یک پروژه مشابه را دنبال میکنند که در آن جهان دوقلو به عنوان «بخش آینهای» (mirror sector) نامیده میشود. آنها نویسندگان مقالهای هستند که در Physical Review منتشر شده است. در این مدل، جهان دوم «P-متقارن» («به صورت آینه»، P به معنای «پاریته») است، در حالی که مدل من «CPT-متقارن» است. این مدل را روی وبسایتم ببینید. بر اساس این نظریه، «جرم ظاهری» ذرات جهان دوقلو منفی است. اگر این ذرات طبق قانون نیوتن به هم جذب شوند، آنها ذرات ما را به صورت «نیوتن معکوس» دفع میکنند. یکی از اثرات این دفع، تسریع مجدد گسترش کیهان است که هر روز بیشتر تأیید میشود و جهان دوقلو به نوعی «جهان ما را به جلو هل میدهد». توجه داشته باشید که اگر عملکرد جهان دوقلو گسترش کیهان ما را دوباره شروع کند، این جهان ما نیز در جهان دوقلو پدیده معکوس (خواندن «ما نیمی از جهان را از دست دادیم»، Albin Michel، ۱۹۹۷) ایجاد میکند.
وقتی کشتیهای ستارهای از یک ستاره به ستاره دیگر حرکت میکنند، از این جهان دوقلو به عنوان نوعی «متروی سریع» استفاده میکنند. در این جهان، بسیار رقیق در بخشی که به ما نزدیک است، فاصلهها کوتاهتر شده و سرعت نور در آن بسیار بالاست. این امر ممکن میسازد که سفرها با رعایت اصل «نمیتوان سرعت نور را در جهانی که در آن قرار داریم، فراتر گرفت». یک تیم آمریکایی روی یک ایده کار میکند که به دنبال تغییر محلی مقدار سرعت نور است (مفهوم «تاشوی فضایی»، به فرانسوی «چرخش فضا»). رویکرد ما متفاوت و از قبل بسیار پیشرفتهتر است.
در اصل، دستگاه باید جرم خود را به جهان دوم منتقل کند. اما هنگامی که این عمل را در نزدیک زمین انجام میدهد، زمین برای آن نامرئی میشود، اما در عوض به عنوان یک جرم منفی و دفعکننده رفتار میکند. اگر دستگاه به سرعت بین مکانهای مختلف در جهان ما و منطقه مجاور جهان دوقلو تغییر کند، این تغییر برای مشاهدهگر حس نمیشود، اما در یکی از فازها کشتی به سمت زمین میافتد، جذب شده توسط آن، و در فاز دیگر به سمت بالا میرود، دفع شده توسط آن. به طور کلی، این عمل باعث میشود که وزن ظاهری دستگاه (هرچند جرم آن چقدر باشد) ناپدید شود. این تفسیر ما از آنچه مردم ضد گرانش مینامند است. ما نمیدانیم که آیا موجودات فضایی این تکنولوژی را به زمینیان ارائه دادهاند یا خیر.
نتیجهگیری.
فرض کنید ما چیزهایی را که قبلاً میدانیم، بررسی کنیم. متن گریر ما را بسیار تحت تأثیر قرار داد. واضح است که یک گروه انسانی عناصری از فناوری و علم را دارد که برای جهان دیگر بسیار پیشرفتهتر است. آنها چگونه به این عناصر دست یافتهاند، چرا؟ آیا فقط به دلیل فرود تصادفی یک وسیله فضایی در روسلو بود؟ آیا پشت همه این ماجرا یک برنامه پیچیدهتر وجود دارد؟ آیا تماسی بین موجودات فضایی و این گروه وجود داشته است؟ اهداف یکی و دیگری چیست؟ هژمونی و حکومت این گروه انسانی بر سایر جوامع زمینی آیا فقط نتیجهای از سیاستی است که به منظور کمک به زمینیان برای بقا در یک نزدیک شدن به ابر دانههای سیارهای است؟ ما خیلی دوست داریم بدانیم. آیا انسانها میتوانند با درک نهایی اینکه تنها نیستند، به اندازه کافی حکمت پیدا کنند و تصمیم بگیرند که فناوری خود را که به سطحی رسیده است که این کار را ممکن میسازد، برای تبدیل زمین به بهشت استفاده کنند؟
هر چند، ما فکر میکنیم که زمان آن فرا رسیده است که افرادی که در این رازها هستند، شروع به صحبت کنند و این هدفی است که ما در جهت افشای اطلاعات دنبال میکنیم.
ارسال شده به صورت انگلیسی به گروه افشای اطلاعات در دسامبر ۲۰۰۲
دکتر جان-پیر پیته، پژوهشگر سطح بالا در CNRS، فیزیکدان کیهانی، متخصص در MHD و کیهانشناسی نظری. (مترجم: آندرو دوفور)
**
منابع:**
(1) J.P.Petit: «آیا پرواز فوق صوتی ممکن است؟» هشتمین کنفرانس بینالمللی MHD تولید برق الکتریکی. مسکو، ۱۹۸۳.
(2) J.P.Petit و B.Lebrun: «حذف موج شوک در گاز با عملکرد نیروی لورنتس». نهمین کنفرانس بینالمللی MHD تولید برق الکتریکی. تسوکوبا، ژاپن، ۱۹۸۶
(3) B.Lebrun و J.P.Petit: «حذف موج شوک با عملکرد MHD در جریانهای فوق صوتی. تحلیل یک بعدی پایدار و بلوکه شدن حرارتی». مجله اروپایی مکانیک؛ B/مایعات، ۸، شماره ۲، صفحات ۱۶۳-۱۷۸، ۱۹۸۹
(4) B.Lebrun و J.P.Petit: «حذف موج شوک با عملکرد MHD در جریانهای فوق صوتی. تحلیل دو بعدی پایدار نا-ایزنتروپیک. معیار ضد موج شوک، و شبیهسازی لوله موج برای جریانهای ایزنتروپیک». مجله اروپایی مکانیک، B/مایعات، ۸، صفحات ۳۰۷-۳۲۶، ۱۹۸۹
(5) B.Lebrun: «نگاه نظری به حذف موج شوکهای تشکیل شده در اطراف مانع تیز در جریان آرگون یونیزه شده». دکترای شماره ۲۳۳. دانشگاه پواتیه، فرانسه، ۱۹۹۰.
(6) B.Lebrun و J.P.Petit: «تحلیل نظری حذف موج شوک با میدان نیروی لورنتس». کنفرانس بینالمللی MHD، پکن، ۱۹۹۰.
پیوست ۱: MHD پیوست ۲: انواع دیگر سلاحها پیوست ۳: ماهیچه MHD
ژانویه، فوریه ۲۰۰۳: هیچ واکنشی وجود نداشت.
من در نهایت چندین بار دِبی فوچ را مجدداً تماس گرفتم و از او خواستم که بگوید آیا مقاله من (که به راحتی در سرور من قرار داده شده بود و بنابراین هر کسی که آدرس آن را در وبسایت میدانست، میتوانست آن را دانلود کند) توسط یکی از اعضای تیم علمی که اطراف دکتر گریر بود، خوانده شده است. هیچ پاسخی دریافت نکردم. من چندین بار تأکید کردم. او به عنوان دلیل یک تعطیلات دو هفتهای در جانویه اشاره کرد. در نهایت، کسی به من آدرس ایمیل دsecrétarی خود گریر داد که من از او مطلع کردم که این مقاله وجود دارد و بنابراین امکان دانلود آن به سرعت وجود دارد. هیچ واکنشی نداشت.
ما میتوانیم سؤالاتی بپرسیم. وقتی به اظهارات شدید و اخیر گریر در رادیو توجه کنیم، فقط تعداد محدودی تفسیر وجود دارد.
۱ - گریر واقعاً به کشفی بسیار مهم دست یافته است که توسط یک غیرفیزیکدان انجام شده است (...) که قادر است در زمانی بسیار کوتاه، سراسر جهان را با انرژی رایگان و نامحدود پر کند.
۲ - گریر کاملاً بیخبر بوده و توسط یک فریبکار ماهر فریب داده شده است. اما این به معنای آن است که همه اعضای علمی تیم او نیز به همین شکل بودهاند. در هر صورت، نتیجه این مساله، خرابی کامل پروژه افشای اطلاعات و تمام اهداف آن خواهد بود: کشف انرژی رایگان و جلب توجه مردم به برنامههای مخفی آمریکایی که ممکن است از روابط پیچیده با موجودات فضایی نشأت گرفته باشند. در نتیجه، تمام رفتار گریر با داستانهای فانتزی شبیه به ستارهای، حمله به مریخ، روز استقلال و غیره تلفیق خواهد شد. سپس این خرابی به طور پیشفرض به هر کسی که تلاش کند موضع مشابهی را دفاع کند، گسترش خواهد یافت.
۳ - گریر کاملاً آگاه از اهداف واقعی «عملیات افشای اطلاعات» بود، یعنی در ابتدا علاقه مردم را با فریاد «چیزهایی را پنهان میکنند!» کاهش دهد، سپس به طور ناگهانی این احساس را از بین ببرد و احتمالاً به خوبی پرداخت شود.
چیزی که توجه میکند این است که قبل از تشکیل شرکت تحقیقات انرژی خلاء، گریر در منشور خود یک فراخوان قوی به پژوهشگرانی که روی پروژههای مخفی کار میکنند و اطلاعات علمی و فنی را نگه داشتهاند، که به طور شدید به بشریت آسیب میزند، ارسال کرد. سپس چند شاهد از افسران بازنشسته، بدون اهمیت زیاد، آورده شد. در عمل، هیچ کس فعال نشد. سؤال: آیا این تقلب به منظور ترغیب گوشهگیران برای فعال شدن و بهتر شناسایی و «حذف» آنها، به کلمات استفاده شده در منشور، بود؟ در این دیدگاه، انتشار اطلاعاتی که من تلاش کردم در وبسایت افشای اطلاعات قرار دهم، ممکن است خوب نبود، زیرا ممکن بود «همسران» را ایجاد کند. به همین دلیل، این عدم واکنش عجیب است.
به نظر سخت است که فکر کنیم افراد علمی گروه افشای اطلاعات، که شامل فیزیکدانان میشود، همه احمق و ناتوان باشند. علاوه بر این، من معمولاً به دلیل توانایی خود در ارائه موضوعات به صورت ساده و قابل فهم شناخته شدهام. در ماههای پس از ارسال، واکنش منطقی یک ایمیل از یکی از اعضای تیم بود که میگفت: «من فیزیکدانی هستم که گریر به من دستور داده است تا مقاله شما را ارزیابی کنم. لطفاً به سؤالات زیر پاسخ دهید...»
این اتفاق نیفتاد و هرچه زمان بیشتر میگذرد، امید به چنین واکنشی کاهش مییابد.
من شما را تشویق میکنم که به دکتر گریر یا دِبی فوچ به زبان انگلیسی ایمیل بفرستید و من را در science@jp-petit.com کپی آنها را ارسال کنید. من نیز پاسخهای دریافت شده را در صورت وجود، منتشر خواهم کرد.
مطالعات انجام شده از ۱۰ مارس ۲۰۰۳
در حال حاضر، این ماجرا به نظر من به اندازه کافی شفاف نیست. من آن را بیشتر در چارچوب سیاست کلی تبلیغاتی میبینم. MHD یک رشته بسیار ساختاریافته است. هر چیزی که در کتاب من نوشته شده، به طور کامل پایدار است. میتوان دید که در فیلمی که شرکت نورثروپ گرمن روی وبسایتش ارائه کرده بود، B2 در حالت ترانسونیک به نظر میرسید که رفتار عجیبی داشت که به یک تخلیه برق قوی مرتبط به نظر میرسید. به طور موازی، بسیاری از شور و شعاع حول پدیده بیفلد-بران بوده است که برخی از آنها به آن را به نوعی پدیده ضد گرانش مرتبط میکنند. شما در وبسایت مقالاتی خواهید یافت که پیشنهاد میکنند B2 و دستگاههای دیگری که مربوط به برنامههای آزمایشی جاری هستند، ممکن است از ضد گرانش استفاده کنند. صفحات بسیاری در این زمینه وجود دارد. در مورد MHD، کمتر صحبت میشود، مگر به شکل بیمعنا، با قرار دادن همه چیز زیر یک دستگاه فوق صوتی، در حالی که کلید مشکل این است که ورودی هوای را به بالای دستگاه منتقل کنند و هوای ورودی را با یک ژنراتور جانبی کاهش دهند.
عجیبتر از آن، رفتار یک روزنامهنگار مانند آلکساندر سامس است که در واقع اولین کسی بود که من را به سمت این دستگاههای فوق صوتی آمریکایی هدایت کرد، با انتشار مقالهای شدید در شماره دسامبر ۲۰۰۰، فکر میکنم، درباره پروژه روسی آجکس، مجله تصویر زیبایی از هنرمند برای دستگاه را روی جلد قرار داد. وقتی مقاله سامس را میخوانم، نمیتوانم از پیدا کردن تعداد زیادی «کلید» خودداری کنم، مانند پلیت MHD؛ اثر هال؛ ایده پیشنهادی توسط فرایدشتات، طراح آجکس، که میتواند با موتورهای توربوفن معمولی در حالت فوق صوتی حرکت کند. سپس به طور بیفایده سعی کردم با سامس ارتباط برقرار کنم و در زمان انتشار کتابم، پیشنهاد دادم که مطالبی را که میتواند یک مقاله جالب تولید کند، به او بدهم. حتی قبل از انتشار کتاب، حتی پیشنهاد دادم که چند نکته درباره لبه حمله دندانهای B2 که ثبات آن را در زوایای بزرگ تضمین میکند، به او بدهم.
سامس پاسخ نداد. در عوض، صفحات بسیاری را به اثر بیفلد-بران اختصاص داد. یک روزی باید به جی. ال. نودین «در آثارش» بروم. هر چند که این کارها به خودی خود بسیار جالب هستند. اما آیا این فناوری دارای آینده واقعی در زمینه پیشرانش آینده است؟ باید در مورد آن صحبت کرد. آیا این «الکتروناتیک» (من فوراً به عکس اورویل، اولین «الکترونات»، فکر میکنم) نمیتواند توجه را از موضوع دیگری که بسیار گرمتر است، یعنی MHD، منحرف کند؟
در مورد پاسخهایی که از یکی و دیگری دریافت کردهام.
یکی از آنها بسیار خلاصه بود، اما حداقل بسیار بیانگر.
http://www.disclosureproject.com/shop.htm
در ایالات متحده، امور اغلب از طریق پول انجام میشود. اما با کلیک بر روی این لینک به دلیل کنجکاوی، شما یک فعالیت تجاری قابل توجه خواهید یافت. وقتی میدانیم حجم بازار آمریکا چقدر است، میتوانیم تصور کنیم که علاوه بر اینکه میخواهد جهان را نجات دهد، گریر ممکن است راهی بسیار مؤثر برای پر کردن کیف خود پیدا کرده باشد (برای چنین چیزهایی، آمریکاییها معمولاً بدون احساس گناه هستند). این به معنای رد نبودن این است که او فعالانه در یک عملیات تبلیغاتی شرکت کرده باشد، مانند آنچه در بالا بحث شد. با این حال، چرا تیم «بازاریابی» گریر به سمت بخش «برنامههای مشکوک» که من او را در پایان دسامبر ۲۰۰۲ به صورت آماده ارائه کرده بودم، توجه نکرد؟
سند الف
متن مصاحبه دکتر استیون گریر در رادیو کوست تو کوست با جورج نوری، ۳۰/۳۱ ژانویه ۲۰۰۳
وبسایت جورج نوری
کلیک کنید تا بخشهای مهم این متن را بخوانید.
جورج نوری (GN): امروز، در این ساعت، درباره انرژی نقطه صفر صحبت خواهیم کرد. خوش آمدید، دکتر گریر. امروز چطور هستید؟
استیون گریر (SG): خوبم، ممنون. شما چطور هستید؟
GN: خوب. همیشه لذت بخش است. انرژی نقطه صفر. آیا سازمان یا فردی واقعاً روی این موضوع کار میکند؟
SG: البته ما در حال کار هستیم. من نمیدانم که آیا واقعاً انرژی نقطه صفر است یا خیر. برخی میگویند این انرژی میدان فلکس کوانتومی است. بسیاری از افراد نظریههای مختلفی در این زمینه دارند. اما همانطور که میدانید، ما گروهی به نام سیستمهای دسترسی به انرژی فضا تشکیل دادهایم که یک شرکت است و در حال شناسایی و آزمایش فناوریها، ماشینها، دستگاههایی است که ادعا میکنند - به سادگی - انرژی و برق بیشتری تولید میکنند نسبت به آنچه ما برای آن وارد میکنیم، که البته به طور قطع غیرممکن است، اما در واقع این امکان وجود دارد. دلیلی که امروز با شما صحبت میکنم این است که به نظر میرسد ما چنین دستگاه «قدیسی» نوعی پیدا کردهایم، یک اختراع بسیار جدی که توسط یک مخترع نگهداری میشود. مشاور علمی من و هیئت مدیره این گروه - گروه ما - به طور اخیر بازرسی و آزمایش این سیستم را انجام دادند و میتوانم بگویم که، به جز برخی از دستگاههای فضایی در اجسام غیرهوازی که من دیدهام، این بیشترین شیء مادی شگفتانگیزی است که در زندگی من دیدهام. و این چیزی است که به معنای واقعی کلمه است.
بنابراین دلیلی که امروز در این مرحله بسیار اولیه از کشف آن صحبت میکنم، این است که میلیونها نفری که امروز به این پخش گوش میدهند، محافظ ما هستند. شما کسانی که این را میشنوید باید به همه کسانی که میشنوید بگویید که این چیزی است که در حال رسیدن به جاده است. ما قصد داریم این سیستم را حفاظت کنیم، آن را آزمایش کنیم، آن را بهبود بخشیم، آن را به عموم مردم منتشر کنیم و نیاز به گاز، نفت و زغال سنگ را متوقف کنیم و یک تمدن پایدار کاملاً جدید بر روی این سیاره بسازیم، و این زمانی است که به طور طولانی تأخیر داشته است. احتمالاً میتوانست ۵۰ سال پیش یا بیشتر اتفاق بیفتد. اما حالا زمان آن فرا رسیده است که ما به عنوان مردم این کار را انجام دهیم. افرادی که برای اولین بار این را میشنوند باید بدانند که من به طور دقیق در نظر گرفتم که آیا باید در این مرحله حتی درباره آن صحبت کنم یا خیر، اما ما به دلایل امنیتی فکر کردیم که مهم است که در مورد آن صحبت کنیم.
اگر آزمایش و توسعه این سیستم موفق شود، این ترکیب علمی بزرگی خواهد بود که در تاریخ ثبتشده انسانی وجود داشته است، و این یک اغراق نیست.
اجازه دهید بگویم که چه چیزی را دیدم، اگر زمانی دارید.
GN: البته، و به من بگویید که اندازهاش چقدر است، استیون.
SG: خیلی کوچک نیست! من آن را برداشتم - میتوانید آن را با یک دست بگیرید. واقعاً روی پیادهرو آن را بیرون آوردم. این دستگاه به طور بسیار غیرفعال کمتر از یک وات انرژی از محیط جمعآوری کرد - من نمیگویم چطور انجام شد، در حال حاضر مجاز نیستم - و دستگاه روشن شد. صدها وات انرژی قابل استفاده تولید کرد، واقعاً در حال کار بود، و ما به شدت شگفتزده شدیم که این را ببینیم. ما خودمان آن را به دستگاهها وصل کردیم، بنابراین هیچ مسالهای درباره آن وجود نداشت. ما حتی چیزهایی را انتخاب کردیم که به آن وصل شوند. این دستگاه یک لامپ ۳۰۰ واتی، یک لامپ ۱۰۰ واتی، یک سیستم صوتی و یک فن متحرک با موتور الکتریکی را همزمان به کار گرفت، بدون هیچ ورودی مصنوعی از برق. بنابراین، این طبیعتاً یک پیشرفت علمی شگفتانگیز است. مخترع قطعاً جایزه نوبل بعدی را دریافت خواهد کرد، یا جایزهای که به آن پس از آزمایش کامل توسط جامعه علمی داده میشود، اگر واقعاً آنچه ما میبینیم، حفظ شود.
حالا باید بگویم، معیارهای ما - کسانی که در جستجوی این موضوع هستند، و ما این کار را برای چند سال انجام دادهایم، زیرا میدانیم که آنها با سوخت اکسون جت-اِی در فضای بین ستارهای حرکت نمیکنند.
GN: درست است!
SG: و ما میدانیم که این فناوری میتواند سیاره ما را بدون آلودگی، بدون فقر و بدون جنگ نفت برای همیشه به حرکت درآورد. بنابراین، وقتی شروع به جستجو کردیم، معیار ما این بود که مخترع باید به قدری سالم و منطقی باشد که بتواند آن را به صورت شفاف بررسی یا آزمایش کند، و در واقع، این شخص دقیقاً آن نوع مرد بسیار هوشمند، مهربان و واقعبینی بود که ما را به طور شفاف به این دستگاه نشان داد، تمام آن را نشان داد. هیچ منبع انرژی پنهانی وجود نداشت. همانطور که گفتم، میتوانست آن را بگیرد و بیرون ببرد و روی پیادهرو قرار دهد، و در آنجا کار کرد! این چیزی است که به راحتی میتواند در هر خانه، هر ماشین و هر صنعت قرار گیرد و به جهان اجازه دهد از عصر فقر و جنگ خارج شود و به عصر فراوانی و صلح وارد شود، به مدتی که ما بخواهیم آن را ایجاد کنیم. بنابراین، این پتانسیل دارد که یکی از بزرگترین پیشرفتهایی باشد که من تا به حال دیدهام. و یکی از چیزهایی که خیلی سپاسگزارم، این است که ما درباره چنین چیزهایی شنیدهایم که در زمان تسلی، در زمان فلوید سویت، در زمان تی. هنری موری و دیگران بود، اما اینکه در حضور یک مرد باشم که میتواند چنین مداری بسازد و آن را به کار بگذارد. اگر امروز باید به خاک برگردم، حداقل میدانستم که چنین چیزی ممکن است، که نور عظیمی از امید به جهان انسانی میتابد، در حالی که ما به طور واضح به سمت جنگ نفت بعدی حرکت میکنیم.
پس فکر میکنم این یک پیشرفت بسیار مهمی است. با این حال، این اولیه است. ما میخواهیم - ما قراردادی با اختراعکننده داریم تا نسخهای قویتر این دستگاه در ماههای آینده ساخته شود. سپس این دستگاه به مطالعات بیشتری در مورد تحقیق و توسعه و مطالعات تکرارپذیری میرسد، به این معنی که ما باید بتوانیم اثرات را به طور مستقل تکرار کنیم. سپس در حداقل سه آزمایشگاه ملی و دانشگاهی مستقل که قبلاً برای صداقت و همکاری آنها انتخاب کردهایم، آزمایش میشود، و وقتی تمام این گربهها مرتب شدند و ما مطمئن شدیم که چه چیزی داریم - من این را به طور اولیه به شما میگویم - سپس به طور گستردهای به دنیا اعلام خواهد شد، چیزی که باید به عنوان یکی از مهمترین اعلانهای علمی در زمان ما در نظر گرفته شود.
GN: خوب بود. این فرد، استیوین - اگر میتوانی به من بگویی - آیا فیزیکدان است؟
SG: ام... نه. خب، فکر میکنم هر کسی که با این نوع انرژی کار میکند، نوعی فیزیکدان است، اما فیزیکدانی که به طور رسمی آموزش دیده نیست. این فردی است که میتوانید آن را به عنوان یک استعداد طبیعی در این زمینه در نظر بگیرید و از کودکی دانش عمیقی، تقریباً ناخودآگاهی در الکترومغناطیس، مدارهای الکتریکی و چیزهایی از این دست داشته است.
GN: یکی از شاگردان البرت اینشتین در سالهای گذشته، نامش جان ویلر بود، گفته بود در مورد این نوع انرژی که در حجم یک کاسه قهوه، انرژی کافی برای تبخیر تمام اقیانوسهای جهان وجود دارد. این قدرتمند است و میتواند انرژی زیادی به جهان بدهد و اگر شما بتوانید --
SG: اگر میتوانید از آن استفاده کنید، بله.
GN: بله، من فقط میخواستم بگویم، اگر میتوانید از آن استفاده کنید - خدایی! شما انسانیت را نجات خواهید داد!
SG: خوب، این دلیلی است که با شما صحبت میکنم. من از این سفر بازگشتم، ... و میخواهم بسیار بسیار واضح باشم که این اطلاعات منتشر شود ... چون باید به شما بگویم که این نوع چیزی است که در گذشته افراد به طور ناگهانی در عملیاتهایی جذب شدهاند که در آنها این فناوریها محدود شدهاند. افراد کشته شدهاند، افراد زندانی شدهاند، افرادی که این چیزها را خریدهاند، فقط در یک نمایشگاه سیاه در یک شرکت بزرگ قرار گرفتهاند.
GN: مم.
SG: این نظریه توطئه نیست. ما میتوانیم این را در دادگاهی اثبات کنیم که این اتفاق به طور مکرر رخ داده است. و دلیلی که ما سریع حرکت میکنیم تا دنیا بداند که این وجود دارد، این است که دو چیز اصلی برای مقاومت در برابر این اتفاق وجود دارد: اول - اطمینان مطلق من که من یک گلوله را میگیرم قبل از اینکه این چیز محدود شود، و دوم - اینکه هیچ مقدار پولی وجود ندارد که شما بتوانید صفرهای بیشتری پس از یک یک قرار دهید، تا ما را خریداری کنند و این چیز را از دست دنیا دور کنند. علاوه بر این، مردم باید بدانند که اگر هر چیزی در مورد این امکان اتفاق بیفتد که اقدامات محدود کننده باشد، آنها باید حتماً اگر لازم باشد، در خیابانها بگردند تا مطمئن شوند که آن را دوباره آزاد کنند. این زمانی است که این چیزها محدود شدهاند و انسانیت به طور کلی در حالتی از سقوط به سوی فقر و آلودگی گذاشته شده است. ما باید این روند را معکوس کنیم.
و البته، شما یک بخش ۵ تریلیون دلاری انرژی، خدمات و حمل و نقل جهانی که با سوختهای فسیلی کار میکند را میپذیرید. اما این زمان است که این دوره باید بسته شود و دورهای دیگر باز شود. همچنین، همانطور که رئیس جمهور در سخنرانی ایالات متحده خود پس از ۹-۱۱ گفته بود، این یک نیاز امنیت ملی است که ما به وابستگی انرژی خود مسلط شویم.
GN: قطعاً!
SG: و هیچ شکی نیست که وضعیتی که امروز در سراسر جهان با آن مواجه هستیم و آسیبپذیری بسیاری از کشورها به دلیل وابستگی غیر ضروری و وابستگی به سوختهای فسیلی - نفت، زغال سنگ و چیزهایی از این دست - است. و این فناوریها که به طور طولانی مدت محدود شدهاند، تقریباً اسطورهای هستند. اما من باید به شما بگویم، چیز مهم دیگری نیز وجود دارد - و هر کسی که به این گفتگو گوش میدهد میداند که من چه چیزی میگویم - در سالهای اخیر چندین دستگاه دیدهایم که بسیار وعدهدهنده به نظر میرسیدند، اما انرژی را در فرمی ارائه نمیکردند که قابل استفاده باشد. این چیز، اگر میتوانید آن را به طوری که من توصیف کردم به کار بگیرید، انرژی را با ۶۰ هرتز، ۱۱۰ ولت، جریان مناسب، هر چیزی که میخواهیم به آن وصل کنیم و به مدتی که آن را به کار میگذاریم، ارائه میکند. این چیزی است که در تمام تجربیاتم در سراسر جهان که این موضوع را مطالعه کردهام، هرگز چنین چیزی را دیده نیستم!
ما هیچ توضیحی در مورد یک جعل برای این چیز نمیبینیم و دانشمند کاملاً بیگناه، صادق، مستقیم و این یک افتخار بود که با این فرد باشم. احساس کردم که در حضور کسی مثل تسلای هستم که این فرد کار میکند و دیدم که مشاور علمی من، دکتر تد لودر، که یک استاد ماندگار در علم در دانشگاه نوهمپشایر است، کنار این مرد کار میکند که به طور کامل چیزها را نشان داد و همه چیز را به تیم علمی ما وصل کرد. این تجربهای بسیار عالی بود و من فقط امید دارم و دعا میکنم و امیدوارم که دیگران نیز با ما دعا کنند که ما بتوانیم به سرعت این چیز را به دنیایی که در این لحظه تقریباً آخرین لحظه است، اعلام کنیم که به طوری که بتواند به زمین بدون قربانی کردن زمینی که ما را پشتیبانی میکند، زندگی کند.
GN: استیوین، من احساس میکنم این حس اضطراری از شما میآید. شما یا این اختراعکننده در مورد این چیز تهدید شدهاید؟
SG: خیر، هیچگاه نه، و دلیل این است که فوراً این چیز را به گردشهای بسیار بالا انتقال دادم. منظورم این است که ما در شبکهمان - در شبکه پروژه افشا، و در شرکت اصلی، سیستمهای دسترسی به انرژی فضایی، که به طور مثال، وبسایت آن seaspower.com است. ما به هر کسی اهمیتدار در جهان دسترسی داریم. منظورم این است که نه شش درجه از فاصله، نه واقعاً یک درجه از فاصله، و ما شروع کردهایم به اطلاع دادن افراد مناسبی که چنین چیزی وجود دارد. با توجه به اینکه من امروز در این برنامه صحبت میکنم و تماسهایی که این هفته انجام دادهایم، به طور واقعی، این چیز نمیتواند ناپدید شود. بنابراین، ما هیچ تهدیدی دریافت نکردهایم.
یادآوری میکنم که در سال ۲۰۰۱، ما بیش از صد شاهد نظامی و اطلاعاتی داشتیم و گواهیهای آنها در کتاب و فیلم به چاپ رسید و بسیاری از آنها با صلاحیتهای مخفی SDI-TK بالا، اطلاعات حساسی داشتند. هیچ یک از آنها هرگز ملاقات نشده و به آنها گفته نشده بود که سکوت کنند و دلیل این است که ما امنیتی را به طور استراتژیک ایجاد کردهایم که برای این گروه انجام دادن این کار بسیار خطرناک است. با این حال، دلیلی که من احساس میکنم مهم است که عموم مردم این را بدانند، و هر کسی که این گفتگو را میشنود باید این برنامه را به دوستانش معرفی کند - بسیار مهم است، چون فکر میکنم مردم باید بدانند که انواع عملیاتی که این چیزها را مخفی نگه داشتهاند فقط در سایههای تاریک انجام میشود. آنها نمیتوانند در یک نور ساطع کننده این کار را انجام دهند. آنها فقط در سایههای تاریک و شب کار میکنند. و اگر ما این چیز را به نور بیاوریم و مردم بدانند که چه ارزشی برای آینده انسانیت و فرزندان فرزندان فرزندان ما دارد، مردم دیگر این چیز را محدود نخواهند کرد.
GN: خوب، استیوین. با ما بمانید چون میخواهم کمی با شما در مورد این نوع انرژی چگونه کار میکند و چه زمانی میتواند به خانهها برسد، صحبت کنم. من جورج نوری هستم. با من بمانید. این برنامه "کوست تو کوست آم" است.
(توقف تبلیغات)
GN: خوش آمدید دوباره به "کوست تو کوست". من جورج نوری با دکتر استیوین گریر. استیوین، به دلیل مشارکت شما در واقعیتسازی اثبات وجود موجودات فضایی و چیزهایی که میدانید، چه احتمالی وجود دارد که این فردی که این دستگاه را اختراع کرده، آن را از منبعی بالا بازسازی کرده باشد؟
SG: صفر.
GN: خوب
SG: بله، من بسیار مطمئن هستم که اینطور نیست. در واقع، یکی از معیارهایی که ما داریم این است که نسبت به این اختراع، یعنی مسیر امتیازات علمی، تمیز باشد تا بتوان به طور ایمن آن را به عموم اعلام کرد بدون اینکه خطری از سوی علاقهمندانی وجود داشته باشد که آن را به طور قانونی محدود کنند. در این حالت، من اطمینان بالایی دارم که این یک نسبت تمیز است. و چیزی که مهمتر است، این فناوری بسیار ساده است. البته، من فکر میکنم که حکمت در هر چیز ساده این است که بدانی چگونه آن را انجام دهی. و من ادعا نمیکنم که میدانم. این چیزی است که به افراد میگویم، من به یاد دارم که وقتی در دفاع امریکا یک گزارش برای رئیس اطلاعات دفاعی داشتم گفتم، "من فقط یک پزشک کوچک در ویرجینیا هستم."
GN: (خنده)
SG: و میدانید، من ادعا نمیکنم که فیزیکدان یا نظریهپرداز باشم. ما افراد بسیار خوبی داریم که این کار را میکنند و میتوانند بهتر آن را درک کنند، اما من میتوانم بگویم که این اختراعکننده خاص، فکر میکنم که احتمال صفری وجود دارد که این را از هر چیزی غیر از توانایی خودش در آزمایشها کشف کرده باشد - روش علمی سنتی و تجربی - و پس از سالها مطالعه این موضوع، این را به دست آورده باشد. اما چیز شگفتآور این است که سادگی نسبی آن است. من میدانم که این دستگاه باید کمتر از بیست پوند وزن داشته باشد، کوچک بود، حداکثر یک تا یک و نیم فوت قطر داشت. ما میتوانستیم مستقیماً از آن عبور کنیم، تمام اجزای آن را ببینیم، هیچ باتری یا منبع انرژی پنهانی نداشت و به طوری که من توصیف کردم کار کرد. بنابراین، این به طور قطع معیارهایی را که ما به دنبال آن بودیم، برآورده میکند و میخواهیم آن را در شبکهمان امن کنیم و به عموم اعلام کنیم، امیدواریم در شکلی که بسیار پایدار و کارآمد و ساده باشد. اگر به طور تجاری در دسترس نباشد، حداقل چیزی که قابل افشا و قابل حمل به هر آزمایشگاه علمی باشد. ما امیدواریم در ماههای آینده این کار را انجام دهیم و عموم در این سال حتماً این را بداند و امیدواریم در نیم سال اول. بنابراین، دوباره، سخت است گفت. این یک مرحله بسیار بسیار اولیه از یک فرآیند مهم و نیز نسبتاً سخت از سوی ما است، اما ما با تمام سرعت ممکن این کار را انجام خواهیم داد.
GN: چرا شما این چیز را به عنوان اصالت آن رد میکنید - من میخواهم بگویم اصالت آن - اما استفاده از آن در سازمان شما اگر چیزی از فناوریهای فضایی به دست آمده باشد؟ پس چه چیزی اشکال دارد؟
SG: خوب، این خوب است، اما اگر این چیز از یک آزمایشگاه دولتی یا یک پروژه مخفی گرفته شده باشد...
GN: اه، من متوجه شدم!
SG: که همانها هستند، جورج. ما نمیخواهیم - در این مرحله واقعاً نمیخواهیم با آنها کار کنیم. با این حال، چون من فکر میکنم این پروژهها غیر قانونی و غیر قانونی هستند، میتواند مورد دعوا قانونی قرار گیرد. اما این یک مسیری با محدودیتهای زیاد است و این دلیلی است که ما به دنبال مسیری تمیز یا نابجا برای این فناوریها بودهایم، و در واقع، من فکر میکنم که آن را پیدا کردهایم. دوباره، من این اطلاعات را بسیار زود ارائه میدهم. برخی گفتهاند که من در این مرحله نباید به این موضوع صحبت کنم. اما من فکر میکنم که به دلیل امنیت، امنیت در تعداد زیاد وجود دارد. چیزی که بیشتر اختراعکنندگان و این تلاشها را ناپدید کرده است، این است که آنها ناپدید هستند. و بنابراین، "کوست تو کوست آم" به طور مهمی به انسانیت کمک میکند که در مورد این چیزها اطلاع داشته باشد.
GN: خوب، وقتی با تهیه کننده لیزا امروز صحبت میکردم، گفت: "جورج، من با استیوین قبلاً صحبت کردهام، اما هرگز او را این قدر فوری و انرژیزده ندیدهام، که احساس کرد که باید چیزی را بگوید و الان بگوید." پس گفتم: "خوب، بیایید آن را تنظیم کنیم. بیایید او را بگیریم!"
SG: بله. این چیزی بود که بسیار شگفتآور بود و باید به شما بگویم که ما در حال گذر از تاریخ بودیم وقتی این چیز کار میکرد، و این اهمیت آن - اگر میتوانم به طوری که یک چکیده کوچک به شما این اهمیت را بگویم. تصور کنید که انرژی رایگان داشته باشید به طوری که بتوانید تمام آبی که برای کشاورزی و بازگرداندن مناطق گستردهای از زمین که به دلیل خشکسالی به بیابان تبدیل شدهاند، تهیه کنید که میتوانند به حالت اولیه خود بازگردند. تصور کنید که بتوانید چیزهایی را بدون هزینهای برای بخش انرژی، بدون هزینه سوخت تولید کنید. تصور کنید فقر و بیماری و رنجی که میتواند حذف شود. بیشتر مرگ و رنج در جهان به دلیل بهداشت ناکافی، آب تمیز، سرمایش و غیره است. این میتواند همه چیز را تغییر دهد بدون ساخت نیروگاههای چند میلیارد دلاری با خطوط انتقال. تصور کنید تمدنهایی که الان به برق دسترسی ندارند. مانند اینکه افراد از داشتن تلفن ثابت به تلفن همراه رفتهاند، آنها میتوانند از داشتن خطوط برق به این دستگاهها در روستاها و مناطق خود بروند که سطحی از ثروت و فراوانی را به دست میآورند. تمام مطالعات نشان دادهاند که وقتی تمدنها به ثروت بیشتری میرسند، و با آن فرصتهای آموزشی بیشتر، نرخ تولد به طور قابل توجهی از ده یا یازده در هر زن به دو یا سه کاهش مییابد. بنابراین، مسئله مالتوسی که در مناطقی با جمعیت بسیار زیاد و فقر وجود دارد، قابل حل است. منظورم این است که اهمیت این چیز بسیار بزرگ است. علاوه بر این، ما میدانیم که تمام فاضلاب تولیدی در صنعت به طور کلی مربوط به هزینه بالای انرژی است. ما داشتهایم - بکریفر و آرچیبالد مکلیش به من گفتهاند که چندین سال پیش در اواخر دهه ۷۰، که ما فناوریهایی داریم که میتوانند فرآیندهای تولید را به صفر آلودگی برسانند، اما به دلیل اینکه انرژیهایی که ما استفاده میکردیم آلوده بودند، این کار به دلیل هزینه بالای انرژی به حداکثر بازده کاهش یافت.
GN: البته.
SG: بنابراین، در این حالت، که منبع انرژی تمیز و غیر آلوده و رایگان است، میتوانید همه چیز را به طور کامل و تقریباً بدون آلودگی به محیط برسانید. بنابراین، شما صحبت میکنید در مورد توانایی برای تغییر کل روش زندگی انسانها روی زمین و بنابراین یک پایه واقعی برای زندگی به طور صلحآمیز و در نهایت به طور صلحآمیز در فضا با هم ایجاد کنید. پس --
GN: فقط، فقط -- ادامه ده، استیوین.
SG: بله، منظورم این است که این چنین اهمیتهایی از این گونه پیشرفتها است. البته، همانطور که افراد میگویند، برنده و بازندهای خواهیم داشت. خوب، ۹۹.۹۹۹ درصد انسانیت برنده خواهند بود. زمین برنده خواهد بود. فرزندان فرزندان فرزندان ما برنده خواهند بود. حالا افرادی وجود دارند که به طور ویژه در زمینه سوختهای فسیلی علاقه دارند و این چیز را نمیتوان به طور ساده نادیده گرفت. اما من فکر میکنم هدف ما این است که این کار را به گونهای انجام دهیم که این بخشها را حفظ و قدرت بخش کنیم، با اینکه آنها در این فناوریها فاز شوند و فناوریهای قدیمی دودکشها فاز شوند. این کار میتواند انجام شود اگر ما با حکمت عمل کنیم و اگر دارندگان فعلی این فناوریها حکیم باشند و اجازه دهند که این انتقال به صورت منظم انجام شود.
GN: دوشنبه، جورج بوش در سخنرانی ایالات متحده خود از استفاده از سوخت هیدروژن در ماشینها حمایت میکرد، چیزی که من سالهاست که به دنبال آن هستم. اما، یکی از مشکلات امروز با سوخت هیدروژن این است که برای تولید نوعی برق برای تولید هیدروژن.
SG: درست است.
GN: و این یک مشکل جدی بوده است، بنابراین سوال دوگانه من - سوال دوگانه من این است که آیا مفهوم انرژی نقطه صفر شما - آیا میتواند مستقیماً در ماشینها کار کند یا میتوانید از آن برای تولید برق برای تولید هیدروژن برای ماشینها استفاده کنید؟
SG: خوب، پاسخ این است که هر دو. به عبارت دیگر، شما دوصد میلیون ماشین در امریکا و ششصد و چند میلیون در جهان دارید. این ماشینها از نفت و گاز استفاده میکنند. بهترین کاری که میتوانید اولیه انجام دهید - چون اکثر افراد نمیتوانند موتور ماشین خود را از بین ببرند و یک موتور چند هزار دلاری بخرند.
GN: خیر، آنها نمیتوانند آن را پرداخت کنند.
SG: بنابراین، چیزی که میخواهید انجام دهید این است که از این انرژی رایگان استفاده کنید تا بتوانید هیدروژن را از آب جدا کنید و سپس این هیدروژن را برای راندن ماشینها استفاده کنید. من فقط با یک اختراعکننده صحبت کردم که یک اسپری کننده سوخت دارد که میتوانید به جای چراغ اولیه بگذارید و ماشین شما با هیدروژن کار خواهد کرد! بنابراین، این فناوری میتواند این کار را ممکن کند که رئیس جمهور به آن اشاره کرده است. بنابراین، ماشینهای وسیله نقلیه داخلی و کامیونهای موجود میتوانند به سوخت هیدروژن تمیز تبدیل شوند تا زمانی که تمام ماشینهایی که در آینده ساخته میشوند دارای سیستم رانش الکتریکی کامل باشند که از این ژنراتور کار میکنند. بنابراین، من فکر میکنم که این کار امکانپذیر است. مجدداً، ما قصد داریم که این اطلاعات را، وقتی گزارشهای علمی نهایی در ماههای آینده در دسترس باشند، به رئیس جمهور و گروه درونی او ارائه دهیم. ما قطعاً میتوانیم به آن دسترسی داشته باشیم. و من فکر میکنم که این چیز برای شورای امنیت ملی، جزء ایمنی اقتصادی و مسائل انرژی آن، بسیار مهم است، چون هیچ شکی نیست. منظورم این است که چه چیزی در سمت چپ یا راست باشد، یا چه چیزی باشد، همه امروز به طور واضح میدانند که در بلند مدت، و حتی در مدت کوتاه، برای ایالات متحده، این کار به طور قطع در منافع آن است که از این سوخت سیاه و اضافی که به عنوان نفت شناخته میشود، خود را ترک کنیم. و من فکر میکنم هر چه زودتر این کار انجام شود، هر چه زودتر میتوانیم به یک دوره جدید و امیدوارانهتر در تاریخ خود برویم.
GN: انرژی نقطه صفر از اصول مکانیک کوانتومی ناشی میشود که مربوط به فیزیک پدیدههای زیر اتمی است. لطفاً آن را برای ما توضیح دهید تا بتوانیم در مورد چیزی که در حال گفتگو هستیم به طور کامل متوجه شویم.
SG: خوب، به طوری که من میدانم، اگر به فضای اطراف خود نگاه کنید، نه فضای خارجی، بلکه فضای در اتاقی که شما در آن نشستهاید. آن فضا و ساختار فضا و سطح اساسی که در آن ماده و انرژی از یک میدان انرژی بسیار قوی جریان دارد. این در یک نوع خاص از همبستگی است. و چنین فناوریهایی این همبستگی را به طور کافی مختل میکنند تا بتوانند به این انرژی پایه یا انرژی موجود در خلأ کوانتومی، که برخی آن را مینامند، دست یابند، که ماده و انرژی در آن جریان دارند و میتوانند از آن استفاده کنند و تقریباً مانند گرفتن انرژی از یک مخزن انرژی که همیشه وجود دارد اما در فرمی است که قابل استفاده نیست. این سیستمها به این انرژی دست مییابند و در مورد دستگاهی که ما دیدیم، واقعاً آن را به انرژی قابل کنترل و قابل استفاده تبدیل میکنند، که چیزی بود که شگفتآور بود. من باید بگویم که دیدهام دستگاههایی "بیش از یک" داشتهام که انرژی بیشتری از آن چیزی که وارد کردهایم به دست میآورند، اما این انرژی در فرمی بود که قابل استفاده یا قابل تبدیل به قدرت الکتریکی نبود و بنابراین به طور مستقیم کاربردی نبود و در برخی موارد افراد تخمین میزدند که برای تبدیل آن به فرمی مناسب و دسترسی به آن باید حداقل ۱۵ میلیون دلار هزینه کنند. اما این اختراعکننده با یک سیستم بسیار سادهای که میتوانستید با یک دست آن را بگیرید و روی پیادهرو ببرید و چیزهایی را روشن کنید، این کار را انجام داد. بنابراین، من فکر میکنم که جمعیت بزرگی از اطلاعات در این زمینه وجود دارد. اگر نگاه کنید، یک کتاب ۱۰۰۰ صفحهای جدید که دکتر توم بیاردن ارائه داده است که تقریباً موسوعهای از اطلاعات در این زمینه است و من یک نسخه از آن را دریافت کردهام. من بسیار ممنون هستم به او برای این کار و من به افراد توصیه میکنم که اگر میتوانند جزئیات را بخوانند، این کتاب را بگیرند. اما من فکر میکنم که بسیاری از افراد، همانطور که گفتم، دکتر ژن مالوو، توم والون، و بسیاری افراد دیگر، این موضوع را مطالعه کردهاند و در مورد اینکه این اتفاق افتاده است نوشتهاند و یک انسانشناسی از این موضوع انجام دادهاند که جایی که فرهنگی از دانشمندان در طول قرن گذشته که واقعاً این چیزها را کشف کردهاند و دستگاههایی را اختراع کردهاند که به این شکل کار میکنند، وجود داشته است، اما همه به مصیبتهایی مواجه شدهاند از دل، البته، علاقهمندان بزرگ و اربابهایی که میخواهند ما را به شرکتهای برق و پمپهای گاز محدود کنند و این چیز به طور قابل فهم است، اما نمیتواند شگفتآور باشد که افرادی با اقتصاد و قدرت و اهمیت جغرافیایی گسترده این کارها را انجام دهند. ما در این لحظه به گونهای هستیم که بدون تهدید کردن کل آینده انسانیت نمیتوانیم پیش برویم.
GN: چه مدتی است که اختراعکننده شما روی این پروژه کار میکند؟
SG: هفت سال.
GN: این خوب است! این خوب است در تحقیق و توسعه. آیا او به شما توضیح داد که چرا این افشاگری به او رسید؟ چرا تصمیم گرفت این کار را انجام دهد؟
SG: خوب، این فردی است که از همان سن هفت سالگی به الکتریسیته و الکترومغناطیس علاقه داشته است. تا سن ده سالگی، اشیاء را باز میکرد و اختراعات بسیار خلاقانهای را به تنهایی انجام میداد، به عنوان یک کودک - فرزند. و اکنون، به این موضوع تمرکز کرده و همچنین مطالعهای را در مورد اولین بزرگان مانند تسلایی، فاراده و ماکسول و چیزهایی از این دست انجام داده است. و در واقع، به نظر میرسد که بین این دانش و آزمایشهای خود، حسی، درک و این یک هدیه اگر بخواهید به عنوان یک هدیه این چیز را طراحی کرده است. من باید بگویم که ما شگفت زده شدیم.
من میدانم که سه نفر از اعضای هیئت مدیره ما در آن جا بودند، و یکی از آنها یک کارآفرین موفق بود که کاملاً در حالتی از شگفت زده بود، به دلیل اهمیت این چیز. چون این کارآفرین خاص به من گفت چگونه ۲۵۰ هزار دلار در سال به عنوان حساب برق کسب میکند و من گفتم "خدای من! من میخواهم این مقدار را به عنوان یک پزشک کسب کنم!"
او گفت، "بله، این فقط حساب برق من است."
من گفتم، "او خدای من. تصور کن که چه اثری میتواند ایجاد کند!" و این فرد چه بسا یک شرکت بزرگ نیست، اما چه چیزی این کار را میتواند به تمدن ما اضافه کند و کاهش هزینههای تولید و توانایی هر خانهای که دارای یک گلخانه کشاورزی کوچک با کنترل کامپیوتری برای تحویل آب، گرما و چیزهایی از این دست در شرایط کنترل شده باشد. انرژی رایگان خواهد بود. شما میتوانید در هر آب و هوایی، تقریباً هر چیزی را که نیاز دارید را به طور ارگانیک کشت کنید. محدود کننده اصلی این توسعهها هزینه بالای انرژی و فرمهای آلوده انرژی است. اگر این معادله را تغییر دهید، به طور کلی نحوه زندگی انسانها روی زمین را تغییر میدهید.
GN: حالا به طور واقعی، استیوین، اگر شما موانعی نداشته باشید، و شما موانعی خواهید داشت، اما اگر موانعی نداشته باشید، چه زمانی فکر میکنید میتوانید چیزی مانند این را به بازار برسانید، یا حداقل به مرحله آزمایش عملی برسانید؟
SG: یک مرحله آزمایش عملی - ما به دنبال دو تا سه ماه هستیم، و سپس به یک نمونه قابل تولید پس از مرحله آزمایش، ممکن است یک سال یا بیشتر باشد، و سپس به بازار. ما امیدواریم که تا فصل اول یا نیم سال اول ۲۰۰۴ این چیزها قابل دسترسی باشند. حالا، البته، ما نمیدانیم چه چیزی را خواهیم دید و وقتی به این گونه مسائل مهندسی میرسیم، ممکن است با تمام گرایشهای ناامیدی مواجه شویم و بنابراین من در حال ادعا کردن هستم، اما این اراده ما و ما قصد داریم این کار را انجام دهیم. و به یاد داشته باشید، بسیاری کاربردهایی برای این چیز وجود دارد. تصور کنید اگر شما یک سیستم تغذیه قدرت برای ماهوارهها داشته باشید که آنها را از اتمام قدرت یا آسیب دیدن پنلهای خورشیدی به دلیل میکرو میتئوریتها نجات دهید، میتوانید عمر ماهوارهها را افزایش دهید و هزینههای زیادی را صرفه جویی کنید. اگر شما این چیزها را داشته باشید، این گونه سیستمهای قدرت در نهایت در هر وسیلهای قرار خواهند گرفت که هیچ وسیلهای نیازی به وصل کردن به برق نخواهد داشت. در نهایت میتوانید ساختمانهایی داشته باشید که هیچ سیمکشی در آنها نباشد. هر لامپ و هر وسیله میتواند منبع انرژی خود را داشته باشد. این چیز کارآمد و قابل کوچک کردن است، اگر چنین کلمهای وجود داشته باشد - بنابراین میتوانید این کار را انجام دهید و هر چیزی که ساخته میشود میتواند منبع انرژی خود را داشته باشد و به طور کامل نحوه ساخت و ساز و معماری را تغییر دهد. البته لیست فقط به اینجا میرسد، اما هدف ما این است که این کار را حداقل در یک سیستم پایدار و قابل استفاده در یک نسل انجام دهیم، قطعاً در یک سال یا یک سال و نیم. من میخواهم که زودتر باشد، اما میدانم که چگونه چیزهایی در جهان اتفاق میافتد، فکر میکنم ممکن است این چیز طولانیتر باشد یا کمی طولانیتر باشد. من میخواهم این کار را نکنیم. ما قصد داریم این چیز را به طور فعال سرمایهگذاری کنیم، سرمایههای لازم را در آن قرار دهیم، تا این کار انجام شود و زمان را کوتاه کنیم، چون به طور واقعی، توم بیاردن و من یک بار در مورد این موضوع صحبت کردیم، قبل از اینکه با اعضای کمیته محیط زیست مجلس ارائه دهیم. او گفت که اگر این فناوریهای جدید از نوار نقاله به صورت چیزهایی مانند سوسیس در اولین فصل، یا در زمانی نزدیک به آن، سال ۲۰۰۴، با توجه به اینکه بیوسفر به شدت فشار میآورد، با توجه به تنشهای سیاسی-سیاسی، ممکن است ما به طور کامل زمان دیگری نداشته باشیم. بنابراین، من فکر میکنم که این یک لحظه قبل از نیمه شب است و ما واقعاً باید این پروژه موفق شود. من امید دارم که این فناوری به بررسیهای خود برسد. من نمیتوانم در این لحظه چنین چیزی را بگویم. من میتوانم بگویم که آزمایشهای حضوری بسیار وعدهدهنده بود و من امید دارم که به مطالعات تکرارپذیری و تحلیل علمی که در جامعه ما لازم است و تیم ما لازم است، برسد، که در ماههای آینده انجام خواهد شد و ما امید داریم بهترین نتیجه را بگیریم.
GN: خوب. و شما همچنان میخواهید به پروژه افشاگری خود ادامه دهید، اطمینان دارم.
SG: بله، این بخش اول آن است و در واقع یکی از افشاگریهای بزرگ است. به یاد داشته باشید، افشاگریهای اورا به دلیل اینکه مردم بیشتر از اینکه از ابرانسانها میترسند، نه به دلیل اینکه اوراها خودشان از انرژی و سیستمهای پیشرانی که نیاز به نفت و گاز را جایگزین میکنند، کار میکنند. بنابراین، مخفی بودن بیشتر به دلیل سودجویی بود، نه به دلیل امنیت.
GN: خوب بود. ممنون استیوین. با ما در تماس باشید! دکتر استیوین گریر. فقط به سایت من بروید و به سایت او متصل شوید. او دو سایت دارد disclosureproject.org و seaspower.com…
پایان ساعت
مستند B
از دکتر جان-پیر پیت (فرانسه) به استیوین گریر دسامبر ۲ ۲۰۰۲
سالام آقای گرامی،
من عضوی از CNRS فرانسه (مرکز ملی تحقیقات علمی) هستم. من ۶۵ ساله هستم و "دیرکتور ده رچرچ" هستم. من در سالهای ۱۹۵۸-۱۹۶۱ در مدرسه هوانوردی فرانسه (Ecole Nationale Supérieure de m'Aeronautique de Paris) تحصیل کردم. سپس به عنوان مهندس آزمایش در موتورهای سوخت جامد (موتورهای ماهوارهای) کار کردم
۱۹۶۵ من به تحقیقات مربوط به تبدیل MHD (مغناطیس هیدرو دینامیک) پرداختم (سالهای زیادی قبل از اینکه این چیزها منبع اصلی برق برای ایستگاههای فضایی باشند).
۱۹۷۲: فیزیک فضایی، کیهانشناسی نظری، هندسه.
من ۳۲ کتاب نوشتهام.
این برای رزومه من است. در سال ۱۹۷۵ به MHD پرداختم و چندین مقاله در مورد این موضوع منتشر کردم. من یک دکترای فارغالتحصیل را راهنمایی کردم که اثر فیلد لورنتس بر لولههای شوک را مورد مطالعه قرار داد. این به وضوح مرتبط با فناوریهای اورا بود. مقالات در جلسات بینالمللی MHD (موسکو ۱۹۸۳، تسوکوبا، ژاپن، ۱۹۸۷، پکن، چین، ۱۹۹۰).
من قرار است کتابی را در ابتدای سال ۲۰۰۳ (ژانویه) منتشر کنم که عنوانش "اوراها و سلاحهای مخفی امریکا" است. من فکر میکنم محتوای این کتاب عناصری را که شما در پروژه افشاگری میگویید، به دست میدهد. من توضیح میدهم. در سال ۲۰۰۱ من به یک جلسه بینالمللی مربوط به پیشرانهای پیشرفته رفتم. در آنجا با دانشمندان امریکایی که در پروژههای سیاه شرکت داشتند، مانند اورورا، آشنا شدم. در پایان جلسه چیزهایی را که در آن یاد گرفتم، به طور کامل به نتیجهام رسیدم. من سعی میکنم آن را به طور خلاصه توضیح دهم.
-
من گفتند که امریکا یک کشتی غیر معمولی در روز ۱۹۴۷ در روزل و امریکا دریافت کرده است. این کشتی برای سفر از یک ستاره به ستاره دیگر طراحی نشده بود. فقط یک کشتی فراتندی بود. به دلایل غیر مشخص این کشتی روی زمین سقوط کرد و توسط ارتش امریکا بازیابی شد. فوراً این چیز به افسران امریکایی اطمینان میدهد که اوراها وسایلی از سیارههای دیگر هستند. دولت تصمیم گرفت که فناوریهای آن را از آن استخراج کند و سایر کشورها را سرگرم کند. این به دلیل اینکه موضوع اورا را به عنوان غیر منطقی و شوخی نشان داد. این سیاست همچنان در اروپا فعال است. هدف این بود که فناوریهای ابرانسان را برای ساخت سلاحهای جدید استفاده کنند و فقط آن. در ابتدای دهه ۷۰ آنها متوجه شدند که MHD (مغناطیس هیدرو دینامیک) با اوراها مرتبط است. این امکان سفر فضایی را فراهم نمیکند اما مربوط به پروازهای کشتی است، مثلاً. سپس امریکا تصمیم گرفت MHD را در حفظ سریع انجام دهد، در حالی که موفق شد کشورهای دیگر را متقاعد کند که این فناوریها چیزهای جالبی را ارائه نمیدهند. آنها این فناوریهای مسافر را تحریم کردند و در نهایت مردند. در همین زمان آنها MHD توپهای مخرب را توسعه دادند. من در سال ۱۹۸۴ به امریکا رفتم و به جلسات بینالمللی MHD (مسافر) رفتم. در آن جلسات فضای روحی بسیار بد بود. مردم میگفتند که دولتهایشان به طور قطع به MHD علاقهای ندارند. من یادم میآید یک نفر به نام سولبز، کار میکرد با کرربرک، که وقتی من را دید، گفت:
-
آقایان، میتوانم به شما یک فردی را معرفی کنم که هنوز به پروژههای MHD باور دارد...
و او خندید. اما در حفظ سریع، اولین کاربردهای نظامی قبلاً در دسترس بود. در سال ۲۰۰۱ من در انگلستان گفتند که موتور MHD امریکایی در سال ۱۹۸۰ با سرعت ۱۰۰۰ گره در حرکت بود. حالا سرعت آن به ۱۵۰۰ گره نزدیک است. تعداد کمی از افراد میدانند که این سلاح واقعیت دارد. من میدانم چگونه طراحی میشود و اگر این چیز با پروژه افشاگری شما مطابقت دارد، میتوانم آن را توضیح دهم و تمام جزئیات فنی مورد نیاز را ارائه دهم.
در ابتدای سال ۱۹۹۰ امریکا شروع به آزمایش هواپیمای جاسوسی "اورورا" کرد. این یک ماشین فوقالعاده است و اگر شما جایی برای آن دارید (آیا پروژه افشاگری وبسایتی دارد؟) میتوانم تمام جزئیات در مورد اورورا را به شما ارسال کنم. این یک ماشین فراتندی است. این ماشین با موتورهای توربوفن معمولی به هوا میرود. سپس بالا میرود و با سرعت فراتندی، تا مکس سه پرواز میکند. در این سرعت و ارتفاع، ورودی هوا که در پایین قرار دارد بسته میشود. هوا فراتندی از ورودی دیگری که در بالای صاف ماشین قرار دارد وارد میشود. قبل از ورود هوا: یک ژنراتور مغناطیسی دیوار. گاز کند میشود، فشرده میشود اما گرم نمیشود. این تبدیل با ایجاد یک موج شوک انجام نمیشود. بنابراین، این هوا فشرده میتواند در یک توربوفن معمولی وارد شود، با کروزن و غیره. قدرت الکتریکی تولید شده توسط ژنراتور دیوار به یک شتابدهنده دیواری که دقیقاً پس از خروج موتور (۴ واحد) قرار دارد، هدایت میشود. یک تراکم اضافی به دست میآید. آنها آن را "بازپیچ مغناطیسی" مینامند.
اثر هال ولتاژ بالایی را ایجاد میکند. یک جرقه الکتریکی یک پلاسمایی ایجاد میکند که لبه رهبر را محافظت میکند، به عنوان یک حفاظ محافظ. در این فرآیند، اورورا به ارتفاع ۱۰۰،۰۰۰ فوت و ۶۰۰۰ گره سرعت میرسد. این به عنوان یک "رایدر موج" پرواز میکند، روی موج خود حرکت میکند. سپس یک تراکم اضافی از راکت به آن اضافه میشود تا به یک ماهواره جاسوسی در ارتفاع پایین تبدیل شود. فرآیند بازگشت با استفاده از یک مبدل MHD دیواری انجام میشود تا انرژی جنبشی را به برق، گرما و تابش محدود کند. اورورا میتواند با خودش به هواپیما برسد و فرود بیاید. اورورا مستقیماً از مطالعه دقیق ماشین روزل و امریکا به دست آمده است. روسها هم یک پروژه مشابه به نام "آجکس" داشتند، اما به دلیل کم بودن پول نتوانستند.
در طرف دیگر، بیتو چیزهای واقعی نیستند. ماشینهایی که به افراد نشان داده میشود فقط تصوراتی هستند. "بیتو واقعی" فقط در شبکههای شبیهسازی میپروند. فناوری آنها متفاوت است. آنها در ارتفاع ۱۰۰،۰۰۰ فوت و ۶۰۰۰ گره پرواز میکنند اما هیچ موج شوکی ایجاد نمیکنند. آنها میتوانند از امریکا به قطبها بروند، بمبهایشان را رها کنند و در یک شب به بازگردند. مانند اورورا، آنها کاملاً در یک پلاسمایی فرود میآیند و به طور کامل سریع هستند. من میتوانم این ماشینها را توضیح دهم. من در کتابم در مورد همه این چیزها صحبت میکنم و اگر کسی وجود داشته باشد که زبان فرانسوی را بخواند، میتوانم یک کتاب را به شما در ژانویه بفرستم.
در میانه دهه شصت، آمریکاییها منابع جدید انرژی کشف کردند. آنها متوجه شدند که به طور تصادفی، با انجام آزمایشهای هستهای زیرزمینی در نوادا. هدف از این کار فشردهسازی مواد با «فشردهسازی مغناطیسی» (سیستمی که آندری ساخاروف در سال ۱۹۵۲ اختراع کرده بود) بود. در دهه شصت، ساخاروف با بهرهگیری از بارود شیمیایی ساده، به ۲۵ مگابار فشار رسید. ارتش آمریکا تصمیم گرفت از یک بمب انفجار کوچک استفاده کند، اما نتیجه کاملاً متفاوت بود. فشار به حدی بالا بود که مقداری ضد ماده تولید شد. پس از آن، روش ذخیرهسازی این ضد ماده را کشف کردند: «بطریهای مغناطیسی». این منابع انرژی، نوع جدیدی از ماشینها را به وجود آوردند که شکل دیسکی دارند، با سیستم MHD (الکترومغناطیسی-هیدرودینامیکی) پیشران میشوند و میتوانند در ارتفاع پایین با سرعت مکان ۱۰ حرکت کنند. این ماشین، «موشک مهاجم فوق صوتی کامل» است که هیچ راکتی نمیتواند آن را سقوط دهد.
آنها میتوانند ضد ماده را در بلورها ذخیره کنند (محصورسازی الکترواستاتیک) و میلیاردها «بکی بال» تولید کردهاند، به اندازه یک تخم مرغ، شامل سیستم محافظ حرارتی برای ورود مجدد به جو. قدرت: معادل ۴۰ تن TNT. این قدرت آنقدر کم است که میتوان آن را استفاده کرد (هیچ «زمستان هستهای» ایجاد نمیشود!). آمریکاییها به اندازهای از چنین بمبهایی تولید کردهاند که بتوانند کشوری به اندازه چین را نابود کنند. آزمایشهای بمبهای ضد ماده بزرگتر را روی سیارات دیگر انجام دادهاند. در این سلاحها، ضد ماده در داخل بمب ذخیره نمیشود، بلکه با فشردهسازی هنگام برخورد بمب به هدف تولید میشود.
آنها شتابدهندههای MHD با پیشبینی بالا توسعه دادهاند که برای پیشرانش فضایی استفاده میشوند. تمام سیستم خورشیدی به صورت مخفی کشف شد.
این همه تسلیحات است، اما اگر از آن برای اهداف صلحآمیز استفاده شود، منبع انرژی فوقالعادهای خواهد بود که «گلها را در بیابانها میگذارد». همه چیز برای اهداف نظامی توسعه یافت.
به طور عجیب، اگر کسی ضد ماده داشته باشد، انرژی کافی برای ارسال پیام و تولید هر نوع اتمی که بخواهد، از نیتروژن هوا یا سنگهای جاده را دارد. فضاییان تولید صنعتی ندارند. هر شیء میتواند کپیبرداری شود و به بسیاری از نسخهها تبدیل گردد، با این تکنیک. به همین دلیل، علاقهای به مواد و «گنجینههای» ما ندارند.
این موضوع منجر به سیستمهای ضد گرانشی میشود. ما میدانیم که چگونه کار میکنند. احتمالاً کاملاً متفاوت از آن چیزی است که شما تصور میکنید. در حال حاضر، آمریکاییها در حال جستجوی روش ساخت وسایل فضایی بینستارهای هستند. به همین دلیل به این کنفرانس بینالمللی آمدهاند.
فکر میکنم حق با شماست. آنها ناودانها را با پرتوهای انرژی نابود کردهاند. همه اینها تحت کنترل نیست. ما به یک «اثر فولامور فضایی» نزدیک هستیم.
من آمادهام که همه چیزی که میدانم را بگویم. این به شما بستگی دارد. فقط بگویید چگونه و کجا. امیدوارم دانشمندان دیگر نیز همین کار را انجام دهند. آنها باید این کار را انجام دهند.
ما از بیست سال پیش به طور متناوب با فضاییان تماس داشتهایم. معمولاً نامههای ساده فرستاده میشدند. گاهی، بسیار نادر، تماس فیزیکی کوتاهی وجود داشت. اما مهمترین چیز این نبود. در سال ۱۹۹۱ به من نوشتند که باید افشای اطلاعات را انجام دهیم. متن شما را به عنوان یک نوع دعوت تفسیر کردم. هرگونه خطر برای من مهم نیست. ما سعی کردیم یک گروه سازمانیافته در فرانسه تشکیل دهیم، اما سخت است. مردم به آن اهمیت نمیدهند. از سالها پیش فهمیدهایم که تنها هدف مقامات فرانسوی ساخت سلاح بوده است. گزارش کومِتا را ببینید که به زبان انگلیسی ترجمه شده است.
به شما وبسایتم را میدهم: http://www.jp-petit.com
و منتظر پاسخ شما هستم.
وبسایت سازمان افشای اطلاعات به زبان انگلیسی: http://www.disclosureproject.com
برای تماس با سازمان افشای اطلاعات: Disclosure2001@cs.com
برای تماس با دبی فوچ، مدیر وبسایت سازمان افشای اطلاعات: webmaster@disclosureproject.org
برای تماس با کارمند گریر، امیلی کرامر: ekramer@cs.com
تعداد بازدیدها بین ۵ مارس ۲۰۰۳ تا ۱۶ مارس ۲۰۰۴ (یک سال): ۱۸,۵۰۸
تعداد بازدیدها از ۹ آوریل ۲۰۰۴ به بعد: